مهملات
Відкрити в Telegram
231
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
231
یادژ بخیر، داژتم دنده عقب میگرفتم پارک کنم، برادر بنده گفت فرمان را بژکن، زورم نرسید صندلی را کندم.
231
یبوست، حتی برای عظمایی به مانند من، که نوجوانی و جوانی سختی در حمام منصوری مژهد داژتم هم دردناک هست، و مقعدم را آزار میدهد.
231
یادژ بخیر، بنده در اینجا، همزمان که داژتم زور میزدم عنم به بیرون بیاید، به این هم فکر میکردم دیگر چگونه میتوان، دژمنان را زمینگیر کرد. ژیعه، در هر زمانی، باید برای تاکتیکهای جنگی آمادگی داژته باژد. به حول قوه الهی، سربلند خواهیم ژد.
231
دورتون رو میزنید، کستون رو میدین، به بهونه پرچم هرشب هرشب کون کونک بازی در میارید، حشری میشید یاد من میوفتید؟ برید خارتونو گاییدم، هنوز من رو چال نکردین، تیم فوتبال هم که فرستادین به کشور دژمن انگار نه انگار همون شیطان بزرگ یه موشک صاف کرد تو کون من.
231
شما مادر بنده را گاییدید، من اگر نخوام شما از خون بنده خجالت بکشید، چه گوهی باید بخورم؟ بکشید بیرون از ما ناموسا، بازیچه دست یه مشت کسخل و عقبافتاده شدیم الکی الکی خودمون رو به گاییدن دادیم.
231
فرهنگ کیری ایرانی رو نباید به اسلام ربط داد. اسلام فقط مثل یه ریاِیجِنت زودتر اون رو به غایت رسوند.
(ریاِیجِنت توی واکنش شیمیایی، به عنوان ماده کمکی عمل میکنه و سرعت و امکان واکنش رو هم فراهم میکنه، فرقش با کاتالیزور اینه که، کاتالیزور دست نخورده باقی میمونه ولی ریاِیجِنت مصرف میشه)
231
واقعا برام فرقی نداره چه پرچمی برای این مملکت بخواین انتخاب کنید، بنده با نهایت صداقت در کلام عرض کردم خدمتتون، کیرم توی ایران.
231
"این همه تلاش کنی ولی کسی قدر تو رو ندونه" یعنی چی؟ میخوای بهت کیر بدم؟ به افتخارت یه محل رو شیرینی بدم؟ عه تو تلاش کردی کسم خیس شد؟ تلاش کردی حالا نتیجه گرفتی یا نه دیگه، چرا منتش رو سر باقی میذاری قرومساق.
231
"پیامهای شما" ایران اینترنشنال رو یه جا ذخیره کنید اگه یه روز خواستید از این کیریخانه برید این رو نشونشون بدین، بهتون پناهندگی میدن.
231
این همه هزینه شد، سگ تربیت کردیم، مادر خود را به حراج گذاشتیم, توی کوچه و خیابانها بنده را کونی خطاب کردند، خون دلها خورده ایم که در نهایت با قاتل بنده توافق بشود؟ خب من اگر این را میدانستم، از همان اول، جای آقای رفسنجانی، آقایان قالیباف و عراقچی را در استخر غرق میکردم.
231
یادش بخیر، در اینجا بعد از جنگ ۱۲ روزه که مشغول حفاری تونل بودم، یک انشعاب جدید زده بودم برای یافتن مقداری غذا که به ایشان برخورد کردم، هرچقدر هم گفتم که بنده سیدعلی خامنهای ام، با خنده میگفت پس من هم پدرتم کوچولو. انسان طناز و خونگرمی بودند.
