uk
Feedback
نمی‌دانم،

نمی‌دانم،

Відкрити в Telegram

اینجا قطعه‌ای‌ست از زیست انسانی که ناتوان از درک و درگیری‌ست؛ بی‌تسلط بر اخلاق اجتماعی، غایب از جهان، حاضر در خیال.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
217
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-530 днів
Архів дописів
Repost from N/a
به این دلیل برای من یادداشت های زیرزمینی یکی از پربار ترین کتابیه که خوندم، وقتی داری کتاب رو میخونی مثل اینکه که داری توی خلوت خودت بخشی از خودت رو نشوندی روبه روت داری شخصیت خودت رو نقد و برسی میکنی، داری با خودت حرف می‌زنی، بعضی از حرف هایی که حتی میترسی به خودت بگی، روبه رو شدن انسان با خودش ترسناکه، به چه دلیل، اینکه داری واقعیت های زندگیت رو خودت میکوبی به صورت خودت، اینجا رو همون جمله اگزوپری توی شازده کوچولو به ذهنم میاد، ادمیزاد بهترین قاضی خودشه.

Repost from N/a
یعنی هر چیزی توی دنیا تغییر کنه اما زن ستیزی و مرد ستیزی همیشه سر جای خودشان باقی میمانند

Repost from N/a
Khalesane.mp311.08 MB

می‌دانم بر این کتاب‌ها و فیلم ها اجحاف شده است، اما چه چاره؛ برای امرار معاش ناگزیرم شب تا سپیده‌دم پشت میز بنشینم، تخم هایم را بخارانم و سرمایه زمان را به بقا تبدیل نمایم.

جهان، همراه با تمامی موجودات ساکن آن، در بنیان خویش نسبت به رنج و تمنای ما بی‌اعتناست؛ گویی رحمت و بی‌رحمی صرفاً مفاهیمی انسانی‌اند که بر پهنه سرد هستی افکنده شده‌اند.

برای لمس تن عشق کلید *#0000000# را شما گیری کنید.

Repost from N/a
photo content

دوستان، با آقای پو‌گل‌ آشنا شوید؛ موجودی کلاسیک با روحیه‌ای ستیزه‌جو و ناسازگار با اغلب مظاهر جهان. چند شب پیش در تصادفی از جنس سرنوشت با او آشنا شدم. از بیشتر امور هستی بیزار بود و تنها با سیگار و آب نسبتی دوستانه داشت. از قورباغه‌ها برایم گفت و اعتراف کرد که بخش عمده‌ای از زیست او در هیاهو، اصطکاک و برهم‌زدن‌ سکون دیگران سپری شده است.

به دور از هیاهوی ضرورت‌ها و مز‌احمت‌ها، در سکوت خویش به امیال فردی، مطالعه کتاب، تماشای فیلم و پرسه‌زدن در بی‌کرانگی تصاویر و روایت‌ها بسنده کنم و زیستن را به ساده‌ترین صورت ممکن تجربه کنم.

اگر همه‌چیز خیال باشد، اگر جهان رویایی ممتد باشد، و اگر تمامی این «اگر»ها حقیقت داشته باشند، ما در طلب چه معنايی در این وهم عظیم دست‌ و پا می‌زنیم؟ و حتی اگر هیچ‌یک از آن‌ها وهم نباشد و این جهان تماماً واقعی باشد، باز نیز دلیلی نمی‌یابم که در این پهنه بی‌کران هستی، یکدیگر را بدریم و بر زخم یکدیگر بیفزاییم.

🐐
+2
🐐

گفت پکی ندارم فقط دسته ای.
گفت پکی ندارم فقط دسته ای.

کیرم توش، گویی تمام افق زیستن در ضرورت معاش فروکاسته شده است.

photo content

شبیه طرد شده ها سین میزنید.

تنها آدم لعیم و کیری خاندانم.

مرزی میان اعتماد و انزجار.

چونان فراگمنت‌‌هایی تنها و بی‌معنا، در سرگردانی خویش پرا‌کنده‌ایم.

میان امکان و اخلاق، در کشاکشی خاموش گرفتارم.

من به زوال در نخستین نگاه اعتقاد دارم.