uk
Feedback
نمی‌دانم،

نمی‌دانم،

Відкрити в Telegram

اینجا قطعه‌ای‌ست از زیست انسانی که ناتوان از درک و درگیری‌ست؛ بی‌تسلط بر اخلاق اجتماعی، غایب از جهان، حاضر در خیال.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
217
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-530 днів
Архів дописів
🐱 🐱 🐾

نمی‌دانم چرا این استمرار همچنان ادامه دارد.

rashomon-rashmon-1950-All.zip1.20 KB

🎬 Rashomon.1950.1080p.BluRay.YIFY

Rashomon شاهکار Akira Kurosawa است که داستان یک جنایت را از دید چند شاهد مختلف روایت می‌کند. هر شخصیت نسخه متفاوتی از ماجرا ر
Rashomon شاهکار Akira Kurosawa است که داستان یک جنایت را از دید چند شاهد مختلف روایت می‌کند. هر شخصیت نسخه متفاوتی از ماجرا را تعریف می‌کند و هیچ‌کس کاملاً قابل اعتماد نیست. فیلم این پرسش را مطرح می‌کند که «حقیقت» واقعاً چیست و آیا می‌توان به آن رسید؟ روایت خلاقانه و نگاه عمیقش به طبیعت انسان، آن را به یکی از مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما تبدیل کرده است. اگر فیلم‌های فکری و چندلایه دوست دارید، حتماً تماشا کنید.

very beautiful
very beautiful

Vurgun Eyubsoy - DayLight (Original Mix)

Repost from N/a
photo content
+1

امروز پروژه راویزکاری داشتم، اما مرگ گربه کوچولوی عزیزم چنان ملالی بر وجودم افکند که میلی به کار در من باقی نماند و بخش عمده روز در بطالت و اتلاف وقت سپری شود، کیرم توش.

واقعاً چرا آدمی چنین است؛ موجودی سرگردان، مضر و مملو از ملال، که در میانه این همه ناتوانی و بلاتکلیفی، هنوز خود را صاحب فهم و شعور می‌پندارد؟

ای کصکش ها، اکنون زمان سلاخی حیوان ها بود؟ کیر قرین وجودتان.💀

🚬
🚬

🖤
🖤

خواب از مذاقمان ستانده شد به واسطه این اثری که یکی از اشرف مخلوقات خلق کرده است. 😣

ای انسان؛ کیرم تا آخرین لحظات عمرم در دهانت. 🌸

رفتم تو حیاط سیگار بکشم، دیدم صدای گربه از تو کوچه میاد. در را باز کردم، دیدم این کوچولو پرخون و مادرش مدام زاری میکند. الحق
رفتم تو حیاط سیگار بکشم، دیدم صدای گربه از تو کوچه میاد. در را باز کردم، دیدم این کوچولو پرخون و مادرش مدام زاری میکند. الحق که انسان شایسته اینکه زندگی کند نیست؛ این پدرسوخته‌های بی‌وجدان با ماشین از رویش عبور کرده‌اند. من کیرم تو چشات، راننده کصکش.

خدایا، سپاس که چهره‌ام را هیبتی هولناک بخشیدی؛ امروز در بلّوک بازار، دو دختر ناز و فرنچ را دچار هراس کردم. بی‌سبب و بی‌مقدمه تیکه انداختند که «وای ترسیدیم». در پاسخ گفتم: «به تخمم». نگاه مردم بر من خیره شد، پک عمیقی به سیگارم زدم و به مسیرم ادامه دادم.💀

Repost from N/a
photo content

همی خوب است.

چهار جلد «ژان‌کریستف» از رومن رولان عزیز به اتمام رسید. اگر توان تایپ موجود بود، کتاب‌های نو و ناشناخته را معرفی فرمایید، سپاس.