uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

واژگان‌ِ‌ حل شده؛

واژگان‌ِ‌ حل شده؛

Відкрити в Telegram

ردی از روزهایی که گذشتند؛ در قاب و کلمه. ‌ @VazhehBanbot :🦢

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
422
Підписники
+1224 години
-17 днів
-130 днів
Архів дописів
چقدر روزا هم دیر و هم زود میگذرن ...

یه کسایی دارن میگن تاریخ بخونید که وجدانا اگه چیزی از تاریخ بدونن.

+ you should see the damage I did to your pretty face. _ Oh, darling, as long as you still think I'm pretty, I don't give a damn what I look like ;))
-Powerless

چقد شبا همه مشکلات صد برابر بزرگتر به نظر میان.

نشستم برای بار دوم درخت گردو رو دیدم واقعا در خودآزاری حرفی ندارم.

نوشته بود : این دار فانی واقعا Funny ئه.

ترک تحصیل و ترک شهر و ترک گوشی میکنم و میرم ور دل مامان بزرگم به مرغا دون میدم وسط برفی که تا ساق پا اومده.

But i know you’re getting older growing , changing And I guess if I’m being really honest... that’s what scares me.

ابتدا فکر میکردم مملکت وزیر دانا میخواد بعد فکر کردم شاید شاه دانا میخواهد اما اکنون میفهم... ملت دانا میخواهد...
امیر کبیر

‏خطرناکترین شکل قدرتها، نه در هیولاها، که در آدمهای عادی است؛ ‏آنها که فقط اطاعت میکنند و فکر نمیکنند.
‏-توتالیتاریسم.

اصلا اه به همه چی.
اصلا اه به همه چی.

تو این هیری ویریا ، سلام بر ۲۰ سالگی :) بوقت ۱۲ دی.
+1
تو این هیری ویریا ، سلام بر ۲۰ سالگی :) بوقت ۱۲ دی.

پارسال یادمه قبل از روز تولدم نوشتم: ۲۰۲۵ جانِ عزیز ، بذار زنده بمونیم. بعد اکسپلورم پر شد از پیش‌بینی‌های اون سال که نصفشونم درست از آب دراومد :))))) الان واقعاً نمی‌دونم به ۲۰۲۶ چی بگم؛ «۲۰۲۶ بذار یه کم زندگی کنیم»؟ یا کلاً دیگه باهات حرف نزنم؟ فقط می‌دونم این چند ماه رو به‌کل باید از این فضای مسموم فاصله بگیرم. از جایی که آدم‌ها بیشتر از اینکه کنار هم باشن، مقابل همن؛ عقل‌هاشون به چشم‌هاشونه و هرچی می‌بینن، بدون یه ذره فکر و فهم، باور می‌کنن. همین‌قدر پوچ، همین‌قدر جوگیر، همین‌قدر خسته‌کننده. فعلاً من و زندگیم، دور از این سیرک. #احوالات

راستی حق را کجا باید گرفت؟ در دادگاه؟ در اداره ها؟ یا در دل همان خیابانهایی که هر روز حق آدم ها زیر چرخ هایش له می شود و کسی حتی سرش را هم برنمی گرداند.

تنها کاری که دوست دارم انجام بدم فرار کردنم به این مکانه ؛ هم برای آروم کردن ذهنم ، هم برای دور شدن از جوی که الان حاکمه و هم
تنها کاری که دوست دارم انجام بدم فرار کردنم به این مکانه ؛ هم برای آروم کردن ذهنم ، هم برای دور شدن از جوی که الان حاکمه و هم ...