Labyrinth
Відкрити в Telegram
213
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-430 днів
Архів дописів
213
شاید بخندم اما خوشحال نیستم، عمیقا بی حوصله م، آدما بوی امنیت نمیدن، خودم رو دوست ندارم، تلاش کردن برام سخته، انگیزه م رو گم کردم، گیجم و برای هیچ شروعی آمادگی ندارم، ته خط که میگن همینه؟
213
زندگی کوتاهه پس نهایت تلاشت رو بکن، ولی این رو هم بدون که چیزی که غیرقابل تحمله رو باید رها کنی؛ این شامل آدمها و عشق و کلی چیز دیگه میشه.
🎥روباهنهدم.
213
ازت ممنونم که اومدی توی زندگیم و تا تونستی بهم آسیب زدی. ممنونم که هیچوقت کوتاه نیومدی و با هر فرصتی خواستی ثابت کنی که من مقصرم. ممنونم که از هیچ فرصتی برای ناراحت کردن من دریغ نکردی. ممنونم که هیچوقت تلاش نکردی منو بشناسی و بفهمی که من واقعاً کیام. جدی اگه تو نبودی من الان انقدر قوی و حواس جمع نمیشدم. اگه تو نبودی من هنوز همون دختر بچهی احساساتی دلنازک باقی میموندم. پس واقعاً ممنونم ازت؛ چون با همهی زخمایی که بهم زدی، ناخواسته منو تبدیل کردی به یه ورژن قویتر، محکمتر و مستقلتر از خودم.
213
اگه ازم بپرسن بدترین روز زندگیت کیه؟ میگم اون روزی که بهم گفتن تو مُردی. اون لحظه من نمیدونستم باید خبر مرگت رو باور کنم یا یکم صبر میکردم به امید اینکه شاید از خواب بپرم. تو رفتی و رفتنت بهونه خوبی شد برای اینکه من دیگه خوشحال نباشم. تو رفتی من بابت همه چیزایی که تو زندگیم خوب پیش نمیره برای تو گریه میکنم. عزیز دور و از دست رفتهی من نمیدونم تو دلت نمیخواست بیشتر بمونی یا خدا تورو خیلی دوست داشت که دلش نمیخواست روی زمین حیف و میل بشی. فقط خواستم بگم من هنوز با رفتنت کنار نیومدم، هنوزم بعضی شبا یهو از خواب میپرم و برات گریه میکنم. هنوزم برای اینکه ثابت کنم حرفات راسته، جون تورو قسم میخورم. هنوز بابتت خیلی غمگینم، خیلی.
213
و تو نمیدونی من چند بار احساساتم رو نسبت به چه چیزها و آدمهای دوستداشتنیای کشتم چون میدونستم برای زندگیم اشتباهن.
213
حقیقتاً جدیداً این مدلیام که میفهمم چه اتفاقی داره میافته، میفهمم چه خبره، ولی اونقدر ظرفیت روانیم از هر لحاظ پر شده که حوصلهی چالش جدید ندارم. یه ولش کن میگم و از کنارش رد میشم.
