نُور.
Відкрити в Telegram
261
Підписники
+224 години
+57 днів
+5230 днів
Архів дописів
261
مغزم ، مغزم درد می کند از حرف زدن ،
چقدر حرف زده ام، چقدر در ذهنم حرف زده ام.
خروار ، خروار حرف با لحن و حالت های
مختلف ، مغایر ، متضاد و .....
261
رنجِ فهمیدن به من آموخت
فهمیدن خطاست
روزو شب دائم سوال از خویش
پرسیدن خطاست
مثلِ مردم بیتفاوت باش و چشمت را ببند
ساده دِل در زمین کورها
دیدن خطاست...
تا که می رنجیدم،انگِ زودرنجی میزنند
زود رنجاندن رَوا و زود رنحیدن خطاست
مثلِ باران بودم و این روزها فهمیدم
در کویر خشک و بیحاصل باریدن خطاست.
261
بگذر تابستان!
بگذر...
حال من با تو خوب نمیشود.
پاییز حال مرا بهتر میشناسد...
محمود دولتآبادی.
261
ناگهان متعجب شدم!
«زنی» که سال پیش بودم، کجاست؟
یا آن که دو سال پیش بودم،
و در فکر آن «زن»، من اکنون،
چگونه آدمی هستم؟
سیلویا_پلات
