uk
Feedback
نُور.

نُور.

Відкрити в Telegram

https://t.me/HarfChatBot?start=e1c3163e1b0f

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
203
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 день
Архів дописів
Yaralar konuşmaz, sadece zaman dinler.
Yaralar konuşmaz, sadece zaman dinler.

شب‌ قیاسی‌ بخیر بقیه پسرا میتونن کابوس ببینن.

+1
napıyosun mesela.m4a2.86 MB

در ازدحام دنیا ، اگر انسانی را یافتی که تو را میفهمد رهایش نکن...

و همه بوم مرا با رنگو‌ طرح اشتباه دیدند.

زمانی بود که گمان می‌کردم به نهایت درد رسیدم، اما نه از آن پیش تر هم رفت!

از انسان بودن جان به لب شده‌ام؛ اگر می‌توانستم در جا از این مقام انصراف می‌دادم.

BLOK3-git-192.mp33.68 MB

گفت باورت میشه؟! همه‌ای تلاش‌های این مدتم فقط برای برداشتن آوار بوده من هیچی نساختم.

Erfan-Tahmasbi-Matarsak-320.mp37.82 MB

چقد دلم دریا خواست...
چقد دلم دریا خواست...

فقط چون یچیزی زودگذره‌ به این معنی نیست که معنادار نیست.

ماه امشب بازم‌ خیلی ماهه.

امروز روحم تا اعماق وجودم غمگین است. کل منِ من، خاطرات، چشم‌ها و دست‌ها رنجم می‌دهند. مثل درد مفاصل که به هرآنچه منم، دامن می‌گستراند. و نیز، شفافیت واضح روز، آسمان بزرگ ناب و آبی، مد ایستاده‌ی نوری مبهم، کوچک‌ترین تأثیری بر وجودم ندارد. نسیم ملایم شاداب پاییز — انگار تابستان نمی‌توانست به گذشته متصل شود— با نسیمی که باد تصویرگر شخصیت می‌شود، به‌هیچ‌وجه تسکینم نمی‌دهد. بیهودگی مفهوم اندکی دارد. من غمگینم، ولی نه با تعریف مشخص غمگین بودن و نه با تعریف نامشخص آن. من در بیرون بر روی جاده‌ی پوشیده از جعبه، غمگینم.

1|3 - SEVMEYİ DENEMEDİN - BLOK3 (320).mp36.97 MB

می‌گذرد. – می‌گذرد؟ کی؟ یک سال دیگر؟ دو سال دیگر؟ ده سال دیگر؟ باور کن من دلم زندگی کردن می‌خواست، نه انتظار کشیدن برای تمام‌شدن دردی که معلوم نبود، کی، کجا و چطور دستش را از بیخ گلوی زندگی‌ام رها می‌کند. من زندگی بی‌درد نمی‌خواستم، زندگی بی‌دلیل واهی نمی‌خواستم؛ دلم آرامش می‌خواست، نه یک زندگی عالی، فقط کمی آرامش..

Eshgh Asan Nadarad Alireza Ghorbani.mp32.94 MB

هرچه گشتیم کسی یکدل و یکرنگ نبود ردِ مِی مانده به پیراهنِ سجاده فروش.

file_3777995.mp32.48 MB

کاش این بزرگوارو‌ یبار از نزدیک ببینم.