Swan song
Відкрити в Telegram
Maybe Abandoned hut. t.me/HidenChat_Bot?start=6052539374
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
200
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-230 днів
Архів дописів
200
اگر مرگ در جایی میانِ داستانمان
من را از تو جدا کرد.
هیچوقت فراموش نکن؛
من همیشه احساساتم را به عمد در لا به لای کلمات جا میگذاشتم تا به تو برسند.
این را بدان تا اخرین لحظات در کنارِ تو؛
من زندگی را دوست داشتم.
وقتی دیدم کسی را دوست دارم؛
که او هم مرا دوست دارد.
200
Repost from N/a
سالها گفتند عزای عمومی
و عزا عمومی نبود.
امروز اما
عزا صاحبش را گم کرده بسکه پُر صاحب است.
اینسو
مادری فرزند بیجانش را در آغوش کشیده به مهر
آنسو
پدری در جستوجوی سپهر.
200
و به سآنِ آغاز،من هنوز هم سوگِ رفتنت را در دل می پرورانم..
تو جبران نمیشوی؛حتی با دریاچهیِاشک هایم که موج هایِ غمِ هجرانِ تو را با هر نسیمی از زندگی به یاد میآورد.
خیالِ آنچه با تو داشتم و آنچه بی تو از دست دادم؛شاخه گلیست خشکیده که در دستانِ عاشقی دلشکسته پرپر میشود.
نگاه کن؛تمامِ حیاط را برایت بید کاشته ام..
و جنونِ دلتنگیِ تو شاخه هایش را میرقصاند.
نگاه کن که هر دو به زمین،به خاک..
به جایی که در آن خفته ای سر خم کرده ایم.
نگاه کن که این غم انگیز ترین تصویر جهان است.
منِ بی تو؛
و بید هایی که چشم انتظارِ تبسمت هستند و حیاطی که تو هیچگاه دیگر پا به آنجا نخواهی گذاشت.
بوییدنِ آغوشت در واپسین لحظه ها..
آخرین قافیه از مثنویِ زندگیِ پر تب و تابم بود که نصفه و نیمه ماند .
و من تنها به خزانِ سوختهیِ تنهایِ بدون چشم هایت خیره می مانم..
و در گوشِ آسمان نجوا میدهم که
"عشق؛گاهی پرواز میکند"
200
-من نمیگم همیشه؛چون هیچکس از آینده هیچ خبری نداره،هیچ علاقه ای همیشگی نیست و هیچ چیزی مشخص نیست.
من فقط میخوام بدونی اگه روزی رفتم؛از این مطمئن باشی که قبل از اینکه تورو ترک کنم،خودمو،جسمم رو و همه چیزم رو زودتر از تو ترک کردم.
و اگه یک روزی،به این نقطه رسیدی هرگز فراموش نکن که من ثانیه ای از دوست داشتنت و عشقت دست نکشیدم.
