uk
Feedback
دُژَم🪐

دُژَم🪐

Відкрити в Telegram

و من، مصمم در سبز زیستن در انسانِ بهتری بودن در انسانِ بهتری شدن 💚🪴

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
251
Підписники
Немає даних24 години
+127 днів
+3030 день
Архів дописів
چه ساعتی برای‌تان مناسب است؟
Anonymous voting

در نظر داریم نشستی کوتاه و صمیمانه برای معرفی وبسایت برگزار کنیم؛ تا مسیر ورود، ساخت حساب کاربری و استفاده از آن برایتان روشن‌تر و هموارتر شود. حضور شما در این نشست مایه‌ی خوشوقتی‌ست. لطفاً در نظرسنجی پایین شرکت کنید تا زمان مناسب را با همراهی شما تنظیم کنیم. 📍 برگزاری از طریق Google Meet 🕰 چهارشنبه‌شب

در این کانال ۱۵۲ نفر هستیم. بیشترتان را یا از نزدیک می‌شناسم، یا از نوشته‌ها و کانال‌هایتان. و اگر یک چیز را با اطمینان بگویم، این است که خیلی از شماها می‌نویسید؛ حتی اگر هنوز خودتان را نویسنده ندانید. حدود شش ماه پیش یک فکری شبیه خوره افتاد به جانم که جای برای نگه‌داشتن این نوشته‌هایمان داشته باشیم. هرچند آن زمان اینطور کنار هم جمع نبودیم، اما می‌دانستم که افرادی وجود دارند که دغدغه‌مند هستند و این دغدغه‌ها را روایت می‌کنند و می‌خواستم و هنوز می‌خواهم که همدیگر را اینطور پیدا کنیم. امروز می‌خواهم اولین قدمش را با شما شریک شوم. ری‌رایت برای من شبیه یک شروع تازه است؛ بین این‌همه روزهای تکراری. هنوز کامل نیست دوستان، خام است و خیلی چیزها دارد که باید یاد بگیرد، که البته اینطور هم خواهد شد و از من و شما یاد خواهد گرفت. اینجا با یک نیت ساخته شده: این‌که نوشته‌هایمان فقط در گوشی‌ها گم نشوند. این‌که داستان‌ها فقط در ذهن‌هایمان نمانند. این‌که یک روز اگر کسی خواست ردّی از ما پیدا کند، چیزی برای پیدا کردن باشد. من از شما دعوت می‌کنم که اگر می‌نویسید حتما وارد وبسایت شوید، اکانت نویسندگی‌تان را ایجاد کنید و نشرش کنید و البته انتظار دارم که به دوستان‌تان هم که می‌نویسند معرفی کنید. در آخر باید بگویم که از خانواده و دوست مهربانی که در این جمع هست و کمک کرد تا ایده ری‌رایت تبدیل به شکل الانش شود تشکر می‌کنم. آدرس وبسایت: raiwrite.com اگر هرگونه سوالی داشتید لطفا از طریق آیدی پیام‌خانه شخصی‌ام در تلگرام: @PANDA00800 و یا از طریق ایمیل: Founder@raiwrite.com ارتباط باشید.

چهارده روز پیش که این گل را—یعنی ونکا—به خانه آوردند، تصمیم گرفتم دل به آن نبندم؛ آن‌قدر ظریف و لطیف بود که گمان نمی‌کردم حتی
چهارده روز پیش که این گل را—یعنی ونکا—به خانه آوردند، تصمیم گرفتم دل به آن نبندم؛ آن‌قدر ظریف و لطیف بود که گمان نمی‌کردم حتی یک هفته هم دوام بیاورد. اما خلافش را ثابت کرد… و من باید بپذیرم که اشتباه کرده بودم. دوستان من، همیشه که به ظاهر نیست؛ به مقاومت است. به مقاومت! پ.ن: یکم بی‌حال است چون دیر آب رسیده برایش🌸

Repost from N/a
لذت سطحی و رنجِ ریشه‌دار ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کلاس‌های کانت و هیگل و ژیژک نیمه‌خا
لذت سطحی و رنجِ ریشه‌دار ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کلاس‌های کانت و هیگل و ژیژک نیمه‌خالی بود. به کلاس‌های نیچه و شوپنهاور که کسی حاضر نمی‌شد. ملا صدرا و اسپینوزا و ابن سینا و ابن عربی را جلای وطن کردند. شمس و سقراط و شیخ اشراق را به چوبه‌ی دار بستند.... و دیروز هم جایی خواندم؛ در چندین سال اخیر، پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمای ایران، فیلم‌های کمیدی بوده است، و میلیون‌ها نفر برای یک شبِ موسیقی جمع می‌شوند. تاریخ شاید همیشه همین بوده؛ اندیشمندان هرگز در مرکز تاریخ نبوده‌اند و سلبیریتی‌ها پادشاهِ لحظه‌ای زمان خود بوده‌اند، و اکثریت هم لذتِ فوری را انتخاب می‌کنند؛ و اقلیت، رنجِ فهم را... اما زمانی‌که مرگ می‌آید و سال‌‌ها روی هم می‌افتد، برگِ برنده به نام اقلیت اعلان می‌شود، و آن اکثریت گویی سیاهی لشکرِ تاریخ بوده‌اند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

photo content

Repost from N/a
از ساعت پنج که بیدار شدم برای برنامه درسی و چشمم افتاد به اسم همکلاسیمVictoria دارم به این فکر می‌کنم که من چرا باید ریحانه باشم؟چرا Elizabeth نه؟چرا مثلا Margaret یا Charlotte یا Alexandra نیستم؟

بگو ای زندگانی قبل مُردن مرا بر شهر کابل می‌رسانی؟💔

صد حیف ما مردم؛ نیمی در فراق وطن می‌سوزیم و نیمی در خود وطن...

So many goals to complete… and people keep asking me about marriage. What should I even say?
So many goals to complete… and people keep asking me about marriage. What should I even say?

باید خود را از رنج کشیدن زیادی خلاص کرد. انسانیت طالب راحتی است، کارخانجات و علوم به انسان راحتی و آسایش نمی‌بخشد، انسان چیز زیادی لازم ندارد. ساختن شهرهای بزرگ چه لزومی دارد؟ مگر یک خانه کوچک برای زندگانی من کافی نیست؟ ص __85 📚دانشکده‌های من 🖋ماکسیم گورکی

این‌جا دژم است؛ اما من همیشه دژم نیستم. روزهای ساده‌ترم را می‌برم اینجا: بی‌دژم https://t.me/bedozham

کنفوسیوس: "زندگی عرصه‌ی خود‌سازی مداوم است." فرامرز هلالی_ پادکست آوای فلسفه

شما هم هرچی بیشتر می‌خوابید، بیشتر خواب‌تان می‌آید؟ به امید خدا که فقط به دلیلِ کوتاهی شب‌ها باشد. 🤷‍♀

من معتقدم، زن‌ها باید دیوانه باشند که فکر می‌کنند با مردها مساوی هستند. همیشه بالاتر بوده اند؛ خیلی بالاتر. هر چیزی را که به یک زن بدهی آن را به بهترین آن مبدل می‌سازد. اگر به او یک نطفه بدهی، به تو یک فرزند می‌دهد. اگر به او یک محل اقامت بدهی، آنجا را به یک خانه تبدیل می‌کند. اگر به او مواد غذایی بدهی، به تو یک وعده غذایی می‌دهد. اگر به او لبخند بدهی او قلبش را به تو می‌دهد. زن ها هدیه‌هایی را که دریافت می‌کنند چندین برابر و بهترش می‌کنند. |ویلیام گلدینگ|

زمان ضبط این ویدیو به بچه‌های که در میدان کناری با شادی مشغول بازی فوتبال بودند، حسادتم شد. نمی‌توانستم جای آنها باشم؟

از امروز به سمت جلسه‌ی کتابخوانی (28 April 2026)

You think a bad day is gonna stop me? Ha!!!

خطاب به سرماخوردگی که بد موقعه آمده:

من چقدر عاشق لباس‌های محلی‌مان هستم. 🫠 زیر این پست، عکس لباس محلی‌تان را برایم می‌فرستید؟