"612"🪐
Відкрити в Telegram
دور از هیاهوی جهان… جایی که میشود میان چند گل، چند غروب و چند ستاره، خودِ واقعیِ آدم را پیدا کرد💫 @nasi_ar
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
401
Підписники
-224 години
+657 днів
+6530 день
Архів дописів
401
من خوشبختى رادر تنهايى جستم، در نقاشى و دورى از ديگران. آن چنان از آدميزاد بيزار بودم كه سالها از ديدنِ خود در آينه پرهيز كردم. اما دايرهى خلوتم آن قدر كوچک وناچيز شده كه ديگر در آن جاى نمى گيرم؛ من همان خالِ سياهم بر بوم سفيد و باز به چشم نمى آيم. داغى بر وجود خودم هستم كه جز سوختن راهى نمى دانم. از اين بازی غم آلودِ زندگى دست مى شويم كه جانم را چون زخم خشكيده پاره پاره كرده. پس از اين چه خواهم شد؟ از دارِ مكافات رخت برمى بندم وبه ديار مجازات راهى مى شوم!
401
آن شب فكر ميكردم ميميرم و ديگر نمى توانم در دنيا دوام بياورم. اما شب هاى زيادى گذشت وهنوز زندهام.. تكه هايى از يک كل منسجم /صفحه ٢١٨
401
شده بعد از معاشرت بايه سرى آدما حس كنيد چرک شدين؟ يعنى انقدر از لحاظ رفتارى سطح پايين و منزجر كنندهان آدم حس ميكنه يه لايه غبار ميشينه روش!
