uk
Feedback
"612"🪐

"612"🪐

Відкрити в Telegram

دور از هیاهوی جهان… جایی که می‌شود میان چند گل، چند غروب و چند ستاره، خودِ واقعیِ آدم را پیدا کرد💫 @nasi_ar

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
404
Підписники
+2824 години
+687 днів
+6830 день
Архів дописів
Things fall apart and time breaks your heart I wasn't there, but I know She was your girl, you showed her the world You fell out of love, and you both let go. She was cryin' on my shoulder All I could do was hold her Only made us closer until July And I know that you love me You don't need to remind me I should put it all behind me, shouldn't I? But I see her in the back of my mind All the time Like a fever, like I'm burning alive Like a sign. Did I cross the line? Mm, hm Well, good things don't last (good things don't last) And life moves so fast (life moves so fast) I'd never ask who was better (I'd never ask who was better) 'Cause she couldn't be (she couldn't be) More different from me (more different from me) Happy and free (happy and free) in leather. And I know that you love me (you love me) You don't need to remind me (remind me) Wanna put it all behind me, but, baby... I see her in the back of my mind (back of my mind) All the time (all the time) Feels like a fever (like a fever)..... 

کسى كه خيره مى ماند به ماه؛ روى زمين غريبه است ...
کسى كه خيره مى ماند به ماه؛ روى زمين غريبه است ...

در دور دست قويى پريده بی گاه از خواب سهراب سپهری
در دور دست قويى پريده بی گاه از خواب
سهراب سپهری

در اين باغ كوچک چرا صداى تبر قطع نمى شود؟ در اين باغ كوچک مگر چند سرو و صنوبر هست؟ كه اين دندان بُرنده تبر از‌ شكستن‌شان سير نمى شود؟
منوچهر آتشى

سرگذشت درخت مى داند رقم سرنوشته مى خواند گرچه با رقص و ناز در چمن است سرنوشت درخت سوختن است
هوشنگ ابتهاج

من غم پنهان تو أم‌‌
حال پریشان تو أم‌‌
پلک بزن تا بپرم‌‌
مستیِ چشمان توام...

نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست ندیدی جانم از غم ناشکیباست...

Deeshab Calid.m4a2.75 MB

Shabaneh Alireza Eftekhari.m4a4.94 MB

نه امیدی در دل من...

صداها دارن میگن موهاتو کوتاه کن🚶🏻‍♀️

🩵🪷

بار سنگين است و من كم طاقت و دنيا حسود ‌
خم شدن را عار ميدانم ؛ دعا كن بشكنم...

هيچ چيز راحتم نمى كند. نه دريا، نه آفتاب، نه درخت ها، نه آدم ها، نه فيلم ها، نه لباس هايى كه تازه خريده‌ام . نمى دانم چه كار كنم. بروم و سرم را به درختها بكوبم، داد بزنم، گریه كنم؛ نمى دانم!
فروغ فرخزاد

آن دختر شعر بود. اما مردى كه كنارش بود سواد خواندن نداشت...
آن دختر شعر بود. اما مردى كه كنارش بود سواد خواندن نداشت...

‏ «انگار در رفتاری گم در سایه‌ای گم بار سنگین جهان حسرت‌های دلیر را از بلندیِ آفاق انکار می‌کند و جنگلی پریشان از مرثیه می‌رو
«انگار در رفتاری گم در سایه‌ای گم بار سنگین جهان حسرت‌های دلیر را از بلندیِ آفاق انکار می‌کند و جنگلی پریشان از مرثیه می‌روید و من هراس حتم را انکار می‌كنم ایام در به در را انکار می‌كنم پرندهٔ در آستانهٔ خورشید را انکار می‌كنم و شبانه‌های انتظار را انکار می‌كنم نه دیگر این تو نیستی کآواز می‌خواند این آن درخت تنهاست»
شاپور بنیاد

ما چند حباب کوچک‌ایم در تکه‌ای یخ می‌بینی چون نیستیم هستیم.
معین دهاز

هر کسی یک جور زنده به گور است؛ یکی در فکرش، یکی در قلبش، یکی در تنهایی‌اش.
صادق هدایت

gisookamandpayam.m4a2.97 MB

Booye Darya Habib Mohamad.mp33.33 MB