مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتی
Открыть в Telegram
📚 کوشش برای فهم هرچه عمیقترِ نسبت علم و الهیات، و بررسی فلسفی فناوریهای جدید. 📌 مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی تهران. 📝 انتقادات و پیشنهادات: 👤 @mathematicalscience110
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
924
Подписчики
+424 часа
+467 дней
+20430 день
Архив постов
کانال مرکز در بله:
https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center
🔺چکیده دیدگاههای پروفسور تور در خصوص چالشهای نهاد علم در جو فیزیکالیستی فعلی🔺
این سخنرانی به تبیین دیدگاههای پروفسور جیمز تور (James Tour)، یکی از برجستهترین دانشمندان در حوزه پژوهشهای منشأ حیات (Origin of Life)، اختصاص دارد. ایشان در حضور جمع کثیری از متخصصان، انتقادات بنیادینی را نسبت به رویکردهای حاکم بر زیستشناسی تکاملی و دگماتیسم موجود در ساختار آکادمیک مطرح میکنند.
📚 محورهای اصلی سخنرانی:
📌 ١. پروفسور تور اشاره میکنند که به همراه جمع کثیری از دانشمندان، بیانیهای را به امضا رساندهاند که در آن، کفایت مکانیسمهای «انتخاب طبیعی» (Natural Selection) و «جهش تصادفی» (Random Mutation) برای تبیین پیدایش و تکامل حیات زیر سؤال رفته است.
📌 ٢. ایشان در این نشست افشا میکنند که علیرغم برخورداری از کارنامه علمی درخشان و انتشار 10ها مقاله ISI پییر-ریویود Q1 در معتبرترین نشریات جهانی (نظیر مجله نیچر و نشریات انجمن شیمی آمریکا)، صرفاً به دلیل اتخاذ مواضعی مغایر با جریان غالب علمی (Mainstream Science)، از عضویت در «آکادمی ملی علوم» (National Academy of Sciences) کنار گذاشته شدهاند.
📌 ٣. این رویکرد حذفیِ نهاد علم فعلی در جو فیزیکالیستی فعلی، مسبوق به سابقه است. به عنوان نمونه، مقالهای با موضوع «تنظیم ظریف» (Fine-tuning) در آناتومی انسان نیز پیشتر با موانع و مقاومتهای شدیدی برای انتشار روبرو شده بود. به نظر میرسد ساختار علمی فعلی، هرگونه ایدهای را که از چارچوبهای تقلیلگرایانه فراتر رفته و دلالتهای متافیزیکی داشته باشد، با شدت طرد میکند.
📚 آسیبشناسی رفتار جامعه فیزیکالیستی
📌 ١. واکنش بخشی از جامعه علمی به ایدههای پارادایمشکن، به جای بررسی مستدل، به رفتارهای احساسی، هجمه و برچسبزنی تقلیل یافته است؛ رویکردی که بیشباهت به مجادلاتِ فضاهای غیرتخصصی شبکههای اجتماعی نیست. در این اتمسفر، منتقدانِ جریان اصلی به جای شنیده شدن، فوراً به «عدم درک مبانی علم» متهم میشوند که این امر خود نوعی تقطیعِ فرآیند آزاداندیشی است.
📌 ٢. این رفتارِ تقابلیِ نهاد علم، یادآور دیدگاه فلاسفه (نظیر آرتور شوپنهاور) در خصوص مراحل پذیرش حقیقت است: ایدهها و حقایق جدید در ابتدا مضحک شمرده میشوند، سپس با مخالفتهای خشونتآمیز مواجه میگردند و در نهایت پس از پذیرش، به عنوان امری کاملاً بدیهی قلمداد میشوند.
⬅️ در مجموع، این سخنرانی پرده از چالشهای جامعهشناختیِ نهاد علم در جو فیزیکالیستی فعلی برداشته و نشان میدهد که چگونه خروج از چارچوبهای تثبیتشده، میتواند به قیمت انزوای آکادمیکِ یک پژوهشگر تمام شود.
Repost from علم، فلسفه و الهیات
🔰آیا تنظیم ظریف در جهان ما شاهدی به نفع چندجهانی است؟: «مغالطه قمارباز معکوس»
Is the fine-tuning of our universe an evidence for the multiverse?: the inverse gambler's fallacy
🔺بسیاری بر این باورند که نظریات چندجهانی علمی نیستند، زیرا این نظریات از طریق تجربی آزمونپذیر نیستند. حتّی اگر این نظریات را علمی بدانیم، آنچه که روشن است این است که آنها در حال حاضر مستند به شواهد تجربی نیستند. طرفداران چندجهانی پاسخهایی به این انتقاد ارائه میدهند. یکی از این پاسخها آن است که مشاهده تنظیم ظریف برای حیات در جهان ما، یک شاهد تجربی است برای وجود چندجهانی.
🔹یکی از پاسخهایی که منتقدین چندجهانی در جواب این استدلال میگویند این است که استدلال از طریق مشاهده تنظیم ظریف به نفع چندجهانی، دچار #مغالطه_قمارباز_معکوس است.
🔸مغالطۀ قمارباز: اگر پس از پنج بار تاس انداختن 6 نیاورده باشیم، در مرتبه ششم احتمال 6 آوردن خیلی زیاد است.
🔸مغالطۀ قمارباز معکوس: اگر ببینیم که کسی ده مرتبه تاس انداخت و هر بار 6 آورد، (با فرض سالم بودن تاس) نتیجه میگیریم که این فرد دست کم هزاران بار تاس انداخته است تا بلاخره این رویداد نادر رخ داده است.
❗️امّا این استنتاجها مغالطهآمیزند، زیرا نتیجه تاسانداختنها متغیّرهای آماری تصادفی و مستقلّی هستند و بر احتمال رخ دادن یکدیگر تأثیری ندارند.
🔺به همین ترتیب، اگر بگوییم که «مشاهده اینکه جهان ما تنظیم ظریف شده است، نتیجه میدهد که احتمالاً تعداد بسیار زیادی از جهانها (چندجهانی) وجود دارد»، دچار مغالطه قمارباز معکوس شدهایم.
📗یک مقاله خوب از سایمون فردریش برای مطالعه بیشتر:
Friedrich (2019). Reconsidering the Inverse Gambler's Fallacy Charge Against the Fine-Tuning Argument for the Multiverse. The Journal for the general philosophy of science
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
Repost from Science and Religion
رمزگشایی از لایهای بنیادین از واقعیت؛
نظریه اطلاعات و رئالیسم اطلاعاتی
(ساختهشده به کمک هوش مصنوعی جمینای نوتبوک پرو ٢٠ دلاری)
🆔 @ReligionandScience2021
Repost from هوش و خلاقیت ریاضی
شرح و تحلیل علمی: مغالطه قمارباز (The Gambler's Fallacy)
این رویداد تاریخی، یکی از مشهورترین و کلاسیکترین مثالها در تاریخِ علم برای تبیین «مغالطه قمارباز» است که در ادبیات آکادمیکِ روانشناسی و آمار، به آن «مغالطه مونتکارلو» (Monte Carlo Fallacy) نیز میگویند. این خطای شناختی زمانی رخ میدهد که فرد تصور میکند اگر یک رویدادِ تصادفی (مانند آمدن رنگ سیاه) در کوتاهمدت بیش از حدِ انتظار تکرار شود، رویدادِ مخالف آن (آمدن رنگ قرمز) در آیندهی نزدیک محتملتر خواهد شد تا بهزعمِ او «تعادلِ طبیعت» برقرار گردد.
اما از منظر نظریه احتمال و ریاضیات، چرخِ رولت هیچ «حافظهای» ندارد. هر چرخشِ چرخ، یک رویداد کاملاً مستقل (Independent Event) است. احتمال آمدن رنگ قرمز یا سیاه در هر چرخش، دقیقاً ثابت و مستقل از نتایجِ چرخشهای پیشین است. توالیِ ۲۶ بار سیاه، اگرچه از نظر احتمالی رویدادی بینهایت نادر و شگفتانگیز است، اما وقوعِ آن هیچ تأثیری بر چرخشِ بیستوهفتم ندارد و احتمالِ سیاه یا قرمز شدنِ چرخش بعدی دقیقاً مانندِ چرخشِ اول است.
ریشهی این مغالطه در تمایلِ ذاتی و تکاملیِ ذهن انسان برای الگویابی و درکِ تقارن نهفته است؛ ذهن ما بهاشتباه «قانون اعداد بزرگ» (Law of Large Numbers) را که بیان میکند نسبتِ نتایج تنها در بینهایت و در درازمدت به احتمالِ نظریِ خود نزدیک میشود، به نوساناتِ کوتاهمدت تعمیم میدهد. قماربازانِ آن روز در مونتکارلو، قربانیِ این توهم شدند که طبیعت باید «بدهیِ» خود را به رنگ قرمز پس بدهد.
کازینوی مونتکارلو در آن شبِ تاریخی، نه از طریقِ دستکاریِ شانس، بلکه با بهرهگیری از همین سوگیریِ شناختیِ عمیقِ انسانها و نادیده گرفتنِ اصلِ «استقلال آماری»، ثروتی افسانهای به دست آورد. این داستان، هشداری همیشگی و تکاندهنده است دربارهی تقابلِ میانِ «شهودِ فریبخوردهی انسانی» و «منطقِ سرد و بیرحمِ احتمالات».
⨋ @khalaghiatriazi ℵ
Repost from یادداشت های فلسفی
گفتوگوهای فلسفی درباره پرسشهای مختلف
لینک گفتوگوها:
۱. چرایی نحوه خلقت
۲. علت آفرینش؛ حب ذات یا حب کمال؟
۳. چالش سنخیت در آفرینش
۴. شبهه در توحید
۵. نیازمندی موجود ناقص به علت
۶. فلسفه آفرینش و معناداری زندگی
۷. زندگی در رؤیا
۸. شبهه عمل خیر برای دیگران
۹. معنای رنج
۱۰. نبوت عامه
۱۱. نبوت خاصه و مسأله معجزه
۱۲. مسأله شر
۱۳. حل مسأله دوگانگی ذهن و عین
۱۴. ضرورت ارجاع بدیهیات به علم حضوری و تعیین مصداق درست اولی الاولیات
۱۵. تبیین کلیت، عمومیت و شمول در بدیهیات اولیه
@sarbakhshi
Repost from Science and Religion
مرگ رئالیسم محلی در فلسفه فیزیک مدرن به زبان خیلی ساده (ساخته شده توسط جمینای نوتبوکالام پرو ٢٠ دلاری)
🆔 @ReligionandScience2021
Repost from Science and Religion
استدلال تنظیم ظریف برای موجهسازی وجود طراح هوشمند جهان یا خداوند به زبان بسیار ساده (ساخته شده توسط جمینای نوتبوکالام پرو ٢٠ دلاری)
🆔 @ReligionandScience2021
Repost from خانه حکمت
خانه حکمت با همکاری کمیسیون صنعت، اتاق بازرگانی صنایع، معادن و کشاورزی استان اصفهان برگزار میکند:
«همایش بزرگداشت ابن سینا»
👥 با سخنرانی:
دکتر لیلا ابطحی
از شفای ارتباطات تا شفای سازمان؛ معماری ارتباطات اثربخش در سازمان
دکتر فروغالسادات رحیمپور
اخلاق مدیریت: از اختیار تا مسئولیت
دکتر حامد ناجی اصفهانی
ابنسینا؛ و مسئلهٔ عمران و ساختمانسازی
دکتر سید محمود یوسفثانی
نقش قوه واهمه در پیدایی و تمایز علوم و فنون
✍🏻این همایش با حضور اساتید محترم به صورت حضوری در سالن همایش خانه حکمت برگزار خواهد شد. حضور برای عموم علاقهمندان آزاد و رایگان اما نیازمند ثبتنام است.
📆 یکشنبه، ۱ شهریورماه ۱۴۰۵
🕰 ساعت ۸:۰۰ الی ۱۲:۰۰
⭕️ بههمراه بازدید از مَدرس ابن سینا
ℹ️ جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام لطفاً با ادمین خانۀ حکمت مرتبط شوید:
@khanehekmat_admin
——————————————————
☎️ 03136636672-3
📞 09922513701
🆔 @khanehekmat_official
✔️ instagram.com/khanehekmat_official
📍اصفهان، چهارراه دهش، ابتدای خیابان شیخ مفید شرقی، خانه حکمت
🌌 آیا کیهان لزوماً آغازی داشته است؟ تدقیق فیزیکی قضیه BGV در کیهانشناسی نوین در مقالهای جدید (۲۰۲۶)
قضیه هندسی بورد-گوث-ویلنکین (BGV) یکی از مهمترین دستاوردهای فیزیک نظری است که در استدلالهای کیهانشناختی (از جمله برهان کلام دکتر ویلیام لین کریگ) برای اثبات «آغازمندی جهان» مورد استناد قرار میگیرد. پایهی این قضیه بر این استوار است که هر فضا-زمانی که در طول مسیرهای ژئودزیک دارای میانگین انبساط مثبت باشد، لزوماً در گذشته ناقص (Past-incomplete) است و #نمیتواند #ازلی باشد.
در مقالهای که به تازگی (جولای ۲۰۲۶) توسط ویلیام اچ. کینی منتشر شده است، قضیه BGV نه تنها مجدداً از نظر ریاضی تأیید شده، بلکه مرزهای فیزیکی آن با دقت بالاتری تبیین شده است. این مقاله بررسی میکند که برای برقرار بودن شرط انبساط در BGV، چه پیشفرضهای فیزیکیای —بهویژه شرط همگرایی پوچ (NCC)— نیاز است.
📌 نکات کلیدی مقاله برای فیزیکپیشگان و پژوهشگران بنیادین:
🔷 تثبیت آغازمندی در کیهان استاندارد: مقاله اثبات میکند که در یک فضا-زمانِ در حال انبساط (که مسیرهای ژئودزیک آن فاقد برش و چرخش هستند)، اگر شرط همگرایی پوچ (NCC) برقرار باشد و انحنای فضایی نیز غیرمثبت باشد، قضیه BGV به صورت قطعی پابرجاست و جهان لزوماً نقطهی آغازی در گذشته دارد.
🔷 تأیید در تورم ابدی (مدلهای مجانباً دسیتر): یکی از مهمترین دستاوردهای مقاله این است که نشان میدهد در مدلهای تورم ابدی مبتنی بر پتانسیل فلات (Plateau potentials)، با وجود اینکه ناظرها مسیرهای غیرژئودزیک (شتابدار) را طی میکنند، اما معادلات اختلالیِ BGV همچنان معتبرند و فضا-زمان مجانباً در گذشته ناقص است.
🔷 ظرافتهای هندسی (برش و شتاب): کینی با دقت نشان میدهد که اگر «تانسور برش» (Shear) یا «شتاب چهاربعدی» (در مسیرهای غیرژئودزیک) وارد معادلات شوند، شرط انبساط از یک کمیتِ صرفاً نردهای خارج شده و جهتدار میشود. در این حالت، اتکایِ تنها به شرط همگرایی پوچ (NCC) برای تضمین بسط BGV کافی نیست و به قیود هندسی قویتری نیاز داریم.
🔷 چالش تورم آشوبناک: مقاله در نهایت اشاره میکند که تنها در محیطهای فوقالعاده آشفته مانند «تورم ابدی آشوبناک» (Chaotic eternal inflation)، به دلیل نوسانات عظیم میدان و چگالی انرژی، رویکردهای اختلالی برای اثبات آغازمندی بینتیجه میمانند و بررسی آنها نیازمند رهیافتهای غیرمختلشونده است.
🔶 معادلات ساختاری (تعمیم یافتهی رایچادوری و BGV):
(توضیح متغیرها: Θ نرخ انبساط نردهای، σ_μν تانسور برش، u̇_μ شتاب چهاربعدی، و e^μ بردارهای یکه فضایی محلی)
▪️
1. نرخ تغییرات انبساط نردهای (با در نظر گرفتن برش و شتاب):
Θ̇ = - (3/2) R_μν k^μ k^ν + (1/2) (³R) - (3/2) σ² + u̇^μ_;μ
▪️2. بسط جهتدار تعمیمیافته برای ژئودزیکهای زمانگونه (انتگرال BGV):
Θ̃_v = Θ + 3 σ_μν e^μ_v e^ν_v + (3/β) u̇_μ e^μ_v
▪️3. بسط جهتدار تعمیمیافته برای ژئودزیکهای پوچ (Null):
Θ̃_k = Θ + 3 σ_μν e^μ_k e^ν_k + 3 u̇_μ e^μ_k
📌 نتیجهگیری:
مقاله کینی (۲۰۲۶) چارچوب هندسی BGV را تحکیم میکند و نشان میدهد که نتیجهگیریِ «آغاز کیهان» در فیزیک استاندارد و بخش عمدهای از مدلهای تورمی کاملاً موجه است، اما همزمان به کیهانشناسان هشدار میدهد که تعمیم این قضیه به پیچیدهترین حالتهای نوسانی کیهان، نیازمند احتیاط ریاضی بسیار بالایی است.🔺 ریاضیات مقدم بر فیزیک، یا فیزیک مقدم بر ریاضیات؟ یا هر دو؟ (به زبان بسیار ساده) 🔺
یکی از جذابترین بحثهای تاریخ علم و خصوصا فلسفهی ریاضیات، همین رابطهی ریاضیات و فیزیک است. خیلیها فکر میکنند ریاضیات صرفاً یک ابزار است که فیزیکدانان از آن استفاده میکنند؛ این گزاره تا حدی درست است، اما ماجرا کمی عمیقتر از اینهاست. بیایید با چند مثال عینی، شهود کلی مسئله را ساده و عمیق برایتان باز کنم:⬇️⬇️
🔷 موارد مربوط به تقدم ریاضیات بر فیزیک: 👇🏻
📌 داستان دیراک و پادماده: سال ۱۹۲۸، پائول دیراک یک معادله برای الکترون نوشت. معادلهاش آنقدر زیبا بود که یک سری جوابهای عجیب داشت: انرژیِ منفی! اکثر فیزیکدانان از روی صرفِ شهود فیزیکی و تجربهی قبلیشان بر اساس فیزیکِ محدودِ آن زمان، میگفتند این جوابها را دور بریز، غلطاند! اما دیراک گفت: «نهخیر، اصلاً و ابداً، ریاضیات اینجا دارد یک چیز عمیق و پنهانی به من میگوید.»حدود ۴ سال بعد، در آزمایشگاه، ذرهای به اسم #پوزیترون کشف شد که دقیقاً همان چیزی بود که دیراک پیشبینی کرده بود! یعنی ریاضیات، قبل از اینکه چشم فیزیک بتواند ببیند، وجود یک ذره را فاش کرد!
📌 نسبیت عام و خمیدگی نور: اینشتین با کمک هندسهی ریمانی (که سالها قبل توسط ریاضیدانان فقط بهعنوان یک بازی ذهنی خلق شده بود)، معادلاتی نوشت که میگفت نور باید دور خورشید خم بشود. سال ۱۹۱۹، وقتی خورشیدگرفتگی شد، دانشمندان با تلسکوپهایشان این پیشبینی را تأیید کردند. باز هم ریاضیات زودتر از چشمِ ما حقیقت طبیعت را دید!
🔷 موارد مربوط به تقدم فیزیک بر ریاضیات: 👇🏻
📌 ماجرای لامب و شکستِ دیراک: تا سال ۱۹۴۷، معادلهی دیراک بهترین نظریه برای اتم هیدروژن بود. طبق ریاضیاتِ آن، دو تا ترازِ انرژی در این اتم باید دقیقاً همارز باشند. ولی فیزیکدانی به نام ویلیس لامب با یک آزمایشِ بسیار دقیق نشان داد که این دو تراز، یک ذره با هم اختلاف دارند! یعنی آن ریاضیاتِ زیبای دیراک، در یک نقطهی ریز ولی واقعی، شکست خورد. اینجا فیزیک (آزمایش تجربی) به ریاضیات فهماند که ناقص است و باید اصلاح بشود.
📌 کپلر و شکستِ دایرههای بینقص: تا قرنها، ریاضیدانان و فیزیکدانان معتقد بودند که مدار حرکت سیارات به دور خورشید، باید «دایرهی کامل» باشد. چرا؟ چون در ریاضیات، دایره نماد بینقصی بود و منطقی به نظر میرسید که طبیعت از بینقصترین هندسه استفاده کند. اما یوهانس کپلر وقتی دادههای رصدی و دقیقِ آسمان (واقعیت فیزیکی) را بررسی کرد، دید این دادهها با ریاضیاتِ دایرهای نمیخوانند! اینجا فیزیکِ عینی به ریاضیات سیلی زد؛ کپلر مجبور شد پیشفرضهای زیبای ریاضی را کنار بگذارد و بپذیرد که مدارها «بیضوی» هستند. واقعیت فیزیکی، مدلِ ریاضی را به چالش کشید و تغییر داد.
🔷 حالا نتیجهگیری نهایی چه میشود؟ بالاخره آخرش فیزیک بر ریاضیات مقدم است یا برعکس؟ ریاضیات صرفاً ذهنی (سابجکتیو) است یا عینی (آبجکتیو) یا چیزی مابین این دو؟
▪️ ١. افرادی که میگویند ریاضیات کاملاً ذهنی و ساختهی بشر است، نمیتوانند توضیح بدهند چگونه ریاضیات، ذرهی پوزیترون را قبل از دیده شدن پیشبینی کرد و به طبیعت دیکته شد.
▪️ ٢. اما در عین حال، آنهایی که میگویند ریاضیات کاملاً عینی، بیخطا و حاکم بر طبیعت است، نمیتوانند توضیح بدهند چطور آزمایش لامب یا رصدهای کپلر، معادلاتِ ریاضی را نقض کردند.
⬅️ نکتهی کلیدی: وقتی میگوییم ریاضیات در جایی شکست خورد، منظورمان این نیست که قوانین پایهی ریاضی (مثل ۲+۲=۴) غلط از آب درآمدند! بلکه یعنی «مدلِ ریاضیاتیِ انتخابشده» برای توصیف طبیعت ناقص بوده است. در واقع، این طبیعت و فیزیک است که به ما میگوید باید چه لباس ریاضیاتیای برایش بدوزیم.
⬅️ به نظر میرسد واقعیت این است که ریاضیات و فیزیک مانندِ دو دوست قدیمی هستند که مدام با یکدیگر دیالوگ دارند. گاهی یکی جلوتر میزند و دیگری را هدایت میکند، گاهی دیگری او را اصلاح میکند. مهم این است که هیچکدام در توصیف هستی «مطلق» نیستند.علم یک دیالوگِ پویاست، نه یک حکمِ یکطرفه.
⬅️ بنابراین دفعهی بعد که دیدید یک فرمول ریاضی چیزی را پیشبینی میکند که هنوز کسی ندیده است، یا دیدید یک آزمایش، یک نظریهی ظریف ریاضیاتی را نقض یا اصلاح میکند، بدانید که در این بازی، هیچکس مُهرِ قطعیتِ نهایی را ندارد. همانقدر که ریاضیات میتواند راهنما باشد، همانقدر هم میتواند نیاز به اصلاح داشته باشد. این، زیباییِ بینظیر علمِ زنده است.
🔺 فایل صوتی جلسه🔺
🔷 مرزبان زبان و جهان: نسبت زبان، معنا و زندگی در فلسفۀ ویتگنشتاین متقدم و متأخر
📌سخنران:
👤دکتر سروش دباغ
▪️دکترای داروسازی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
▪️دکترای فلسفه تحلیلی از دانشگاه واریک انگلستان
🗓 زمان برگزاری:
شنبه، ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ (مصادف با ۱۵ آگوست ۲۰۲۶)
🔸 میزبان: مرکز علم و الهیات، پژوهشکدۀ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 @The_Science_and_Theology_Center
#پیام_موقت
اطلاعیه:
جلسه از LMS به گوگل میت انتقال یافت. به زودی لینک ارائه میشود.
حدود 20 دقیقه دیگر
اطلاعیه:
جلسه از LMS به گوگل میت انتقال یافت. به زودی لینک ارائه میشود.
عزیزان اینترنت آقای دکتر دچار اختلالی شده است. کمی صبر کنید تا 15 دقیقه دیگر اگر نیامدند، جلسه را با تاخیر یا حداکثر روز دیگر برگزار میکنیم. از صبر شما سپاسگزاریم
