5 192
Подписчики
-524 часа
-1237 дней
-36630 дней
Архив постов
5 189
من به دلیل یک اتفاق کوچک به گریه افتاده بودم اما آن گریه تبدیل شد به گریه برای خانواده،
گریه برای اشتباهات گذشته ام،
گریه برای آن که دلتنگش هستم،
گریه برای زخم هایی که لایقش نبودم،
و گریه برای چیز هایی که نمیتوانم درستشان کنم.
5 189
یه مرحلهای توی زندگی هست که بهش میگن بلوغ فکری. اونجایی که دیگه واسه کارات دعا نمیکنی، تلاش میکنی. اگر شکست خوردی و زخمی شدی بقیه رو مقصر نمیدونی، چون مطمئنی فقط خودت باعث برد و باخت خودتی. دیگه از آدمای قلابی، دور خودت نگه نمیداری، چون واقعیا رو شناختی و زمانت رو فقط برای اونا صرف میکنی.
