ru
Feedback
ʜʏᴜɴᴄʜᴀɴ'ꜱ ᴘꜱʏᴄʜᴏʟᴏɢʏ

ʜʏᴜɴᴄʜᴀɴ'ꜱ ᴘꜱʏᴄʜᴏʟᴏɢʏ

Открыть в Telegram

Why are you occupied with thoughts that hurt you? بات @Chrisstoohpeerrbot چنل چالش ها @fanbarck

Больше
620
Подписчики
-424 часа
+297 дней
+830 дней
Архив постов
⩩ ִֶָ  𝐂𝐡𝐚𝐥𝐥𝐞𝐧𝐠𝐞 🫐 ˖˙ᝢ درود! این پیام رو توی چنل‌تون فوروارد کنین و رنگ موردعلاقتون رو بگین، تا من یک Mood Board این‌شکلی از کارکترهای هم‌رنگ شما رو تقدیم‌تون کنم. 🪼ぃ پرایوت‌ها می‌تونن توی دایرکتِ چنل لینک بدن🫆.
- محدودیت: هر زمان که خط بخوره🦕.
جواب‌ها رو از این‌جا بردارید🧊-

جعبه‌ی ابریشمی؛
او همیشه چیزهای کوچک را جدی‌تر از بقیه می‌دید؛ مثلاً یک روبانِ باریک که گوشه‌ی جعبه‌ای قدیمی جا مانده بود، یا سنجاق کوچکی که زیر نور، شبیه تکه‌ای از ماه می‌درخشید. یک عصر، آن‌ها را کنار هم گذاشت؛ بی‌آنکه بداند قرار است چه چیزی بسازد. بعد آرام نشست و به ترکیبشان نگاه کرد. بعضی چیزها لازم نبود اسم داشته باشند تا شبیه قصه شوند. او روبان را دور جعبه بست و کلید طلایی را روی آن گذاشت؛ درست مثل نقطه‌ای کوچک در پایان یک نامه‌ی نانوشته. و همان‌جا، میانِ سکوتِ اتاق، قصه‌ای خیلی کوچک برای خودش داشت؛ قصه‌ای با کاغذهای سفید، مرواریدهای ریز و نوری که آرام روی همه‌چیز می‌نشست. کمی بعد، از میان وسایلش یک تکه کاغذ پیدا کرد؛ گوشه‌اش را تا زد و آن را داخل جعبه گذاشت. رویش چیزی ننوشت. فقط یک گلبرگ خشک، به نازکی پرِ کبوتر، کنارش گذاشت. بعد درِ جعبه را بست. روبان، دور آن مثل یک خط باریکِ صورتی نشست و کلید طلایی زیر نور، کوچک و ساکت درخشید. او جعبه را کنار پنجره گذاشت؛ جایی که صبح‌ها، آفتاب مثل پودر طلا روی لبه‌ی آن می‌ریخت. روزها گذشتند و جعبه همان‌جا ماند؛ با یک نامه‌ی سفید، یک گلبرگ خشک و کلیدی که هیچ دری را باز نمی‌کرد. شاید بعضی کلیدها برای درها ساخته نشده‌اند؛ برای ماندن روی یک جعبه‌اند، مثل ستاره‌ای کوچک روی جلدِ یک کتاب.

ࢪوبـانِ ابࢪیـشم، میـانِ قفلِ طلایےِ یـک جعبـه ے کوچـک.
+4
ࢪوبـانِ ابࢪیـشم، میـانِ قفلِ طلایےِ یـک جعبـه ے کوچـک.

ྀ⃝‌ ๋ྀ𖦹 ๋⭑ ⃘𝇈 ⃘ ๋⭑⎥ #ChanHo ⎥⭑ ๋ ⃘𝇈 ⃘ ⭑ ๋𖦹ྀ⃝‌ ๋ྀ
+4
ྀ⃝‌ ๋ྀ𖦹 ๋⭑ ⃘𝇈 ⃘ ๋⭑⎥ #ChanHo ⎥⭑ ๋ ⃘𝇈 ⃘ ⭑ ๋𖦹ྀ⃝‌ ๋ྀ

Repost from N/a

Repost from N/a
‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ 𖥻 taki’s vault 💭 TapTap ‌ ‎ ݁⋆ ꫂ᭪ ݁ Bron to be icon

Repost from N/a

Repost from N/a
‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ 𖥻 yudai’s vault 💭 TapTap ‌ ‎ ݁⋆ ꫂ᭪ ݁ Bron to be icon

Repost from N/a
sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
𝖢𝖺𝗇︎ 𝗒𝗈𝗎 𝗌𝖾𝖾 𝗆︎𝖾? 𝖠︎𝗆︎ 𝖨︎ 𝖿︎𝖺𝖽𝗂𝗇︎𝗀︎?
𝖢𝖺𝗎𝗌𝖾 𝖨︎ 𝖿︎𝖾𝖾𝗅︎ 𝗅︎𝗂𝗄︎𝖾 𝖨︎’𝗆︎ 𝗌𝗍𝗂𝗅︎𝗅︎ 𝗌𝖾𝖺𝗋𝖼︎𝗁︎𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝖿︎𝗈𝗋 𝗆︎𝗒 𝗌𝗈𝗎𝗅︎ 𝖯︎𝖺𝗂𝗇︎’𝗌 𝗆︎𝗒 𝗈𝗇︎𝗅︎𝗒 𝗁︎𝗈𝗆︎𝖾 𝖨︎’𝗏︎𝖾 𝗅︎𝖾𝖺𝗋𝗇︎𝖾𝖽 𝗍𝗈 𝖻︎𝖾 𝖺𝗅︎𝗈𝗇︎𝖾

Repost from N/a
بعضی آدم‌ها از جنگ خسته نمی‌شن؛ از چیزی خسته می‌شن که بعد از جنگ، هنوز درون‌شون ادامه داره.
آدم می‌تونه با هزاران دشمن بجنگه، اما هیچ سلاحی برای جنگیدن با جای خالیِ یک‌نفر نداشته باشه. گاهی دلتنگی شبیه زخمه؛ نه اون‌قدر عمیقه که تو رو از پا بندازه، و نه اون‌قدر سطحیه که بتونی فراموشش کنی. فقط هر روز، با هر نفس، بهت یادآوری می‌کنه که هنوز اونجاست. فرمانده بودن یعنی همیشه بلد باشی بایستی؛ حتی وقتی درونت مدت‌هاست فرو ریخته. یعنی سربازها فقط قامتت رو ببینن، نه لرزش دست‌هات رو. یعنی وقتی همه منتظر سقوطت هستن، باز هم صاف بایستی. نه چون نمی‌ترسی؛ چون نمی‌خوای ترست، ترس آدم‌های پشت سرت بشه. اما هیچ‌کس نمی‌پرسه کسی که همیشه پناه دیگرانه، وقتی خودش خسته می‌شه، کجا پناه می‌بره؟ شاید برای همین بود که می‌دویید. می‌دویید تا صدای ذهنش از صدای قلبش بلندتر بشه. می‌دویید تا دلتنگی فرصت حرف زدن پیدا نکنه. می‌دویید تا به خودش ثابت کنه هنوز چیزی تو وجودش باقی مونده که می‌تونه ادامه بده. اما آدم نمی‌تونه برای همیشه از چیزی که درونشه فرار کنه. هرچقدر هم دور بزنی، آخرش دوباره به همون نقطه برمی‌گردی. به همون جای خالی، اسم اون آدم. و شاید غم‌انگیزترین حقیقت این باشه که بعضی آدم‌ها نمی‌خوان برگردن؛ فقط می‌خوان یک‌بار دیگه، همون چیزی رو احساس کنن که با اون آدم از دست دادن. فرمانده هنوز زنده بود. اما بین "زنده بودن" و "زندگی کردن"، گاهی به اندازه‌ی یه دلتنگی فاصله‌ست. و اون مدت‌ها بود که تو همین فاصله ایستاده بود؛ در حدی نبود که شبیه مرده‌ها باشه و بتونه رها کنه. حتی اون‌قدر آروم هم نبود که بتونه ادامه بده. فقط ایستاده بود. درست مثل سربازی که دستور عقب‌نشینی رو هیچ‌وقت نشنیده. می‌دونی؟ بعضی از آدم‌ها شکست نمی‌خورن. اون‌ها به قدری طولانی مقاومت میکنن که یه روز، یه جایی، می فهمن دیگه چیزی از خودشون برای نجات دادن باقی نمونده. و شاید تمام تراژدیِ فرمانده همین بود... اون بلد بود همه رو نجات بده، جز خودش!

𖥻 ׁ ׅ hyunlix .ᐟ ╰┈➤ fake chat ˎˊ˗
+8
𖥻 ׁ ׅ hyunlix .ᐟ ╰┈➤ fake chat ˎˊ˗

Repost from N/a
1b5ba8e9.mp33.04 MB

Repost from N/a
4c663a4f.mp32.66 MB

Repost from N/a
sticker.webp0.09 KB

Repost from N/a
‌و گاهـی تنهـا چیزی کـه مـی‌مانـد ، ‌ ‌     ‌     ‌روایتـی‌سـت کـه هیـچ‌کـس جرئـتِ پـایـانـش را نـدارد.