751
Подписчики
-3824 часа
-677 дней
-11330 дней
Архив постов
گاهی زندگیم انقدر پر فشار میشه، فشارِ درس و خانواده و استرس آیندت و اتفاقایی که منتظرن بهشون برسی، آدمایی که توی لحظه های سخت تنهات میذارن و اونایی که از کنار تو بودن فقط دنبال منفعت خودش هستن، حس ناکافی بودن و اینکه هر چقد بدویی ممکنه نرسی به اون نسخه از خودت که دلت میخواد….
که وقتی ادامه بدی آدم شجاع تری از وقتی که به مقصد میرسی هستی، مسیری که طی میکنی تو رو شکل میده، شخصیت و افکارت رو میسازه و با درد آشنات میکنه…
و اما مقصد کجاست؟ همون خیالِ شیرینی که در طول مسیر آرزوش میکنی
کی میدونه میرسم یا نه؟
بسپریم به دستِ سرنوشت…
من امن ترین و قشنگ ترین خونه ای بودم که میتونستی داشته باشی، ولی تو آوارگیو ترجیح دادی.
