کافه دکلمه
Открыть в Telegram
#کافه_دکلمه #آموزش #آواز #دکلمه #شاهنامه_خوانی #اجرای_انلاین #اشعار_ناب #سناریو #عاشقانه #متن ارسال آثار و ارتباط با مالک @mf15906
Больше4 293
Подписчики
-1224 часа
-307 дней
-9030 дней
Архив постов
4 293
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
🎼تــــقــدیـــم مـــیــکــنــد🎼
شبهای بیتـو شعـر مینوشـم🍃🌸 و مسـت میشوم بہ یاد چشـمانت آسـوده میخوابـم و بامـداد فـردا باز هـم خمـار چشـم تـوام❤️ شبتون در آرامش الهی🌟 #فوروارد #ری_اڪت #ڪافه_دڪلمه #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬ ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐆𝐀𝐏👇👇👇 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
4 293
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
🎼تــــقــدیـــم مـــیــکــنــد🎼
#بوقت_داستان #خیابانهای_تهران #قسمت_سی_و_چهارم پتو رو از روی کیفم برداشتم و دور خودم پیچیدم احساس خستگی شدید میکردم دوست داشتم خودم رو بندازم و بخوابم ولی با این ضعف لعنتی چکار کنم ؟ همونطور که پتو رو پیچیده بودم دور خودم رفتم بیرون از انباری زهرا رو صدا زدم زهرا داد زد چیه باز چته ؟ من اینجام ندیده بودمش روی تخت توی حیاط نشسته بود داشت جوراب میدوخت رفتم کنارش نشستم گفت: هااان چی میخوای ؟ مگه تموم کردی؟ گفتم: چیزی تو یخچال داری بیاری ضعف دارم گفت: کوفت بخوری مگه چیزی نخوردی؟ گفتم : نه .....نتونستم چیزی بگیرم گفت: ای بابا .....نمیدونم پاشو خودت برو ببین چیزی پیدا میکنی یا نه رفتم توی خونه سراغ یخچال درش رو که باز کردم فقط یکم نون خشک توی پلاستیک بود و یه ذره ماست چکیده گفتم از هیچی بهتره توی یه سینی که کنار اجاق بود گذاشتم و نشستم به خوردن سه چهار لقمه که خوردم یجوری شدم انگار خونه دور سرم میچرخید از خستگی زیاد بود یکم دراز کشیدم که حالم بهتر بشه که زهرا هم اومد تو تا منو دید سریع گفت: خوبه دیگه خودتو پهن کردی روی زمین ...نه ...خجالت نکش .....راحت باش ملکه زیبایی.....خودم جمع میکنم .... گفتم: امروز توی خیابون هم همینطوری شدم سرم گیج میشد نمیدونم چرا؟ بدون اعتنا به حرفام رفت توی اتاق روبرویی و بعد شنیدم که گفت: پاشو برو از اینجا توی این خونه فقط جای منه زودتر برو ... بدون هیچ حرفی بلند شدم سینی رو گذاشتم توی آشپزخونه و پیاله و قاشق رو شستم بقیه نونها رو هم گذاشتم پلاستیک توی یخچال سینی رو هم گذاشتم سر جاش بعد اومدم بیرون رفتم توی انباری با اینکه سرد بود یجوری خودم رو پوشوندم و خوابیدم داداشم متین رو توی خواب میدیدم بهم میگفت : فردا قراره یه اتفاق برات بیافته هر چی گفتم چه اتفاقی اصلا چیزی نمیگفت و فقط همین جمله رو تکرار میکرد نفهمیدم کی صبح شد صدای موتور میومد یکم بعد صدای دو نفر که با هم پچ پچ میکردن هنوز چشمام بخوبی باز نمیشد یکم گوشام رو تیز کردم صدا آشنا نبود.... ادامه دارد ..... 🖊#روشنا#فوروارد #ری_اڪت #ڪافه_دڪلمه #قلم_ماندگار #آنچه_شما_نوشته_اید 𝐆𝐀𝐏👇👇👇 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
4 293
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
🎼تــــقــدیـــم مـــیــکــنــد🎼
ما سختیهای زیادی رو پشت سر گذاشتیم سختیهای زیادی رو کشیدیم و دم نزدیم 🖊#ناشناس 🎙#محمد_آقایی#فوروارد #ری_اڪت #ڪافه_دڪلمه #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬ ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐆𝐀𝐏👇👇👇 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
4 293
+1
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
🎼تــــقــدیـــم مـــیــکــنــد🎼
نائب الزیاره شمادوستان عزیزدرحـــرم مطهرخانم فاطمه المعصومه (س) انشــاا...همــہ حاجتان براورده وبخیـــربشہ آمین🙏 #ارسالی_جناب_امیرعلی #فوروارد #ری_اڪت #ڪافه_دڪلمه #قلم_ماندگار #آنچه_شما_نوشته_اید 𝐆𝐀𝐏👇👇👇 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
4 293
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
🎼تــــقــدیـــم مـــیــکــنــد🎼
عشق را بی معرفت معنا مکن زر نداری مشت خود را وا مکن 🖊#مولانا 🎙#جناب_سالم#فوروارد #ری_اڪت #ڪافه_دڪلمه #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬ ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐆𝐀𝐏👇👇👇 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
4 293
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
🎼تــــقــدیـــم مـــیــکــنــد🎼
◉━━━━━━─────── ↻ ◁ ❚❚ ▷ ⇆ 🎙#امیر_لطفی#آنچه_شما_خوانده_اید #صدای_ماندگار #ڪافه_دڪلمه 𝐓𝐄𝐋𝐄𝐆𝐑𝐀𝐌 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬ ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐍𝐄𝐖 𝐆𝐀𝐏👇👇👇 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ از پست های ما حمایت ڪنید. #ری_اڪت #فوروارد
4 293
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
🎼تــــقــدیـــم مـــیــکــنــد🎼
بعضی آدمها انگار از بهشت اومدن انگار تیکه ی از بهشت وعده داده خدا هستن 🖊#ناشناس 🎙#مهرداد_صبا#فوروارد #ری_اڪت #ڪافه_دڪلمه #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬ ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐆𝐀𝐏👇👇👇 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
4 293
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
🎼تــــقــدیـــم مـــیــکــنــد🎼
من گمشده ای در خفقانم، تو کجایی؟ پر پر شده در فصل خزانم، تو کجایی؟ آشفته بر آشفت از آشفتگیِ من از بس که برایت نگرانم، تو کجایی؟ این فاصله ها، ترس، از این رفتن و ماندن همچون خوره افتاده به جانم، تو کجایی؟ 🖊#فرهان_محمدی 🎙#وحید_مومنی_فر#فوروارد #ری_اڪت #ڪافه_دڪلمه #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬ ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐆𝐀𝐏👇👇👇 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
4 293
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
🎼تــــقــدیـــم مـــیــکــنــد🎼
صبح شد چشمانت را بتابان که گل های آفتابگردان پیراهنم پشت پنجره ی نگاهت منتظرند تا که برایت دلبری کنند 🖊#فریبا_غلامیان 🎙#حسین_اکبری#فوروارد #ری_اڪت #ڪافه_دڪلمه #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬ ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐆𝐀𝐏👇👇👇 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
4 293
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
🎼تــــقــدیـــم مـــیــکــنــد🎼
☀️صبحِ امروز ؛ خدایا چہ مبارڪ بدمید 🍀ڪہ همے از نفسش بوے عبیر آید و عود ☀️گر ڪسے شڪرگزارے ڪند این نعمت را 🍀نتواند ڪہ همہ عمر برآید ز سجود #سعدی سلام صبحتون بخیر و شادے 🍀#فوروارد #ری_اڪت #ڪافه_دڪلمه #صدای_ماندگار #آنچه_شما_خوانده_اید 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬ ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐆𝐀𝐏👇👇👇 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
4 293
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
🎼تــــقــدیـــم مـــیــکــنــد🎼
🕊️ درین شبها که گل از برگ و برگ از باد و باد از ابر و ابر از خویش میترسد و پنهان میکند هر چشمهای سرّ و سرودش را درین آفاق ظلمانی چنین بیدار و دریاوار تویی تنها که میخوانی #شفیعی_کدکنی #شبتون_بخیر 🌟#فوروارد #ری_اڪت #ڪافه_دڪلمه 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه࣬ ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯ 𝐆𝐀𝐏👇👇👇 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
4 293
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
🎼تــــقــدیـــم مـــیــکــنــد🎼
#بوقت_داستان #خیابانهای_تهران #قسمت_سی_و_سوم صدای بوق بوق ماشینا منو به خودم آورد یکی داد میزد : برو کنار ...هی با توام وسط خیابون گیر کرده بودم تا اومدم به خودم بجنبم دوباره چراغ قرمز شد نمیدونم چٍم شده بود دستام یخ کرده بود رفتم یه سمت خیابون و نشستم کنار جدول یه ستون اونجا بود تکیه دادم بهش یه پیرزن متوجه حالم شده بود چند نفر همون اطراف بودن گفت: ببینین این بنده خدا چشه انگار فشارش افتاده یه خانوم چادری سریع خودش رو رسوند به من دستم رو گرفت توی دستش گفت:خانوم حالتون خوبه؟ دستاتون یخ کرده با بیحالی گفتم:خوبم ممنون گفت: میخواین از این مغازه یه چیزی براتون بگیرم ؟ گفتم: نه ...یکم بشینم خوب میشم دیگه چیزی نگفت فقط نگاهم کرد بعد بلند شد و رفت کنار منتظر اتوبوس بود چند دیقه گذشت یکم حالم بهتر شد یه شکلات ته جیبم افتاده بود همونو باز کردم و خوردم عصر شده بود و من هنوز نتونسته بودم چیزی جمع کنم دوباره رفتم وسط خیابون یه ماشین آمبولانسم گیر کرده بین ماشینا و آژیر میکشید مردم بهش راه نمیدادن ترافیک شدیدی بود فکر کنم مریض بدحال داشت چشمم افتاد به پسره روی موتور نشسته بود و از توی جیبش تخمه در میاورد و تند تند میشکست و میخورد چشمش به من بود اشاره کرد که بریم چادرم رو درست کردم و رفتم سوار موتور شدم و رفتیم خیلی تند میرفت باد خیلی سردی به صورتم میخورد بهش گفتم: یکم آرومتر هوا سرده گفت: چشم عروس خانوم گفتم: چی گفتی عوضی؟ چون میدونست زود جوش میارم و شاید روی موتور دعوا بشه گفت: هیچی بابا... اَه...این دیگه کیه نمیشه باهاش شوخی کرد گفتم: غلط میکنی شوخی میکنی دیگه دهنش رو بست و تا خونه چیزی نگفت فقط لج کرد و مثل قبل تند رفت اونشب زهرا خیلی دعوام کرد گفتم: حالم خوب نبود بخاطر همین نشد زیاد پولی بیارم گفت: خیلی خوب اشکال نداره منم میدونم چکار کنم اومد سمتم نگام کرد با دست راستش صورتم رو گرفت و اینور اونور کرد و بعد گفت: آره ....نه راست میگی از صورت رنگ پریدت معلومه صورتم رو از دستاش کشیدم بیرون و با ناراحتی رفتم انباری یه جالباسی اونجا بود چادر رو بهش آویزون کردم و نشستم روی یه صندلی آهنی که اونجا بود دست و پاهام اصلا کل بدنم مثل یه مُرده یخ بود...... ادامه دارد ....... 🖊#روشنا#فوروارد #ری_اڪت #ڪافه_دڪلمه #قلم_ماندگار #آنچه_شما_نوشته_اید 𝐆𝐀𝐏👇👇👇 ╭━═━⊰✹🌐✹⊱━═━╮ اٰڪاٰدࣸمۘݺ࣮ ڪاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪلۙمۘه ╰━═━⊰❀🌐❀⊱━═━╯
