670
Подписчики
+724 часа
+467 дней
+16630 дней
Архив постов
𝖳𝗁𝖾 𝖬𝗈𝗌𝗍 𝖠𝖼𝗍𝗂𝗏𝖾 𝖬𝖾𝗆𝖻𝖾𝗋𝗌 𝖮𝖿 𝖳𝗁𝖾 𝖶𝖾𝖾𝗄 :
𝗂𝗅𝗂𝗒𝖺 — 𝟪𝟦𝟨𝟪 🥇
𝗏𝖾𝗌𝗍𝗈𝗇 — 𝟦𝟦𝟣𝟢🥈
𝗌𝗈𝗀𝖺𝗇𝖽 — 𝟥𝟪𝟤𝟢🥉
𝖽𝖺𝗏𝗂𝗌 — 𝟥𝟪𝟣𝟫🏅
بارش شدید برف و سردی هوا باعث شده بود از سرما قندیل ببندم
با پاهای پابرهنه توی پارک قدم میزدم تا چیزی شاید پیدا بشه بتونم خودمو باهاش گرم بکنم دلا دلا لای پرف هارو با دست میگشتم شاید شانسی داشته باشم
به سمت سطل آشغال سر پارک میرم چون مطمئن بودم مردم ممکنه لباس های پاره اشون انداخته باشن توی سطل
بوی گندیده ای به بینیم مشتی میزنه
برمیگردم و به پایین سطل که ی تیکه مرغ گندیده بود نگاه میکنم .
خم میشم و باسن مرغ و باز میکنم با دستم
از اونجایی که کلهام کچل بود و لخت بود مرغ و برمیدارم و باسنش و باز میکنم و ب زور توی کلم میکنمش . وقتی کله ام تو باسنش جا شد با رضایتی کامل برمیگردم سر جام از بوی ناخوشش ناراضی بودم ولی بجاش داخل باسنش گرم بود .
بانی رول برو که ی گدایی وسط خیابون و زمستونه چون پول نداری مرغ گندیده پیدا میکنی و میزاری رو سرت
(ده خط)
