963
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+530 дней
Архив постов
963
امیدوارم که همه کسایی که چشم انتظار یه روز خوبن ، شاهد یه روز خوب باشن مراقب خودتون باشین🖤
963
انگشتش سردی خاک را لمس کرد.خاک بوی شجاعت میداد.گوش را که نزدیکش میکردی مردانگی فریاد میزد…
قلب تپنده اجساد ضربات سختی به آغوش سرکوبگر تابوت میزد.
اینجا اما،در میانه ی زمستانی متعفن،زنی کمر خم کرد و به سیمای خاک پذیرنده دست کشید .باز هم سرما حس کرد؛مسافت زیادی را گشته بود اما خستگی ناپذیر میکَند و میگریست…
شامّه ی مادرانه اش میگفت این خاک غریب،پیکری آشنا از شیره ی جانم را در سینه دارد.
شاید انبوهی از آنها دست در دست هم در گورشان لاله شدند…
کسی چه میداند؟
از حد و مرز حرامزادگی خونخواران؟
یاد کودکی اش افتاد.احساس خطر که میکرد با صدای بلندی گریه میکرد.پس با دقت گوش داد،که آیا زیر تَلّی از خاک صدای ناله اش شنیده میشود؟
کاش زمستان نبود،جگر گوشه هایمان بی کفنند.
تو ای چرخ گردون،امروز ببین و شاهد باش که از مادران داغدار بی نصیب تر ندیده ایم.
و تو ای ایران،سرزمین و خانه ام که بسیار عزیزی،
با این همه داغ چه خواهی کرد؟
اقلا شکاف سنگینی در سینه ات حفظ کن برای انتقام.
برای روزی که طرب و شادی پیش گیریم در عزایشان..
برای مرگ افیون بار امپراتور اشمئاز،که حتی تو باید با ننگ خاکت را برایش پذیرا کنی.
آن زن سر انجام ناامید از جای برخاست اما شولایش را مادرانه روی خاک انداخت.
چه میداند کسی،شاید که اجساد آزاده و خونین،سردشان شده باشد…
تلخ ترین روز ها،
بهمن ۱۴۰۴
ایران
963
یک ماه گذشته و زمان با وقاحت جلو رفته در حالی که بعضیهاهمونجا زیر همون روز دفن شدند.
مراقب حرفهاتون باشید کلمهها هنوز خیسن بعضی صداها قبل از اینکه کامل شنیده بشن خاموش شدن.
مراقب خندههاتون باشید نه برای اینکه خنده بده،برای اینکه بعضیها دیگه هیچی ندارن جز یه قاب عکس ساکت و دیگه لبخنداشون بوی شادی نمیده.
مراقب فراموشی باشید؛
فراموشی نه سکوته نه گذشت ، فراموشی لحظهای هست که مردهها رو برای بار دوم و اینبار بیصدا
میکشه.
963
این آخرین پست عمومی این کاناله.
اینجا با تست و برنامه شروع شد با این خیال که اگر یاد بگیریم اگر دووم بیاوریم
جایی برای ما هم هست.
نمیشه از آینده حرف زد
وقتی حال، هر روز خشنتر و خالیتر میشه.
نمیشه از قبولی دانشگاه نوشت وقتی جون انسان اونقدر بیارزش شده که حذفش حتی مکث نمیخواد.
به ما گفتن صبر کنین،
گفتن میگذره،
گفتن بعدش بهتر میشه.
اما چیزی که گذشت
فقط زمان بود،
و چیزی که تموم شد
نه فقط جوونی
که باور به معنا داشتن تلاش بود.
دانش وقتی میمیره
که فکر کردن هزینه داشته باشه
و سکوت شرط زنده موندن بشه.
اینجا
رتبه
موفقیت
و آینده
فقط کلمه هستن
بیجون و بیکاربرد.
چطور میشه از پیشرفت گفت وقتی خیلیها حتی فرصت رسیدن به فردا رو نداشتن؟ از کجا معلوم رتبه یک امسال زیر خاک نباشه؟
چطور میشه امید ساخت وقتی مرگ اینقدر عادی شده؟
این کانال قرار بود یه مسیر باشه ، اما مسیری که به ترس و فراموشی ختم بشه
ارزشی نداره
من نمیتونم روی ویرانهها
از موفقیت بنویسم
پس اینجا تموم میشه
نه از سر خستگی
بلکه از نپذیرفتن دروغ
این کانال خصوصی میشه و از مسیرش جدا میشه مشابه خودم ، امیدوارم که با جسارتمون بتونیم آینده بهتری رقم بزنیم.
963
هممون پر از ایکاش هاییم...
یه تایمی بود هنوز اونقد بزرگ نشده بودیم که معنی یسری کلمات رو درک کنیم تو زندگی روزمره مون شاید در حد یک کلمه بودن نه معنی مثل گلوله ، تفنگ ، مظلوم ، دیکتاتور ، بی وطن و... حالا ولی خون مردممون کم کم داره این کلماتو برامون شرح میده ، خیلی دوست داشتم سرزمینی که توش زندگی میکنیم دونه دونه هدف هاشون کشته نشن و فقط ازشون یه رویا و ایکاش نمونه.
امیدوارم خانواده و آشنایان کسایی که دیگه بین ما نیستن بتونن دوباره سبز بشن.
963
یه تایمی بود میگفتم درس بخونید درگیر حواشی نشید ولی خب بعد ها که با آدمایی که قدرت و زور دستشونه چشم تو چشم میشید میفهمید که تا الان برا کی و چی داشتیم درس میخوندیم؟!
حواستون باشه درس خودخواهتون نکنه ، حواستونم به بقیه باشه.
963
📌PERIPHERAL NERVOUS SYSTEM
📎تورقی بر سیستم اعصاب محیطی
📎مناسب برای بافت عملی
#بافت_نورون
