848
Подписчики
Нет данных24 часа
+197 дней
+4730 день
Архив постов
848
Repost from N/a
چیزی که فهمیده بودم این بود که همهچیز میتوانست خیلی راحت عوض شود.
یک قدم در همان مسیر همیشگی،
و ناگهان، سر از جادهای تازه درآوردن…
و همینکه پا در این جاده تازه گذاشتی،
میفهمی هیچ چیز آنطور که قبلا بود، نیست.
نه مسیر، نه حتی حس قدمهایت …
تو فقط میرفتی،
بیآنکه بدانی مقصد کجاست،
بیآنکه بخواهی پشت سرت را نگاه کنی …
چیزهایی که ارزش نگهداشتن، داشتند،
در سکوت همان جاده گم شدند،
یا شاید، بیارزش ...
و حالا، تو تنها با خودت ماندهای،
با همان قدمها،
که هر بار تو را به سوی ناشناختهای میکشاند …
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
