ru
Feedback
کاباره‌ی اسفل‌السافلین‌🪻

کاباره‌ی اسفل‌السافلین‌🪻

Открыть в Telegram

اگر مَ رَ کار دری come to the municipality at sunset She/Her - INTP - Persephone/Athena Majoring in being a nerd in almost EVERYTHING I love stars, cats, dinosaurs, and women You can call me Carly btw http://t.me/HidenChat_Bot?start=643524892

Больше
Иран194 356Категория не указана
111
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-130 дней

Загрузка данных...

Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
декабрь '25
декабрь '25
+7
в 11 каналах
ноябрь '250
в 3 каналах
Get PRO
октябрь '250
в 4 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+70
в 1 каналах
Get PRO
август '250
в 0 каналах
Get PRO
июль '25
+40
в 23 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
27 декабря0
26 декабря+6
25 декабря0
24 декабря0
23 декабря0
22 декабря0
21 декабря0
20 декабря0
19 декабря0
18 декабря0
17 декабря0
16 декабря0
15 декабря0
14 декабря0
13 декабря0
12 декабря0
11 декабря0
10 декабря0
09 декабря0
08 декабря0
07 декабря0
Посты канала
2
بعضی‌ها هم که اصلاً لازم نیست چیزی بگن🫵🏻 تو از ایموجی‌ای که به‌عنوان اسم انتخاب کردند و آویزی که انتخاب کردند و حتی زبانی که انتخاب کردند می‌فهمی و این "فهم" خیلی دوست‌داشتنی‌ا‌یـه
43
3
همچنین به دوستان‌تون نقطه‌ضعف ندید، یک‌بار به‌شون می‌گید عاشق ستاره‌هایید و تا پنج‌ سالِ آینده از اون اطلاعات علیه‌تون استفاده می‌کنند (امیدوارم به استفاده‌کردن علیه‌م سال‌ها ادامه بدند)
44
4
I also realized maybe the real yuri was the nerdy friends we made along the way
70
5
درضمن، عاشق‌تون هستم و خیلی‌خیلی‌خیلی ممنونم ازتون، چندین‌وچندبار نامه‌ها رو خوندم و هربار بیشتر از قبل احساسِ شادی کردم (I mean imagine being called cupcake✋🏻)
45
6
ز.ن: کورا و آسامی هردو به ماکو‌ علاقه داشتند و اون‌م مدام بین‌شون دست‌به‌دست می‌شد، اما درنهایت ول‌ش می‌کنند و عاشق هم می‌شن، pulling a korrasami یعنی زمانی که دوتا رقیبِ عشقی بیخیال طرفِ یکسان‌شون می‌شن و به‌جاش همدیگه رو انتخاب می‌کنند🤓
47
7
I don't watch it, but what in the korrasami's name is happening in Villa XO? ditching the boy who was playing with both of them to get together? those women literally pulled a korrasami✨
47
8
فارغ از لج‌بازی‌های درسی‌ش، پسره واقعاً حال‌ش خوش نیست، he's PHILOSOPHCALLY a fan of drugs and suicide and praises them
49
9
اینو یکی از بچه‌های ترم سه درباره‌ی همین جوانک تو چنل حواشی دانشگاه نوشته و شاهکارترین هجویه‌ی تاریخه "GEL YOUR MOUTH"
اینو یکی از بچه‌های ترم سه درباره‌ی همین جوانک تو چنل حواشی دانشگاه نوشته و شاهکارترین هجویه‌ی تاریخه "GEL YOUR MOUTH"
48
10
۱۹ میِ ۲۰۲۲
45
11
من کار می‌کنم مونیکا و در مورد کار فکر می‌کنم و از کار وحشت‌زده می‌شم و به این فکر‌ می‌کنم که چقدر در مورد کار فکر می‌کنم و و
من کار می‌کنم مونیکا و در مورد کار فکر می‌کنم و از کار وحشت‌زده می‌شم و به این فکر‌ می‌کنم که چقدر در مورد کار فکر می‌کنم و وحشت می‌کنم که چقدر به این فکر‌ می‌کنم که چقدر در مورد کار فکر می‌کنم و وحشت‌زده می‌شم. این سرگرمی به حساب می‌آد؟ -این داستان یک‌جور‌هایی بامزه است
45
12
Reading this book and watching its movie while being in the hell of سمپاد was an... inspiring experience.
46
13
این پاسچر، این زبان بدن، این نگاه و این ادبیات و حرف‌ها، همه و همه متعلق به یک مبارزه. ترانه علیدوستی در تمام طول مستند، نگاهش رو از دوربین نمی‌دزده، با بدنش راحته و شرمی توی زبان بدنش دیده نمی‌شه، صداش محکمه و تک‌تک کلماتش از قلبش میاد و هیچکدوم از حرفهاش باهم تناقض ندارن؛ این یک مبارزه‌.
45
14
«ما هنوز هستیم. ما هنوز وجود داریم. این اراده‌ی منه. هرچه بادا باد!» -از مستند ترانه، ۱۴۰۴
39
15
دیشب من و فاضل با هم به‌ش گوش می‌دادیم، مادرم می‌گفت «چرا خودتونو ناراحت می‌کنید؟» و با این‌ حال بالش و پتوش رو آورد، کنارمون نشست، نه لحظه‌ای چیزی گفت و نه لحظه‌ای ترک‌مون کرد، همون‌طور که یاد اون روزهای فخربرانگیزِ آزاد و اون شب‌های شیرینِ دردناک هرگز ترک‌م نکرد
44
16
https://youtu.be/y29zUXSU-IQ?si=rSswaVw4CQ43q5Bk
74
17
خب خدایان رو شکر که هنوز ری‌اکشن‌های بانمک‌تون برقرارند، کم‌کم داشتم حس می‌کردم نکنه دارم نادوست‌داشتنی‌ می‌شم💔
43
18
فاضل تصمیم گرفت مناسب‌ترین فیلمی که در کریسمس می‌تونیم ببینیم Avengers: Infinity War‌ و پودرشدن نیمی از جمعیتِ کهکشان‌هاست
44
19
#اندر_حکایت چسب‌زخمی که بدون هیچ‌ زخمی زده شد، «احساس کردم دست‌هام زیادی خالی‌اند»، آسمان‌های صورتی و آسمان‌های طلایی، برگ‌های مُرده و برگ‌های زنده، یک حبّه پیشی، «بچه‌ها این گربه‌هه ایران ماست، ولی می‌درخشه»، جنت‌گردیِ روز مادر و دیدن نه‌چندان‌تنهای تنها‌درخانه
44
20
+8
Нет текста...
46