ru
Feedback
ᯓVΛLHΛLLΛ

ᯓVΛLHΛLLΛ

Открыть в Telegram

➛ ᴍᴀɪɴ - @ValhalaMain ➛ ʀᴜʟᴇ - @ValhalaRules ➛ ɪɴꜰᴏ - @ValhalaInfo ➛ ꜱᴛᴏʀᴇ - × ➛ ɢʀᴏᴜᴘ - @ValhalaGap ➛ᴀᴅᴍɪɴ ᴏʀɢ & ʀᴜʟᴇ - @ItzArRza ➛ ᴀᴅᴍɪɴ ᴡᴀʀ - @Pormc ➛ ᴀᴅᴍɪɴ ᴘʀᴏᴘᴇʀᴛʏ - @Guderyan ➛ ᴘʀᴏᴊᴇᴄᴛ ᴄᴏɴꜱᴜʟᴛᴀɴᴛ - @Little_Buddha_59

Больше
218
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-330 дней
Архив постов
.

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃𝐘𝐂𝐑𝐎𝐖𝐍 | 𝐖𝐄𝐒𝐓𝐄𝐑𝐍 𝐅𝐑𝐎𝐍𝐓𝐈𝐄𝐑
👉این چنل مرجع معرفی، بررسی و تحلیل عمیق چهره‌های تأثیرگذار غرب وحشی است؛ از کلانترها و مارشال‌هایی که قانون را در سرزمین بی‌قانون اجرا کردند، تا سیاست‌مدارانی که پشت پرده، مسیر شهرها و سرنوشت انسان‌ها را تغییر دادند. ما فقط اسم و افسانه نمی‌گوییم؛ به سراغ واقعیت تاریخی، تصمیم‌ها و پیامدهای آن‌ها می‌رویم. 👮تمرکز محتوا روی درگیری‌های معروف، تعقیب‌ها، دوئل‌ها و نبردهای قدرت است؛ اتفاقاتی که نظم اجتماعی غرب آمریکا را شکل دادند. هر شخصیت در بستر زمان خودش بررسی می‌شود: چرا به قدرت رسید، چگونه سقوط کرد، و نقش او در تغییر معادلات امنیت، سیاست و خشونت چه بود. روایت‌ها مستند، دقیق و بدون اغراق هالیوودی ارائه می‌شوند. 🕐اگر به تاریخ زنده علاقه داری،تاریخی که از دل خیابان‌های خاکی، سالون‌ها و میدان‌های تیر بیرون آمده،این چنل برای توست. اینجا غرب وحشی نه به‌عنوان سرگرمی، بلکه به‌عنوان نمونه‌ای عریان از شکل‌گیری قدرت، قانون و آشوب تحلیل می‌شود؛ محتوایی جذاب برای کسانی که دنبال فهم عمیق‌تر تاریخ هستند، نه فقط شنیدن داستان. 🔫𝑾𝒆𝒍𝒄𝒐𝒎𝒆 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑾𝒆𝒔𝒕🍺

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃𝐘𝐂𝐑𝐎𝐖𝐍 | 𝐖𝐄𝐒𝐓𝐄𝐑𝐍 𝐅𝐑𝐎𝐍𝐓𝐈𝐄𝐑
👉این چنل مرجع معرفی، بررسی و تحلیل عمیق چهره‌های تأثیرگذار غرب وحشی است؛ از کلانترها و مارشال‌هایی که قانون را در سرزمین بی‌قانون اجرا کردند، تا سیاست‌مدارانی که پشت پرده، مسیر شهرها و سرنوشت انسان‌ها را تغییر دادند. ما فقط اسم و افسانه نمی‌گوییم؛ به سراغ واقعیت تاریخی، تصمیم‌ها و پیامدهای آن‌ها می‌رویم. 👮تمرکز محتوا روی درگیری‌های معروف، تعقیب‌ها، دوئل‌ها و نبردهای قدرت است؛ اتفاقاتی که نظم اجتماعی غرب آمریکا را شکل دادند. هر شخصیت در بستر زمان خودش بررسی می‌شود: چرا به قدرت رسید، چگونه سقوط کرد، و نقش او در تغییر معادلات امنیت، سیاست و خشونت چه بود. روایت‌ها مستند، دقیق و بدون اغراق هالیوودی ارائه می‌شوند. 🕐اگر به تاریخ زنده علاقه داری،تاریخی که از دل خیابان‌های خاکی، سالون‌ها و میدان‌های تیر بیرون آمده،این چنل برای توست. اینجا غرب وحشی نه به‌عنوان سرگرمی، بلکه به‌عنوان نمونه‌ای عریان از شکل‌گیری قدرت، قانون و آشوب تحلیل می‌شود؛ محتوایی جذاب برای کسانی که دنبال فهم عمیق‌تر تاریخ هستند، نه فقط شنیدن داستان. 🔫𝑾𝒆𝒍𝒄𝒐𝒎𝒆 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑾𝒆𝒔𝒕🍺

۰ تب موقت

تب موقت

Repost from N/a
🔱پس از سالها جنگ و خونریزی و کشته شدن میلیون ها ادم در وستروس آرامشی به وستروس بازگشت که دوام زیادی نداشت فرزندی از شمال از
🔱پس از سالها جنگ و خونریزی و کشته شدن میلیون ها ادم در وستروس آرامشی به وستروس بازگشت که دوام زیادی نداشت فرزندی از شمال از خاندان استارک بر تخت آهنین نشست که نتوانست جلوی طمع خود را بگیرد و اقلیم شمال حمایت خود را از او برداشتند و برادر کوچک تر او را به عنوان شاه خواندنت و جلوی او زانو زدند 👑 ⚜ پا به دنیاییی بگذارید پر از ماجراجویی و جنگ ارتش خود را بسازید قلعه خود را شکوفا کنید و قدرت وستروس را به دست بگیرید منتظر حضور لرد های عزیز هستیم همراه با بات فول اتومات و جوایز نقدی |Admin|: @S600m600,@OWL_XXX |Main|:https://t.me/gote_channel

این‌طور که پیش میره تقریباً نود درصد بازی گشادن ، طی شورایی که برگذار شد علت این مسئله لانچ کردن گیم توی زمان بدی عنوان شد هرچند تعلل بعضی پلیراهم توی کنسل شدن این پروژه بی‌تأثیر نبود . به‌هرحال با عرض عذرخواهی از برخی دوستان اینجام که بگم مجموعه‌ی کلش‌آف‌کینگز دیگه به فعالیت خودش ادامه نمیده و بازی عملاً لغو و چنل‌هاش آرشیو می‌شه . پرداختی‌هم صورت نگرفته که بازگشت وجه انجام بشه پس با خیال راحت به‌خاطره‌ها می‌پیوندیم .

فردا ظهر آخرین فرصت شرکت هستش .

𝐒𝐭𝐨𝐩 𝐓𝐢𝐦𝐞

𝐒𝐭𝐚𝐫𝐭 𝐓𝐢𝐦𝐞 Time : 303AC [✔️] | رول داخلی [✔️] | ارتقاء [✔️] | تجارت [✖️] | لشکرکشی

◽️ باغستان‌ها بوی تازه‌ی میوه‌های تابستانی می‌دادند و باران به‌آرامی روی سنگفرش خیابان‌ها می‌بارید ، ماهیگیرهای اهل براووس ، سید تازه‌ی‌شان را از دریای لرزان بیرون می‌کشیدند . کشیش سرخ وارد سرسرا شد « سرورانم » روبه‌رویش دو کلید دار بانک آهنین و یک مجیستر از شهر لوراث ایستاده بودند ، پشت سرشان جنازه‌ای که یک شمشیر را در آغوش گرفته بود در تابوت زرینش آرام گرفته بود ، صورتش به‌طرز هولناکی برای کشیش آشنا بود . ◾️ کشیش با بالاپوش سرخی که بر دوشش نهاده بود قدم پیش گذاشت ، نگاهش از لابه‌لای نور کم شمع‌ها ، روی صورت بی‌جان آن مرد در تابوت چرخید ، چهره‌ای که روزی با غرور فرمان می‌راند ، اکنون تنها پوسته‌ای سرد بود . ◽️ اربابان بانک آهنین ، مانند کلاغانی حول طعمه ، ساکت و بی‌حرکت ایستاده بودند ، نور شمع‌ها سایه‌هاشان را بر دیوارهای سنگی عمارت ، غول‌آسا و کج و معوج می‌انداخت . پیرترینشان، با انگشتی که حلقه‌های طلای زیادی به آن می‌درخشید ، به سوی جنازه اشاره کرد . صدایش خشک بود . « سرمایه مرده است ، و سرمایه‌ی مرده ، بدهی‌ای است به آینده » مجیستر اهل لوراث ، چشم تنگ کرد « به‌هرحال ، ضرری‌ست که باید جبران شود ، مرد باید بازگردد » کشیش سرخ کتاب طلسم‌ش را ، که با پوست گوزن مزین شده بود گشود ، نفس عمیقی کشید و کلمات کهن را زمزمه کرد ، کلمات در هوا می‌پیچیدند ، انگار خود تاریکی آن‌ها را می‌جوید. هوا سردتر شد و باد شعله‌های شمع‌هارا خاموش کرد .
ای خدایگان نور ، ای که بر مرزهای زندگی و مرگ ایستاده‌ای ، گوش فراده! این تن خاموش را بازخوان ، بگذار تا بدهی خویش را بپردازد .
نور غیرطبیعی از کتابش ساطع شد و بر روی جنازه تابید ، پوست مرده ، رنگ پریده و سرد ، شروع به لرزیدن کرد ، انگشتانی که به دور قبضه شمشیر حلقه زده بودند ، سفت‌تر شدند ، صدایی خشک و وحشتناک ، مانند شکستن استخوان‌های پوسیده از گلوگاه جنازه برخاست . ◾️ سپس چشمانش گشوده شدند ، نه چشمان یک انسان زنده ، که دو گوی شیشه‌ای و سفید ، بی‌روح و پر از وحشتی کهن ، سرش به آرامی و با صدایی مهیب به طرف اربابان چرخید و بعد هیچ‌چیز شنیده نشد ، فقط نفس‌های بریده و هراسان اربابان ثروتمند که در سکوت مرگبار فضا گم می‌شد ، موجود برخاسته ، شمشیرش را محکم‌تر در مشت فشرد و آرام آرام از تابوت بیرون آمد . ◽️ کشیش سرخ تنها ایستاده بود ، با چشمانی از حیرت و وحشتی که خود به پا کرده بود ، تالار در همان سکوت هولناک یخ زد ، در نگاه خالی آن بازگشته ، و در لرزش نورهای آبی شمع‌ها که بر روی آن صورت بی‌جان می‌رقصیدند ، پایانی بدون کلام ، تنها با وزوزی از ترسی که در هوا می‌پیچید . استنیس باراتئون از گور برخواسته بود . یادواره‌های کلاغ سه‌چشم

◾️ آفتاب سرخ براووس درحال غروب بود که تابوت زرین او را به داخل سرسرای عظیمی بردند ، دیگر خبری از آن شکوه قدیم نبود ، او آرام
◾️ آفتاب سرخ براووس درحال غروب بود که تابوت زرین او را به داخل سرسرای عظیمی بردند ، دیگر خبری از آن شکوه قدیم نبود ، او آرام خوابیده بود .

دوستانی که تاسیس دارن آپشون تا استارت میخوره

Repost from N/a
[🔖] | اصلاحیه‌ی ۱ بابت این‌که اوضاع دوستان بهم ریخته و تایم‌بندی مناسبی برای انجام اعمالی مثل ارتقاء و رول ندارن از این به‌بعد تمام اجباراً بازیکن‌ها موظفند تمام فرم‌ها و رول‌هاشون رو فقط در ساعت استارت ارسال کنن . ضمناً بازدهی رول فقط و فقط به‌صورت لحظه‌ای خواهد بود و مفهومی به‌نام چیزی به‌اسم بلند مدت برای رول اقتصادی و... نخواهیم داشت .

[⛰] | #Tournament چمنزار ساکت بود و زوزه‌ی باد بهاری در دم‌دمه‌ی صبح‌گاه در دروازه‌های کینگزلندینگ شنیده می‌شد . ساعتی بعد آن
[⛰] | #Tournament چمنزار ساکت بود و زوزه‌ی باد بهاری در دم‌دمه‌ی صبح‌گاه در دروازه‌های کینگزلندینگ شنیده می‌شد . ساعتی بعد آن شلوغی همیشگی شهر خودنمایی می‌کرد ، همه خبر جدید دست‌پادشاه را در گوش یکدیگر زمزمه می‌کردند ، در ساعات بعدی کم‌کم صدای سم مادیان سلطنتی در خیابان‌ها شنیده می‌شد و لردهای وستروس یکی‌یکی وارد پایتخت می‌شدند . تورنومنت بهاری امسال به‌مناسبت پایان زمستان در وستروس به‌یمن قدوم ارباب جزر و مد متبرک می‌شود ، لردها و شوالیه‌ها یکی‌یکی در میدان مبارزه در مقابل هم قرار می‌گیرند و شمشیرها قهرمانان را مشخص می‌کنند . تمامی بازیکن‌هایی که علاقه‌مند به شرکت در تورنومنت هستن توی گپ‌شون بنده رو تگ کنن ، اعضای هر اقلیم می‌تونن بدون محدودیت در تعداد ، داخل تورنومنت شرکت کنن ، لازم به‌لشکرکشی نیست چون به‌محض اعلام آمادگی تلپورت می‌شید به کینگزلندینگ . به‌جز قلعه‌های هر اقلیم مستقل‌های بازی‌هم قادرند در تورنومنت شرکت کنن ، همه سیف خواهند بود و هیچ‌کس امکان درگیری و کشتار در کینگزلندینگ نخواهد داشت پس خایه نکنید .

دوستان آپ همه یه جز مستقلا خورد. بازدهی رولا مونده هرکی رول داده رو بازدهیش تگم کنه بیام تا استارت بزنم .

𝑪𝒉𝒆𝒄𝒌 𝒕𝒉𝒆 𝒍𝒊𝒔𝒕 .

بابت تأخیری که پیش اومد پوزش می‌خوام ، ترک ادمین دارایی جدیدمونه آپ رو تا عصر میزنه . امشب ایونت‌های مربوط به‌ خط‌ داستانی میاد .

Repost from N/a
یک پک خریداری شد ✅

Repost from N/a
یک پک خریداری شد ✅