حیات باطنی
Открыть в Telegram
بودا، آگوستین و مولانا برای انسان امروز چه دارند؟ طرح سوال و ارائه پیشنهادات🔻 @JaEbrahimi آدرس کانال حیات باطنی در پلتفرم بله🔻 https://ble.ir/esoteric_journey
Больше1 046
Подписчики
-224 часа
-357 дней
-7930 день
Архив постов
1 046
حکمت سهروردی، حکمت خسروانی و حکمت نور است. نور برای اولین بار در ایران مطرح شده است و حکمای ایران باستان (آیین مهر و زرتشت) از نور سخن گفتهاند. سهروردی حکمت خسروانی را احیاء کرد و در راه حقیقت شهید شد. تفاوت حکمت اشراق با فلاسفه دیگر این است که شیخ اشراق اصالت را به نور میدهد. او وجود را یونانی و نور را ایرانی میداند.
غلامحسین ابراهیمی دینانی
پ.ن: هشتم مرداد، در تقویم ایران به عنوان روز بزرگداشت شیخ شهابالدین سهروردی تعیین شده است.
1 046
#یک_تکه_کتاب
تمدن مدرن شما را شرطی کرده است تا همیشه به چیزی خارج از خودتان توجه کنید، گویی که زندگی واقعی جای دیگری است.
کتاب قدرت حال اثر اکهارت تله
1 046
#یک_تکه_کتاب
بیدار بودن زنده بودن است. ما باید بیاموزیم که از نو بیدار شویم و خود را بیدار نگاه داریم، نه به کمک ابزارها، بلکه با توقعی بیانتها از سحر، که ما را در عمیقترین خوابها تنها نگذارد.
من خبری خوشتر از تواناییِ بیتردید آدمی برای تعالی بخشیدن به حیاتش از طریق تلاش آگاهانه نشنیدهام...
دگرگون کردن کیفیت روز؛ والاترین هنر این است. هر انسانی مأموریت دارد زندگیاش را، حتی در جزئیات، لایق تأمل بر متعالیترین و سرنوشتسازترین ساعات خویش کند. اگر از قبول اطلاعات پیشپاافتاده سر باز میزدیم، بلکه آنها را رد میکردیم، ندای ملکوت ما را بهروشنی میگفت که این کار چگونه ممکن است.
والدِن، هنری دیوید ثورو، نشر روزنه، صفحه ۱۴۵
1 046
#مکاتب_و_چهرهها
*فیلسوفِ جنگل*
به مدت دو سال و دو ماه و دو روز در کلبهای جنگلی در کنار دریاچهٔ والدن در ماساچوست زندگی کرد و تجربیات خود را در سال ۱۸۵۴ در شاهکاری به نام والدن منعکس کرد.
او با زندگی در کلبهای چوبی درپی آن بود که ببیند آیا با از بین بردن تمامی تجملات و در پیش گرفتن زندگی ساده، میتواند زنده بماند؟ او به والدن رفت برای فرار کردن از چیزی که خودش آن را "تمدن بیش از حد" می نامید.
هنری دیوید ثورو فیلسوف و شاعر اهل ریاضت، خود انگیزهاش از رفتن به جنگل را اینگونه توصیف کرده است: «عزم کردهام از پیشروی نظرات جامعه، اثاثکشی کنم؛ از دولت، از دین، از آموزش، از جامعه و نیز میخواهم خود را رو در رو ببینم.»
او را از سردمداران نافرمانی مدنی و جنبش سادهزیستی دانستهاند. دیوید ثورو میگفت که ما برای اینکه زندگیِ همراه با بهروزی و شکوفایی داشته باشیم باید به ضروریات زندگی اکتفا کنیم و ضروریات آن چیزهایی است که صاحبنظران مختلف بدون آنها زندگی ما را به لحاظ کمی و کیفی درخطر میدانند.
ثورو باور دارد که رفاهیات، زندگی را لذتبخش میکنند؛ ولی *خطر رفاهیّات در آن است که اعتیادآورند*. آنان میتوانند به سادگی به کانون اصلی زندگی بدل شوند و بخش عمدهی وقت و انرژیمان را به مصرف برسانند.
دیوید ثورو میگوید که کالا، تجسد و تبدیلیافتهی عمر و روح است. *قیمت هر کالا، مقدار عمر و روحی است که میدهیم تا آن را بدست آوریم*. او اصل و اساس زندگی را در پیجویی نیازهای روحی و باطنی میداند، چیزی که انسان سرگشتهی امروز با آن بیگانه است.
✍ جواد ابراهیمی
1 046
#یک_تکه_کتاب
اگر کسی به من میگفت کتابی دربارهٔ اخلاق بنویسم، کتابی که مینوشتم صد صفحه میداشت که نود و نه صفحهاش سفید بود و روی صفحهی آخر مینوشتم: «من تنها یک وظیفه میشناسم و آن عشق ورزیدن است.»
یادداشتها، آلبر کامو، نشر ماهی، ص۴۸
1 046
#معرفی_کتاب
فلسفههای آسیا
کتاب فلسفههای آسیا به قلم آلن واتس یکی از آثار ارزشمند در آشنایی با آیینهای عرفانی شرق آسیا است. آلن واتس فیلسوف، عارف و نویسنده مشهور انگلیسی است که بیشتر به خاطر کارهایش در حوزهی فلسفههای شرقی شهرت دارد.
کتاب فلسفههای آسیا مجموعهای از بهترین سخنرانیهای آلن واتس است که توسط فرزند او مارک واتس گردآوری و چاپ شده است.
در فصل اول این کتاب درخصوص اهمیت فلسفه شرق سخن رفته است و ما با تبیینی کمنظیر از ماهیت و اهمیت آیینهای شرقی از زبان آلن واتس آشنا میشویم.
در فصول بعدی این کتاب به برخی مضامین و آموزههای چهار آیین هندو، بودا، ذن و دائو اشاراتی میشود که مطالعه دقیق آنها سبب عمق یافتن نگاه ما به این آیینها میشود.
در مجموع این کتاب، اثری کمنظیر و تا حدی سنگین درخصوص فلسفههای شرقی است که مطالعه آن به دانشجویان فلسفه، عرفان و دینپژوهی و همه کسانی که آشنایی اولیه با این آیینها دارند توصیه میشود.
این کتاب را میتوانید با ترجمه خانم لیلا نیازی از انتشارات مولی تهیه فرمایید.
پینوشت: معارف بیان شده در این کتاب از آن سنخ معارف بلندی است که بایستی تلاش کنیم با ممارست خود را به سطح آن برسانیم تا قابلیت بهرهمندی از آن را بدست آوریم، چرا که به اعتقاد من این نوع معارف به راحتی در کتابهای دیگر یافت نمیشود.
✍ جواد ابراهیمی
1 046
روز خود را با نیایش آغاز کن و آن را با نیایش به پایان برسان. همچون کودکی بیپیرایه به پیشگاه خدا بیا. به او بگو: خدا! ای خوبِ مهربان! هدایتم کن، راه را نشانم بده، حفاظتم کن، غوغای ذهنم را فروبنشان و به قلبم قراری ببخش تا بتوانم نیایش کنم. هنگامی که نیایش میکنی، شاکر موهبتهای الهی باش. زیرا هرچه هست، موهبت اوست. روح تو، موهبت خداست. تو وجود خود را به خدا مدیون هستی.
تأملات؛ مادر ترزا، ترجمه مسیحا برزگر، نشر ذهنآویز، ص۱۲
1 046
محتاط باشیم در قضاوت و سرزنش دیگران، وقتی نه از دیروز او خبر داریم و نه از فردای خودمان.
فئودور داستایفسکی
1 046
قدری بنشینیم و آرام بگیریم.
این یادداشت در ادامهی یادداشت قبلی نگاشته شده است. در یادداشت قبل یک تمرین عملی از عرفای اسلامی بررسی شد. تمرینی که بر اساس آن تلاش میکنیم تا در یک نماز از نمازهای پنجگانه حضور قلب داشته باشیم و با خدا مأنوس باشیم.
قویترین نمازها نتیجهی یک ذهن آرام است. عامل اصلی در از بین رفتن حضور قلب در نماز و انس با پروردگار، ذهن متلاطم و ناآرام است و البته دلی که در گرو امور دنیاست.
بزرگان در تکمیل تمرین قبلی، توصیهای بسیار کاربردی و مجرَّب دارند: پیش و پس از یک نماز از نمازهای پنجگانه آرام و در سکوت بنشینید.
توضیح آنکه اگر تصمیم گرفتهاید تا حرکت به سوی خدا را آغاز کنید و با تمرین حضور قلب، راهی به باطن بیابید، قبل و بعد از آن یک نمازی که برای حضور قلب انتخاب کردهاید این کار را انجام دهید: به مدت سه تا پنج دقیقه در محل نماز خود آرام و در سکوت بنشینید تا ذهن شما آرام بگیرد، ذهنی که از درگیریهای دنیایی متلاطم است و طبیعی است که با این ذهن و دل نمیتوان مشرَّف به درگاه الهی شد.
برای اثربخشیِ بیشتر این تمرین، توصیه کردهاند که میتوان با مرور زیباییهای پروردگار، نعمتهای او، توبه از گناهان گذشته حالت انس را تقویت کرد. این هدف با مرور اشعار بیدارکننده همچون اشعار مولانا و یا آیات باطنی و عرفانی قرآن نیز قابل تحصیل است.
نکته اساسی آن است که اگر احساس میکنیم چیزی در زندگی ما کم است و اگر دغدغهی حرکت به سوی خدا و باطن عالم را داریم نمیتوانیم دست روی دست بگذاریم و منتظر معجزهای بمانیم، بلکه بایستی با قدمهای کوچک و پیوسته حرکت در این مسیرِ متفاوت را آغاز کنیم.
من سکوت خويش را گم کرده ام،
لاجرم در اين هياهو گم شدم.
من که خود افسانه ميپرداختم،
عاقبت افسانه مردم شدم!
اي سکوت اي مادر فريادها!
ساز جانم از تو پر آوازه بود.
تا در آغوش تو راهی داشتم،
چون شراب کهنه شعرم تازه بود.
✍ جواد ابراهیمی
1 046
توانمندترین نیایشها نتیجه یک ذهن آرام است... برای ذهن آرام همه چیز ممکن است.
و ذهن آرام چیست؟ ذهن آرام آن ذهنیست که چیزی بر آن سنگینی نمیکند، چیزی نگرانش نمیکند، که رها از تمامی بندها و خودخواهیها به تمامی با اراده خداوند یکی شده و اراده خود را میرانده…
|مایستر اکهارت فیلسوف و عارف مسیحی
1 046
#تمرین_عملی
«خدا هنوز در خانه است، حداقل روزی یکبار به خانه سر بزنیم.»
دیروز گفتیم که خدا در خانه است، ولی ما برای قدم زدن بیرون رفتهایم. امروز تلاش میکنیم تا اولین قدم را برای بازگشت به خانه برداریم.
این تمرین، که مخاطب آن اولاً خود من هستم، مربوط به یکی از توصیههای عملیِ عارفان اسلامی دربارهی «حضور قلب در نماز» است.
بزرگان عرفان اسلامی یکی از توصیههایی که به شاگردان خود در ابتدای مسیر سلوک دارند این است که از آنها میخواهند تلاش و وقت زیادی را صرف افزایش حضور قلب در نماز کنند. حضور قلب بدین معنا که ذهن انسان در نماز از امور دنیایی فارغ و مشغول پروردگار شود، به نحوی که حقیقتاً در نماز احساس گفتوگوی با خداوند داشته باشد.
انجام این توصیه و رسیدن به مرحلهی حضور قلب کامل بسیار سخت و نیازمند سالها تلاش و کوشش است. از این رو عرفا توصیه کردهاند که در گام نخست، تلاش کنید که روزانه حداقل در یک نماز از نمازهای پنجگانه مثلا نماز ظهر یا نماز مغرب، ذهن و دلتان را در نماز حاضر کنید. بدین صورت که در آن نماز و نه همهی نمازها بکوشید تا ذهنتان متوجه خداوند باشد و هرگاه متوجه شدید که حواستان به سمت امور دنیا و چالشهای زندگی پرت شده است، سریعا توجهتان را به سمت خدا بازگردانید.
انجام این توصیه که شبیه مراقبههای تمرکز در آیینهای شرقی است، کمک میکند که عضلات ذهن و دل ما به مرور تقویت شود و توان کنترل ذهن و توجه به درون در ما افزایش یابد و اینچنین بتوانیم خدا را در وجود خویش بیابیم.
پینوشت: برای انجام دقیقتر این تمرین، توصیههای جزئیتری وجود دارد که در صورت تمایل شما عزیزان میتوانیم در یادداشتهای آتی درباره آنها با یکدیگر گفتگو کنیم. از این رو اگر به استمرار این بحث تمایل دارید لطفا رضایت خود را در قسمت لایک و کامنت این یادداشت اعلام فرمایید.
✍ جواد ابراهیمی
1 046
#گفتار_حکیمانه
خدا در خانه است، این ما هستیم که برای قدم زدن بیرون رفتهایم.
این سخن مایستر اکهارت عارف مسیحی ریشه در این باور بنیادین عرفا دارد که ما خدا را نه در بیرون بلکه در وجود خویش مییابیم.
به اعتقاد عرفا، خداوند در قلب انسان جای دارد. به عبارتی خداوند از هرکسی در دنیا به ما نزدیکتر است و به تعبیر قرآن کریم حق تعالی حتی از رگ گردن به ما نزدیکتر است.
پس خدا در خانه است، یعنی خدا در خانهی قلب ما و باطن ما حضور دارد. اما علت چیست که ما خدا را در وجودمان نمییابیم؟ چرا با خدا احساس انس نداریم؟
پاسخ این است که درست است که خدا در خانه است، اما ما در خانه حضور نداریم و از خانه بیرون رفتهایم. بدین معنا که ما در قلب خویش حاضر نیستیم و حقیقت خود را فراموش کردهایم، لذا خدا را هم نمییابیم.
واقعیت آن است که ما خانهی دلمان را به هزاران بهانه و دلیل ترک کردهایم و درگیر عوامل ریز و درشت بیرونی شدهایم. امور دنیایی از همسر و فرزند و کار و لذات دنیا گرفته تا گرفتاریهایی همچون اجاره منزل و اقساط بانکی همهی اینها ذهن و دل ما را به خود مشغول داشته است.
البته روشن است که مراد عرفا در اینجا، ترک این امور نیست، قطعاً پرداختن به اینها از ضروریات زندگی است، مسألهی اساسی، آن چیزی است که در دل میگذرد. دلهای ما به دلیل مشغلههای دنیایی دچار خودفراموشی و مرگ تدریجی شده است.
آیا تابحال به این اندیشیدهایم که چرا نماز خواندن برای ما سخت و ملالآور است؟ چرا از گفتوگوی با خدا لذت نمیبریم؟ چرا در نماز به هر چیزی میاندیشیم جز خداوند متعال؟ پاسخ این است که دل ما جای دیگر و متعلق به اموری دیگر است. ما در خویش حضور نداریم و در واقع «برای قدم زدن از خانه بیرون رفتهایم.»
✍ جواد ابراهیمی
1 046
#مکاتب_و_چهرهها
نابغهی عوالم باطنی
در پانزده سالگی و به درخواست پدر به دیدار ابن رشد فیلسوف شهیر اندلسی میرود. این دیدار را رمزآلودترین گفتگوی تاریخ فلسفه و عرفان نامیدهاند.
نوجوانی که بعدها تاثیری شگرف و ماندگار در عرفان اسلامی داشت و «شیخ اکبر» و «پدر عرفان نظری» لقب گرفت.
«مُحییالدین ابن عربی» معروف به «ابن عربی» که در هفدهم ماه رمضان سال ۵۶۰ هجری در اندلس (اسپانیای کنونی) دیده به جهان گشود.
ابن عربی از دوران کودکی و اوایل نوجوانی از ذوق و وجد عرفانی برخوردار بود، ولی وارد شدن او به طریق تصوف و سلوک بطور رسمی در سال ۵۸۰ هجری یعنی در ۲۰ سالگی رخ داد و او در اندک مدتی به مقامات قدسی نائل آمد.
از ابن عربی آثار متعددی به جای مانده است اما مهمترین آثار او «فصوصالحکم» و «فتوحات مکیه» نام دارد. ابن عربی در این آثار به تبیین اصول اساسى عرفان نظرى و تقریر اندیشهی بینظیر «وحدت وجود» میپردازد.
ابنعربی در میان دو شاخهی اصلیِ عرفانی در جهان اسلام به مکتب عرفانی غرب جهان اسلام (اندلس سابق) تعلق دارد، شاخهای که مباحث عمیق و دقیقِ نظری در آن غلبه دارد و به نوعی به خواص و نخبگان تعلق دارد نه تودههای مردم.
ما در ابنعربی و آثار او با نبوغی بیحد و حصر در کشف حقایق هستی و شرح رموز عرفانی مواجهایم، چنانچه کتاب «فصوصالحکم» با وجود حجم اندکش بیش از ۱۱۰ شرح بر آن نگاشته شده است و گفته میشود که فهم عمیق این اثر ۵ تا ۱۰ سال زمان میبرد.
ابنعربی به ما میآموزد که محور در سلوک به سوی خدا، قلب است و حیات قلب به یاد خداست:
«اگر قلب خود را همواره متوجه یاد خداوند نمایی به طور حتم قلب تو با نور یاد او روشن خواهد شد و این نور برای تو حالت کشف پدید میآورد.»
✍ جواد ابراهیمی
1 046
#یک_تکه_کتاب
آیا حیوانی که به طور پیوسته برای تهیه واکسن فلج اطفال مورد تزریق قرار میگیرد معنایی در درد خود خواهد یافت؟ خیر، زیرا با درک محدودش نمیتواند با دنیای انسانها یعنی جهانی که اینگونه رنجکشیدنها در آن معنی پیدا میکند ارتباط برقرار کند.
در مورد انسان چه؟ آیا دنیای انسانی، غایت و نهایتِ تکاملِ جهان هستی است؟ آیا ممکن نیست که دنیای دیگر و ابعاد دیگری وجود داشته باشد؟ دنیا و بُعدی ماورای دنیای بشری که در آنجا رنجهای انسانی پاسخ نهایی خود را به دست خواهد آورد.
انسان در جستجوی معنا، ویکتور فرانکل
1 046
#معرفی_کتاب
تَختِستان
آیا تابحال به این فکر کردهاید که شاید جهان، از آنچه تصور میکنیم بسیار بزرگتر و شگفتانگیزتر باشد؟ با ابعادی بسیار فراتر از سهبعدِ طول، عرض و ارتفاع؟
رمان Flatland که در فارسی با نام «تَختِستان» یا «پَختستان» ترجمه شده است شاهکاری است از ادوین ابوت الهیدان انگلیسی که در سال ۱۸۸۴ به رشته تحریر درآمده است.
ابوت در این رمان جهانی دوبعدی را تصویر میکند. جهانی که هیچ ارتفاعی در آن وجود ندارد و هر موجودی تنها در سطح زندگی میکند. در این دنیا، مفهوم «بالا» یا «پایین» وجود ندارد، تنها «چپ» و «راست» و «پیش» و «پس» معنا دارد.
در این جهان، اشکال مختلف (مربعها، مثلثها و دایرهها) همانند انسانها در کنار هم زندگی میکنند، با قوانین اجتماعی و طبقهبندی خاص خود. در چنین جهانی ناگهان کسی از وجود بُعدی دیگر سخن میگوید؛ بُعدی که نه دیده میشود و نه قابل اندازهگیری است.
جامعهٔ تختستان جامعهای بهشدت سلسلهمراتبی است و نویسنده با این اثر در واقع به نقد ساختار بسته و جامعه طبقاتی انگلستان در دوره ویکتوریا نیز پرداخته است.
راوی داستان یک مربع (A Square) است، که موجودی از این جهان دوبعدی و مسطح است. راوی در قسمتی از داستان با موجودی عجیب مواجه میشود که در ابتدا فکر میکند دایره است اما این موجود، دایره نیست بلکه یک گوی و کُره (Sphere) است که از بُعدی دیگر وارد تختستان شده است.
گوی خود را پیامآور جهانی سهبعدی معرفی میکند که آن را گویستان (Spaceland) مینامد. او میکوشد به مربع نشان دهد که ارتفاع واقعاً وجود دارد. اما هر توضیحی که میدهد برای ذهن دوبعدی راوی بیمعناست.
ابوت در این رمان با نگاهی طنزآمیز و در عینحال فلسفی، این پرسش مهم را مطرح میکند که اگر جهانی فراتر از آنچه میبینیم وجود داشته باشد، آیا ما اصلاً قادر به تصورش هستیم؟ آیا عدم امکان تصور جهانی با ابعاد فراتر از سه بعد برای ما به معنای نبود چنین جهانی است؟
شما میتوانید این رمان جذاب را به همراه کتاب گويستان _شاهکار ديويس بورگر که در سال 1965 ميلادي نگاشته شده و در واقع ادامهی داستان تختستان است_ در یک اثر و از انتشارات کتابسرای تندیس تهیه کنید.
✍ جواد ابراهیمی
1 046
خداوندا
معجزهی بودن
و معجزهی دیدار
مرا کافی نیست
خداوندا
معجزهی عشق
و معجزهی سوختن
و معجزهی خاموش شدن را
به من عطا کن
بیژن جلالی
1 046
#داستانک
شام آخر
لبخند مادرش تنها چیزی بود که برایش مانده بود، مابقی پُر بود از هیچ از ناامیدی. ولی این گرهی نبود که او را به زندگی پیوند دهد. باید یک جور خودش را خلاص میکرد از چیزی که برایش مثل جهنم بود.
مثل روزهای دیگر مادر با همان لبخند همه را دور میز شام جمع کرد دعای شکرگزاری را دسته جمعی خواندند ولی لبهای پسر تکانی نخورد. سرد و بیاعتنا به غذا خیره مانده بود.
پدر متوجه طعم جدیدی در غذا شد ولی به خوردنش ادامه داد. پسر چشمانش را بست، گویی همه چیز به یکباره در ذهنش مرور شد: لبخندهای مادری که به سختی زندگی را رنگ بخشیده بود و مقاومت پدری که گرچه بیثمر، ولی جان آخر آن خانه بود.
امیدی انگار به او چنگ زد، چشمانش را گشود سراسیمه به آشپزخانه رفت؛ ولی دیگر دیر شده بود ظرف دستخوردهی سم روی پیشخوان بود.
✍ طیبه سادات مولایی
1 046
کشف کردم که همه بدبختیهای انسان، از یک چیز ناشی نمیشود؛ اینکه نمیتواند دمی، در اطاقی، آرام بگیرد.
بلز پاسکال
1 046
#به_وقت_اندیشه
دلیل اصلی نارضایتی، هرگز وضعیت نیست بلکه افکار شما دربارهی آن است.
اکهارت تولی
اکهارت تولی در این عبارت پرمعنا به یکی از مهمترین اندیشههای یاریگرِ فلسفی اشاره دارد. برخی از فلاسفه از این معنا با تعبیر دیگری یاد میکنند:
جهانِ خارج، بهخودی خود، معصومِ معصوم است!
توضیح آنکه فلاسفه و اساتید معنوی جهان معتقدند که جهان بیرون به خودی خود توان رنجاندن و یا شاد کردن انسان را ندارد بلکه افکار ما درباره جهان و نوع مواجههی ما حوادث است که زمینهساز رنج و شادی در انسان است.
این موضوع ریشه در این دارد که رنج و شادی یک پدیده تفسیری هستند. رنج و شادی در حقیقت، تفسیر ذهنی و درونیِ ما از درد و شرایط بیرونی هستند.
بیشتر ما تجربه کردهایم که در مقاطع مختلف زندگی در حوادث دردناک مشابه مثل از دست دادن عزیزان، میزان رنج متفاوتی را تجربه میکنیم. این مساله ریشه در این دارد که نوع مواجهه ما با آن مشکلات در زمانهای مختلف، متفاوت است.
خلاصه اینکه جهان بیرون و حوادث آن فینفسه نمیتوانند به ما رنج و یا شادی تحمیل کنند، بلکه نوع نگاه ما به جهان، سبب بروز رنج و شادی در ما میشود.
نتیجه تفسیری بودن رنج که اهمیت فوقالعادهای دارد این است که برخلاف دردها و سختیهای بیرونی که خارج از اراده و کنترل ما به وقوع میپیوندند و بخش جداییناپذیر حیاتِ این جهانی هستند، رنجهای زندگی تا حدودی قابل اجتناباند چرا که وابسته به تفسیر ما هستند.
درک صحیح این اندیشه و التفات به آن در مراحل مختلف زندگی، میتواند به عنوان یک عاملِ مهم تسلیبخش و محرّک به ما در شرایط امروز کمک کند، چرا که آنچه در حقیقت در ما رنج و افسردگی پدید میآورد نه شرایط سخت بیرونی بلکه نوع روایت ما از آنهاست و میتوان با تغییر نوع نگاه و تمرکز بر ساخت اندیشه، از شدت رنج کاست.
✍ جواد ابراهیمی
