چـکـامـهـ زار 🌘📜
Открыть в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Больше450
Подписчики
-224 часа
-37 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
یکی از بدترین و درد آور ترین کار های که یک دختر میتواند در حق خود کند این است که بینی اش را سوراخ کند.
امروز مثلاً خواستم میخک بینی ام را بکشم و بجایش یک حلقهی قشنگک بیندازم نمیدانید که به چه جبر و سختی و درد اینکار را کردم و بلاخره حلقه افتاد بینی ام خون شد و زخم اش بجای میخک کار میداد.
یکی نیست که بگوید جبر بود سرت یا ستم!
ولی خب شوق است دیگر شوق!
دختر که باشی،
برای رسیدن به شوق و آرزوهایت، از هیچ تلاشی دریغ نمیکنی؛ حتی اگر لازم باشد درد را به جان بخری و سختیها را تحمل کنی، باز هم دست از خواستهات نمیکشی تا سرانجام به آنچه قلبت برایش میتپد، برسی.
گاهی برای اینکه از پس جنگ با افسردگی، دلتنگی و ناراحتی بربیایی باید بروی در دل طبیعت.#دوشیزه_سادات
اما عزیز من،
من همیشه همان دوستی میمانم که آنچه که باید بشنوی را برایت میگوید نه آنچه که دلت میخواهد.
صّـــلَوٌآ؏ـلیآلَحًبًيَبً﴿ םבםב ﷺ ﴾
- ويأتي يوم الجمعة
ليغسل شوائب الستة أيام الماضية ..
و جمعه میآید
تا آلودگیهای شش روزِ گذشته را بشوید ..
صلوا علی نبیﷺ
شنیدهام که انگورهای شمالی رسیدهاند؛ نمیآیی برویم؟
برویم میان آن باغهای سبز، زیر سایهی تاکها قدم بزنیم و من برایت از آن خوشههای شیرین، با دستان خودم بچینم و بیاورم.
میخواهم طعمِ انگورهای شمالی را با لبخند تو ببینم؛ میخواهم هر دانهی شیرینش خاطرهای شود از لحظهای که کنار هم میان عطرِ باغها ایستاده بودیم.
شمالی در این وقتِ سال زیباتر از همیشه است؛ باغها پر از رنگ و عطرند، انگورها به شیرینی رسیدهاند و نسیم آرامی میان درختان میپیچد. اما باور کن، تمام زیباییِ شمال در کنار تو معنای دیگری پیدا میکند؛ اگر تو کنارم باشی، حتی سادهترین لحظهها هم شبیه قشنگترین خاطرههای زندگی میشوند.
آنوقت دیگر فقط برای چیدن انگور به باغ نمیرویم؛ میرویم تا از میان آن همه زیبایی، کمی عشق و خاطره برای روزهای دورمان بچینیم...!
#دوشیزه_سادات
