ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Открыть в Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Больше
434
Подписчики
-124 часа
-37 дней
-830 дней
Архив постов
photo content
+1

لبخند شان چه دلنشین است …🔥🫠

🫠🫢🔥
🫠🫢🔥

🫢🫠🔥

🙃🔥…

🫢🔥….

#_اثر..صهروای🍃🎨
+2
#_اثر..صهروای🍃🎨

. چو انسان را نباشد فضل و احسان چہ فرق از ،، آدمے ،، تا نقش ديوار بدستــ  آوردن  دنيا  هُنر نيست يڪے‌ را  گر توانے دل  بدست آر

دو سه مثقال خریت زخران چیزی نیست آدمی دیدم اما دو سه خروار خر است..

🫢🔥🫠
🫢🔥🫠

اندکی که بماند….. اندکی پریشان میکرد حرفی نبود….🔥

در این حوالی صبح … دو صبحی است ….که حس نبشته کردنم زیاد شده ….. یا شاید شب هایی که از ترس نمیخوابم در ذهنم نبشته میکنم ….. و صبح به روی کاغذ نبشته های ذهنم را نمایان میکنم….🔥…..

هرکه آمد اندکی ما را پریشان‌ کرد و رفت #بیدل_دهلوی

Repost from N/a
حالم حزین نیست … حالم چون زهر تلخ تلخ است ….

و من…. چون برگ خشکیده‌ای در باد، نه ریشه‌ای برای ماندن دارم، نه پرهایی برای پرواز...دلم، روضه‌ی خاموشی‌ست میان هزار هیاهو، و
و من…. چون برگ خشکیده‌ای در باد، نه ریشه‌ای برای ماندن دارم، نه پرهایی برای پرواز...دلم، روضه‌ی خاموشی‌ست میان هزار هیاهو، و هر که آمد، زخم زد و گذشت…خدایا، اگر گریستنعبادت است، سال‌هاست در سجودم….. #_صهراوی

photo content

بر لبم لبخند، و در دلم قبری بی‌سنگ… هر شب خودم را دفن می‌کنم و سحر باز از نو، زنده می‌شوم برای مردنی دیگر. #_صهراوی

ای کاش میتوانستند اشکانم بگویند… آنچه را که زبانم از گفتن شان عاجز مانده…🔥 #_صهراوی