چـکـامـهـ زار 🌘📜
Открыть в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Больше437
Подписчики
-224 часа
-127 дней
-1630 дней
Архив постов
سعی کنید در هر جایی که هستید مهربان باشید، مخصوصاً اگر معلم یا از هیئت امتحان هستید. آخر آدم چه میفهمد… شاید همین شاگرد بیچارهای که امشب با کتابها کلنجار میرود و تا نیمهشب درس میخواند، در همین شب های قدر دست به دعا شود!
اصلاً دوست دارید در این شب های پر فیض و برکت دعای یک بنده معصوم الله گریبان گیر تان بشود؟
مثلاً همین بندهٔ خدا که فردا صبح امتحان دارم و هیئت هم آنقدر سخت میگیرد که آدم فکر میکند قرار است ما را بفرستند مسابقه یا حتی ناسا، نه یک امتحان ساده!
خلاصه یک کم مهربان باشید… بگذارید شاگردهای تان شب قدر بهجای اینکه بگویند:
«یا الله خودت حسابش را برس!
یا اینکه اصلاً خیر نبینه با این چنین سخت گیری...»
بگویند:
«یا الله معلمهای ما را حفظ کن…
و اگر میشود کمی هم دلشان را نرم کن که به ورقههای ما یک نظر مهربانانه بیندازند!»
Repost from N/a
به هر کسی که در رابطهای حرام است،
همین بس که در آن (اضطراب، دلآشوبی و اندوهی) هست که ۲۴ ساعته همراه تو و دلت میماند.
همین بس که (درست و واقعی زندگی نمیکنی)؛ همهاش هدر دادنِ وقت و پول و احساسات است، بیهوده.
همین بس که (میخوابی و بیدار میشوی در حالی که ملازمِ گناهی).
در پایان،
اگر بمیری چه؟
Repost from چـکـامـهـ زار 🌘📜
اکنون که غریبه شدهایم، دیگر در انتظار دیدار دوبارهات نیستم... در خاطرم خواهی ماند در قلبم هرگز!Repost from N/a
آیا همانقدری که من در مورد او فکر میکنم او هم در مورد من فکر میکند؟
Repost from N/a
نمیدانم اما با این حال
دلتنگ اش ام لکن غرورم اجازه نمیدهد حالش را جویا شوم...
Repost from N/a
نمیدانم اما با این حال
دلتنگ اش ام لکن غرورم اجازه نمیدهد حالش را جویا شوم...
