چـکـامـهـ زار 🌘📜
Открыть в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Больше450
Подписчики
-424 часа
-217 дней
+330 дней
Архив постов
+بعضی اوقات دلم میخواهد با افراد بیشتری آشنا شوم!
ولی وقتی یادم میافتد چقدر سخت است «اعتماد کردن» و چقدر تلخ است «دوری بعد از دلبستگی»
ترجیح میدهم همان چند نفرِ کم را داشته باشم،
اما با دلِ راحت…
#دختر_نویسنده
گفت؛ ز آسمانت بگو چه دارد، کاین همه تمجید؟
گفتم؛ در آسمانم شعر و واژه هاست بسی کثیر!
گفت شعر چه دارد؟ از ابرِ بغض قشنگتر ست؟
گفتم بغض زیباستچون لعلش واژهوشعرست!
#سـپـهـرآرا
متوجه شدم که اخیراً با هیچکس حرف نمیزنم. منظورم یک مکالمهی واقعیه. جواب همهی مسج ها رو به کوتاهترین شکل ممکن میدم و رد میشم. با هیچکس از هیچچیز مربوط به خودم صحبت نمیکنم. همه را صد قدم عقب فرستادم و دیگر حتی به تنهایی اهمیت نمیدم.
رُبّما لم يحبّك
كان يُداوي جراحهُ
بقُربك فقط..!
«شايد هم
دوستَت نداشت!
فقط،
كنارِ تو
زخم هايَش را
درمان مىكرد!!!»
❤️🩹🍃
و من گاهی تمامِ احساساتم را
در درونم حبس میکنم
زیرا هیچ کلماتی
برای شرحِ آن نمییابم...
Repost from نــور🕯
تنهایی هم بد نیست، ماه را ببین!
تا وقتی خدا را داری، همه چیز خوب است.
#صدیقه_دقیق
✨🌝
Repost from N/a
چیزی بگو؛
حرفی بزن از فردا
اما نه آنقدر تلخ که دلم بلرزد
و نه آنچنان زیبا،
که باورم نشود...
•معین دهاز
@blue_1352
Repost from مِهآلود🍂
«و برای من، دوستداشتن یعنی هر آنچیزی که میتوانی خودت را برایش قربانی کنی.»
#پرنیان_رمضانی
@Parneyan123
Repost from N/a
این پوست را فور بزنید تا در مورد تاریک ترین بخش کانالتان یا شخصیتتان برایتان بنویسم.
