چـکـامـهـ زار 🌘📜
Открыть в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Больше437
Подписчики
Нет данных24 часа
-67 дней
-1030 дней
Архив постов
Repost from منارة الهدی
خدایا!
قبر پدرم را باغی از باغهای بهشت قرار ده و دری به سوی بهشت برایش بگشا که هرگز بسته نشود. خدایا! اعمال نیکش را شفیع او قرار بده، حجت را به او بیاموز، هنگام پرسش ثابتقدمش بدار، و بهشت و رضوانت را نصیبش گردان. آمین یا پروردگار جهانیان
فکر میکنم بخشی از آسودگی پس از مرگ و خوشی بهشت به این دلیل است که آرزوها آدم را رها میکند، برای همیشه.
🤍
مردانی را دوست دارم که اهل شعرند...
آنان که طبع لطیفشان با واژهها آمیخته است،
زیبایی را میشناسند، پس عشق را نیز میفهمند،
و چون عشق را میفهمند، زن را نیز درک میکنند...
#دوشیزه_سادات
سلام بر آنهایی که
با سالها گریه در دل، خندیدند
کسانی که تصمیم گرفتند زندگی کنند ؛
و زندگی هنوز با آنها متحد نشده...
جلالالدينالرومي
تو از زیبایی، خود دنیایی دیگری...
لذت کشف این دنیا را به مردی که قهوه مینوشد سیگار میکشد و از پنجره در آسمان تو را نگاه میکند میدهی؟
🌚
بُگذر تابستان
بُگذر
حالِ من با تو خوب نمیشود،
پاییز حالِ مرا بهتر میشناسد .
- محمود دولت آبادی
"فاشل في إسعادك ولكن احبك جداً..."
در خوشحال کردنت ناتوانم اما خیلی دوستت دارم...🫀🍀
"لا تخبرني بأنك تحبني
إفعل ما یجعلني أشعر بذلك..."
نگو که دوستم داری
کاری کن که احساسش کنم...♥️
“ تُنسى كأنَّكَ لم تَكُنْ
تُنْسَى كمصرع طائرٍ
ككنيسةٍ مهجورةٍ تُنْسَى،
كحبّ عابرٍ
وكوردةٍ في الليل ...
تُنسى”
از یاد میروی انگار که هرگز نبوده ای!
چونمُردنپرنده
چون خانقاه بی مرید
چون عشق لحظه ای
همچون گُلی که در شب روییده و تا صبح نمانده...
از یاد می روی
#محمود_درویش
