چـکـامـهـ زار 🌘📜
Открыть в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Больше434
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-330 дней
Архив постов
دیالوگ.
🧠
مغز ؛او هم شاید حق داشته باشد
🫀قلب؛حق چی کدام حق ؟
🧠مغز؛دور و بر او را بنگر
این همه دختران زیبا
🫀قلب؛همم زمانی که این همه دختران زیبا وجود دارد پس چرا عاشق من شود همینطور ؟
🧠مغز؛بله اه بلاخره فهمیدی!
🫀قلب؛فهمیدن اش درد داشت 🖤🥀
غایب نویس 🔥🌬نمیدانم این از جمله صفات خوب بنده هست یا هم ...
در هر صنفِ که من میروم یا میباشم یکی از شوخ ترین صنف ها به شمار می آيد!
و البته لایق بودن را هم نبايد انکار کنم.
تو از تکبر حُسن و من از حیا خاموش
کجاست مِی؟ که حجاب از میانه بردارد!
-بیدل دهلوی
محبت زیادی همیشه آدم هارا خراب میکند، گاهی آدمها میروند نه برای آنکه دلیلی برای ماندن ندارند بلکه انقدر کوچکاند که تحمل حجم بالای محبت تورا ندارند..
سلام دوباره❤️🩹🌚..!
میدانین خیلی سخت است بعضی رومان ها داستان های واقعی میخوانم برای دشوار تمام میشود!
حتا ساعت ها گریه میکنم صحت، ایمان قوی ، مستحکم بودن به ایمان شأن برای شان از خدا میخواهم!
بعد میگویم سایه گک بیبین تو که درد ات کم تر از این ها است یعنی افراد بین رومان ها و داستان واقعی ها چطو میتوانن اینقدر درد رنج تحمل کنن!
وقتکه یک درد ، رنج سراغ تان آمد باز شکايت نکنین که خدایا تنها مره دیدی تنها مه بنده ات استم چرا مره اینقدر درد میدهی و دیگه بنده ات را آسایش، ...وو
اگر این حرف ها ره زدین بدانید ایمان تا ضعیف است!
میدانستید که پروردگارم بنده که بیشتر از همه را دوست داشته باشه را بیشتر امتحان میگره و امتحان سخت تر از همه، چرا چون میخواهه بدانه بنده اش وقت درد رنج سختی سراغ کی میره وقت مشکل میداشته باشه به یاد کی می افتد!
هیج وقت از درگاه الله ناامید نباشید!
میدانین مه تا دو سه سال پیش هم از کلمه عشق متنفر بودم حتا به این اندازه که کسی از کلمه عشق استفاده میکرد گوش هایم را پنهان میکردم،
در صنف مکتب که بودیم در یک جای درس مجبور میشدم کلمه عشق بیان شوه بیان میکردم!
بعد درس دهنم را میشستم!
میدانین چرا بد میبردم به این دلیل که غلط متوجه شدیم من و حتا این جهان،
چرا هوس را عشق مینامین، یعنی یک انسان چقدر بد شده میتواند، قلب ندارین شما ره هم یک زن تولد کرده پس چرا؟؟
میدانین بعد این سال ها متوجه شدم عشق واقعی فقط فقط برای خدایم است فقط الله!
شاید بگوین حتما سایه عاشق شده که اینقدر گپ از عشق ، نه!
من خیلی داستان های واقعی حتا گاهً با همین گوش هایم میشینیدم بخاطر همین بیشتر میدانم!
به عشق خدای که واقعا اگر بر خدا از همه عشق بدهی سر نوشت اترا طوری زیبا مینویسه که خودت مطمئن استم( میگوی خدایم از چیزیکه فکر میکردم زیبا تر شد!)
گاه آنقدر دلم میگره آنقدر نفسم حبس میشود که چاره جز نوشتن ندارم!
حتا کلمه ها هم درست حال ام را بیان نمیوانن!
اینو بخاطر نوشته میکنم چون بفهمین که تنها شما مشکلات یا هم در امتحان الهی نیستد همه بنده گان خداوند در امتحان است بعضی در اقتصاد خانواده اش امتحان میشود بعضی فرزند نا اهل بعضی در پول دار بودن..ووو هر کس هر رقم درد رنج دارد!
هیچ وقت هیچ وقت ناشکری نکنن حتا وقت دیدین دعا کردین ولی قبول نشد بدانین حتما خیره بوده حتما بهتر از این خداوند برایت رقم زده ، و دیگه دعا زیاد بکنین خیلی خیلی زیاد چون برای آخرت مان ذخیره میشود!
در آخر راه ام که رسیدیم امید از پروردگار مان داشته باشیم!
میدانین الله متعال چی میگوید:( وَلَرِبَّک فِاصبرِ)
ترجمه: این بار هم بخاطر من صبر کن!
چقدر زیباست!🥹❤️
پروردگار منتظر ما است که دوباره در درگاهش پناه ببریم توبه کنیم که:( به یاد داشته باشین جنت پر است گنهکاران است که توبه (خالصانه) کردن)
پس منتطر چی استی هم؟؟
ارتباط غیر خدا را قطع کن؟
برگرد به سوی حق به سوی عدالت؟
خداوند تو ره بیشتر از پدر مادرت یا هر کسی دیگر دوست داره،
اگر تو خداره دوست نداشته باشی بازم خداوند دوست ات داره!
در گاه خداوند همیشه باز است،
تکه ای از شعر میگه:
کر کافر بت پرستی بازآ
این درگاه ما در گاه نا امیدی نیست
صد بار توبه شکستی بازآ..!
.
#نویسنده
#زهو_سایه
رو به آینه ایستاده بود و گیسوانش را که بلند و زیبا...
و چون ابریشم نرم بودند آرام شانه میکرد...
موهایی چنان زیبا که میتوانستند شهری را به آشوب بکشانند!
در دل اندیشید: اگر عمرم نیز به درازی گیسوانم باشد، چه؟
و آهسته، بیصدا، دلش نخواست چنین باشد...
#دوشیزه_سادات
Repost from N/a
هر ماه در لبهی مرگ میرود و دوباره بر میگردد حتی خودش هم خسته شده است!
با خودش می انديشد آیا همه چنین اند؟!
لیکن
به جوابی نمیرسد.
و این به جواب نرسیدن ها بیشتر از همه خسته اش کرده است.
#دوشیزه_سادات
آدمی است دیگر؛
تمام داشتهها و نداشتههایش
بندِ حوصلهاش است،
حوصله که نداشته باشد،
حتی ممکن است
از آدم بودن استعفا دهد.
#حسین_پناهی
دردیست که نمیتوان گفت، نمیتوان نشان داد،
اما صبورانه، تحملش میکنیم…
#دوشیزه_سادات
.
𝐵𝑒 𝑆𝑡𝑟𝑜𝑛𝑔 𝐿𝑖𝑘𝑒 𝑎 𝑆𝑚𝑖𝑙𝑒
𝐹𝑢𝑙𝑙 𝑜𝑓 𝑀𝑎𝑙𝑖𝑐𝑒⟩•••
قۅۍ باش
مثݪ یڪ ݪـبخند پࢪ ٱز بغض⟩•••❤️🩹
سلام به همهی دوستان عزیز و همدل!
مدتی که در کنار شما بودم، لحظههای خوشی را سپری کردم.
آشنا شدم با انسانهایی که مهربانی میفهمند، همدلی را بلد اند و قدرِ حرف دل را میدانند.
بودن در جمعِ شما برایم افتخار بود و جای سپاسگزاری دارد.
اکنون میخواهم اندکی از این فضای مجازی فاصله بگیرم و دلم را یکسره بسپارم به نوشتن رمانی که مدتیست در گوشهی ذهن و دلم پرسه میزند.
رمانی که شاید روزی از دلِ درد و امید تولد شود.
بنا بر این، تصمیم گرفتهام اکانتم را حذف کنم؛ اما این خداحافظی همیشگی نیست.
اگر نوشتن این رمان به پایان رسید و فرصتی دست داد، باز هم در خدمتتان خواهم بود.
و اگر برنگشتم، از "دوشیزه سادات" خواهم خواست آن را با شما شریک سازد.
تا آن روز، دلتان آرام، راهتان هموار و لبتان خندان باد.
با مهر و حرمت
[#حسنا_سادات]
