چـکـامـهـ زار 🌘📜
Открыть в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Больше450
Подписчики
-224 часа
-37 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
Repost from N/a
موهاي تو خرمائی و شهرِ دلِ من بَم؛
آشفته نکن موي، که بَم زلزله خیز است..!
آدم از خود میپرسد که تو با این سالها که گذشت چه کردی؟ بهترین سالهای عمرت را کجا در خاک کردی؟ اصلا زندگی کردی یا نه؟
غمانگیز است...
زنده باد عکس هایی که آپلود نکردیم، خاطراتی که تعریف نکردیم و لحظه هایی که هیچکس نمیداند اتفاق افتادن!
میگفت:
چیز های زیبا در دنیا خیلی کمیاب هستند
مثلِ چشمانت، موهایت، دستانت، اصلاً کلاً خودِ تو.
از من پسری زاده میشود
آقا،
پسری که شعر میداند، دست به قلم است. پسری که از مادرش وفاداري و از پدرش مردانگی آموخته است. پسری که دل میدهد، دل میبرد. و هیچوقت برای لیلی قلبش مجنون بیوفا نمیشود.
Repost from N/a
آدمی که خودش از دستم اعصبانی است ولی جلوی بقیه ازم دفاع میکند و پشتم ایستاد میشود را میگذارم وسط روزی صدبار دورش میگردم.
شاید دردناکترین بخش ناعادلانه بودن زندگی این است که مجبور هستی بهای اشتباههایی را بدهی که هیچ نقشی در ایجاد شان نداشتی ؛ اشتباههای خانواده ، جامعه یا حتی نسلهای قبل از خودت...!
و ناگهان خودم را در وضعیتی دیدم که، به پیام ها دیر جواب میدهد، تنها بودن را ترجیح میدهد، وقتی انرژی سنگین را حس کند زود ناپدید میشود، شب را به صبح ترجیح میدهد، و دیگر برایش مهم نیست که رابطهاش با آدمها ادامه پیدا کند یا نه.
پاسخ نامه های همهی تان را خواندم
جهان سپاس از همهی تان قشنگ نویسان.
انشاءالله همیشه نویسا ماندگار و پویا بمانید.🌚💘
