[Serene]
Открыть в Telegram
سرین/ səˈrēn: متین، آسوده، مثل غروب دریا، «مثل لحظهای که انسان حس میکند بخشی از بینهایت را در اختیار دارد». @asravibes_bot “جایی که کلمهها شکوفه میدهند، رویاها راهی سفر میشوند و لحظهها شکار میشوند در قاب تصویر” t.me/HidenChat_Bot?start=5893787959
Больше567
Подписчики
+124 часа
+27 дней
-1330 дней
Архив постов
567
چنلایی که ریکتشون بستس من وقتی باز میکنم و میگم عاا چه کیووت چه زیباا، ریکت نزنم دقیقا باید چیکار کنم؟
567
آیسو میگه فردا کجا بریم؟ میگم بریم اللانژ، میگه نه اونجا یبار خواستم شِکَر اضافه کنن به نوشیدنیم ولی نکردن. کوچکترین چیز چقد تاثیر داره روی نظر مشتری ولی گارسونهای ایرانی اصلا نمیدونن.
567
از یه ور مهاجرت انگار ترسناک ترین چیز عه، جایی رفتی که کل کشور تورو غریبه میدونن و باید خیلی زحمت بکشی تا بهت اجازه اقامت بدن چون اونجا مال تو نیست!
درحالی که ماهم یه خاک داریم، خاکی که خونمونه، جغرافیایی بزرگ که به اسممون جدا شده؛ ولی توش همیشه با حسرتها زندگی میکنیم چون دست بقیهست. کاش آزاد شده بودیم، ولی شاید تو تاریخ بنویسن: حداقل تلاششون رو کردن.
567
الان میتونم سطرها بنویسم راجب زندگی و اینکه داخل ایران موندن چقد ناامید کنندست و فرداها همیشه بدتر از امروز هستن تو دنیایی که همه برای فردای روشن زندهان. ولی نمینویسم و چایم رو پر میکنم و ادامه میدم.
