5 583
Подписчики
-624 часа
-1717 дней
-51330 дней
Архив постов
5 580
بچهها من همونطور که گفتم بیمارم و از خوندن پیاماتون حالم خیلی خیلی بدتر شد. ببخشید ولی مجبورم ببندم ناشناس رو.
5 580
جالبیش اینجاست با دلار خدا تومن و کل بدبختی دیگه
که مثلا رو هر موضوع دست بذاری یه بدبختی و گندی هست
هیچکس هیچی نمیتونه بگه
(میخواستم بگم هیچکس هیچی نمیگه یادم افتاد آخرین باری که یه ذره حذف زدیم خوب تموم نشپ)
و این ادما که واقعا نمیدونم کین
از الان که صداشون میاد تا اخر شب ساعت 2 توی خیابونا داد میزنن
واقعا مردمان جالبی داریم
البته اگه مردم ما باشم
5 580
به معنای واقعی
یه نگاه به ادمای دورم میکنم
شب میخوابیم صبح بیدار میشیم
منتظر میمونیم شب شه دوباره از نو
یه روتین هم هست
هر ماه یه بخور نمیری که دیگه یه بخور بمیری میدن
قبلا با چشمام میدیدم بابام با همون بخور نمیر هم یه تلاش میکرد
5 580
فک کنم خودم از همون آدمام که اطرافیانم زنده تلقیم میکنن
نیستم ولی خب تنها راه اینکه یکم کمتر حال بدو حس کنی سرگرم کردن خودته...بیکار نمونین همش مشغول باشین.افکار ادم وقتی بیکاره وجودشو بیشتر میخوره
5 580
حس میکنم بعضیا زنده ن، زندگی میکنن، میدونم که حالشون تعریفی نداره ولی یه امیدی، حمایتگری، عشقی هنوز تو زندگیشون جریان داره که به کمکش میتونن با این شرایط خودشونو وفق بدن.
5 580
شاید هیچوقت منو پیدا نکنی ولی همینجا به همه افراد این چنل قول میدم زمستون یک تغییر خیلییی بزرگ اتفاق میوفته و همهچی عوض میشه(در حد یا کامل خوشبخت میشیم یا کامل بگا میریم)
5 580
خیلی جدی وسط خیابون انقدر حالم بد بود نمیدونستم چه گلی بگیرم سرم یا که اصلا چی بهش بگم
https://t.me/Theyneeedhelp/5528
5 580
همیشه به هرکی که هر مشکلی داشت میگفتم سخت نگیر زندگی کن میگذره درست میشه
ولی الان انقد همه داریم تو مشکلات دست و پا میزنیم و نمیگذره که حرفی برای گفتن ندارم واقعا
5 580
امروز خیلی رندوم یه دستفروش حدودا 30 ساله جلومون و گرفت که بهمون آدامس بفروشه، برگشت بهمون گفت دعا کنید بمیرم، میدونی چرا؟ چون هیچ کس منو نمیخواد.
خیلی حالم بد شد، بعد انتظار داری من حالم از این مملکت اسلامی بهم نخوره؟
5 580
میخوام یکم از خودم و بدبختی هام بگم اما حتی دل و دماغ نوشتن رو ندارم و رمقی نمونده تو این شرایط. برای کی؟ کسایی که خودشون مثل من دارن تو مشکلات دست و پا میزنن....
5 580
ذهنم داره تو این بلاتکلیفی بگا میره و تو این عدم قطعیت ها کلی ازم سوال داره و من واقعا هیچی نمیدونم...نمونه شون: سیاهی مطلقه نه؟ همه میبینیش؟..
همه مون توش غرق شدیم؟ ناجي نداریم نه؟
فقط باید دووم بیاریم؟ نمیشه زندگی کنیم؟
