ru
Feedback
They Need Help

They Need Help

Открыть в Telegram
5 583
Подписчики
-624 часа
-1717 дней
-51330 дней
Архив постов
بچه‌ها من همونطور که گفتم بیمارم و از خوندن پیاماتون حالم خیلی خیلی بدتر شد. ببخشید ولی مجبورم ببندم ناشناس رو.

جالبیش اینجاست با دلار خدا تومن و کل بدبختی دیگه که مثلا رو هر موضوع دست بذاری یه بدبختی و گندی هست هیچکس هیچی نمیتونه بگه (میخواستم بگم هیچکس هیچی نمیگه یادم افتاد آخرین باری که یه ذره حذف زدیم خوب تموم نشپ) و این ادما که واقعا نمیدونم کین از الان که صداشون میاد تا اخر شب ساعت 2 توی خیابونا داد میزنن واقعا مردمان جالبی داریم البته اگه مردم ما باشم

به معنای واقعی یه نگاه به ادمای دورم میکنم شب می‌خوابیم صبح بیدار میشیم منتظر میمونیم شب شه دوباره از نو یه روتین هم هست هر ماه یه بخور نمیری که دیگه یه بخور بمیری میدن قبلا با چشمام میدیدم بابام با همون بخور نمیر هم یه تلاش میکرد

فک کنم خودم از همون آدمام که اطرافیانم زنده تلقی‌م می‌کنن نیستم ولی خب تنها راه اینکه یکم کمتر حال بدو حس کنی سرگرم کردن خودته...بیکار نمونین همش مشغول باشین.افکار ادم وقتی بیکاره وجودشو بیشتر میخوره

من هیچکسی تو اطرافیانم زنده نیست. همه مردیم همگی.

حس میکنم بعضیا زنده‌ ن، زندگی میکنن، میدونم که حالشون تعریفی نداره ولی یه امیدی، حمایتگری، عشقی هنوز تو زندگیشون جریان داره که به کمکش میتونن با این شرایط خودشونو وفق بدن.

فکر نکنم خوشبخت بشیم

شاید هیچوقت منو پیدا نکنی ولی همینجا به همه افراد این چنل قول میدم زمستون یک تغییر خیلییی بزرگ اتفاق میوفته و همه‌چی عوض می‌شه(در حد یا کامل خوشبخت می‌شیم یا کامل بگا میریم)

وای میفهممت عزیزم

من می‌رم تراپی خودم خندم می‌گیره از صحبتام با تراپیستم

خیلی جدی وسط خیابون انقدر حالم بد بود نمیدونستم چه گلی بگیرم سرم یا که اصلا چی بهش بگم https://t.me/Theyneeedhelp/5528

همیشه به هرکی که هر مشکلی داشت میگفتم سخت نگیر زندگی کن میگذره درست میشه ولی الان انقد همه داریم تو مشکلات دست و پا می‌زنیم و نمیگذره که حرفی برای گفتن ندارم واقعا

خواهر کوچکم ناراحت می‌‌شه

ولی اگه بمیرم خانوادم خیلی بدبخت‌تر می‌شن

وای جدی کاش بمیرم.

امروز خیلی رندوم یه دستفروش حدودا 30 ساله جلومون و گرفت که بهمون آدامس بفروشه، برگشت بهمون گفت دعا کنید بمیرم، میدونی چرا؟ چون هیچ کس منو نمیخواد. خیلی حالم بد شد، بعد انتظار داری من حالم از این مملکت اسلامی بهم نخوره؟

++++

میخوام یکم از خودم و بدبختی هام بگم اما حتی دل و دماغ نوشتن رو ندارم و رمقی نمونده تو این شرایط. برای کی؟ کسایی که خودشون مثل من دارن تو مشکلات دست و پا میزنن‌....

من می ترسم اعتراض بشه (باز هم برم ) و باز هم بمونم..

ذهنم داره تو این بلاتکلیفی بگا میره و تو این عدم قطعیت ها کلی ازم سوال داره و من واقعا هیچی نمیدونم...نمونه شون: سیاهی مطلقه نه؟ همه میبینیش؟.. همه مون توش غرق شدیم؟ ناجي نداریم نه؟ فقط باید دووم بیاریم؟ نمیشه زندگی کنیم؟