آتشی زیرِ خاکستر
Открыть в Telegram
|برای دوباره افروختن 🔥| #نيمه_شخصی گاهی نویسنده گاهی گوینده ،شایدم عکاس راوی شماست😉 🗓 Thu,18 July 2024
БольшеИран135 071Категория не указана
947
Подписчики
-424 часа
-47 дней
+31030 дней
Архив постов
بگذار همین حالا،
در گرمای حضورت،
شعر شوی بر لبهای من،
پیش از آنکه سکوت،
قلمم را از تو بگیرد…
تا کلمات
رنگ خود را برای تعریف از تو نباختهاند،
بگذار بنویسمت…
زیرا تو
آنی هستی
که حتی کلمات،
از شوق تو بودن،
بیتابی میکنند...
| @about_atta |🕊
همونطوری که دوتا آدم برای محرم شدن و نزدیک شدن
عقد نامه دارن
پیشنهادم اینه برای شروع یک ارتباط و پارتنر بودن
بیاید یه چنل مشترک بزنید.
چیزایی که اذیت تون میکنه
یا براتون مهمه توش ذکر کنید.
این روزا شنیدن هم دیگه یه نعمته
غافل نشد از هم 😉
#دلی 🤍
| @about_atta |🕊
میگن هر باغچه ای رو بیل بزنی یه کرمی توش هست
ولی من در ادامه این جمله رو میگم
هر آدمی درون ش بگردی یه غمی توش هست.
حالا این غم می تونه دلیل رشدش بشه میتونه دلیل افت ش بشه.
مهم اینکه کدوم ش میخواد؟!
| @about_atta |🕊
آدم ها با پیشرفت شون ارزش شون نشون میدن.
زیاد درگیر قضاوت ها و حرف هایی که درباره تون هست ،نباشید.
| @about_atta |🕊
نوشته بود:
ما ب اندازه بغض قناری دوست ت داریم
میدونی داستانو؟
- نه
قناری هروقت بغض بکنه میمیره.
#ارسالی
سلام ای جان دلم،
که آمدنت
نبض کلماتم را لرزاند
و دل را،
از غربت خود به خانه کشید... 🤍
| @about_atta |🕊
موندنی اگر بیاد،
نه وعده میده، نه التماس میخواد...
میمونه.
بیصدا، بیشرط، بیرفتنی.
اسمش، توی شناسنامه نیست،
تو دلته…
ثبت شده با مهرِ حضور.
#لحظههایی_شاید_شبیه_زندگی
| @about_atta |🕊
غربت و تنهایی،
گاهی ردای تلخیست
که حقیقت را عریان میکند؛
آنجا که لبخندها نمیمانند،
دوستیها سنجیده میشوند،
و تو میفهمی
چه کسی واقعاً کنارت بوده...
و چه کسی، فقط کنارت بوده.
#لحظههایی_شاید_شبیه_زندگی
| @about_atta |🕊
تو که با خطِ چشم،
مرز کشیدی بین خودت و جهان...
با رژ،
حکم سکوت دادی به لبهات،
که مبادا
کسی بیاجازه،
از نگاهت عبور کنه،
یا از لبهات امیدی بچینه...
تو خودت را
در قاب زیبایی پنهان نکردی،
تو برای خودت
حصاری از وقار کشیدی.
#لحظههایی_شاید_شبیه_زندگی
| @about_atta |🕊
همیشه تو نبودی من برایت خودکشی کردم
همیشه با تمام کارهایت خودکشی کردم
محمدسعید میرزایی
ببخش من را که در نامه هایم ردپای خون است
نگران تو شدن اگر من را نکشت ولی زخمی ام کرد.
#لحظههایی_شاید_شبیه_زندگی
