"بــرجِ تاریڪِ افڪار"
Открыть в Telegram
دورهگَردے عارے از پناهگاه، در انتظارِ شَبَح خندانے که دیگر نمےگفت: "عاشقِ عاشقِ عاشقتم" ────────── "一阵悸动,来自惊愕的思绪原野,致一位来自黑暗巢穴的过客!" رخنهگـر؛ و کهنهدوزِ خـاطراتِ پژمردهے اهـالی ژندهپوش!
Больше306
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-230 день
Архив постов
Repost from رومئوي پاریس
–آره من سیاستی ندارم، درواقع لزومی نمیبینم به تویی که داری باهام زشت برخورد میکنی فرصت بیشتری برای توهین به خودم رو بدم. وقتی با منی یا باید بفهمی داری چیکار میکنی، یا اگر نمیخوای بفهمی، تا دم در هم همراهیت نمیکنم.
–دوستان اگر کسی که سر از هک درمیاره، یا دوستی آشنایی که بتونه به من کمک کنه میشناسید توی ناشناس بگید.
ممکنه تـو گذر لحظههـای زنـدگی بارهـا و بارهـا عاشق بـشی امــا، روزی مـیرسه که یکی از اون عـشقهـا روحت رو بـرای همیشه مـیسوزونه.
مراقبت کنید سرما نخورید.
یا از این ویروسهای جدید، ماسک بزنید بیرون رفتنی. یا عرق که میکنید وارد قسمتی که هوای یخ داره نشید
دوتا از آرتهایی که به شدت دوسشون داشتم استفاده شده :)
به شدت دوست داشتنی...
لطفاً هر کی چشمش شوره سمت من نیاد.
فقط کافیه بگن عه تو چقدر سالمی فردا میافتی یه جاییت میشکنه.
این برای همهی سنین صدق میکنه؛ پس خودتون رو بسپرید به جریان زندگی و تا جایی که میتونید ازش لذت ببرید.
Repost from رومئوي پاریس
–لیمو، ممکنه بیستوچهار سالگی اون از مال تو خیلی قشنگتر باشه، ولی شاید یه نقطهی عطفی توی بیستوشش سالگی تو وجود داشته باشه که تو رو صد پله از اون جلوتر بندازه. بنابراین عجلهای نداشته باش و زندگیت رو بکن... مسیر ناخودآگاه برات مشخص میشه.
هیچی بهتر از این نیست که کسی خونتون مهمونی نیاد؛ هر زمانی که بتونی میشه لم داد و یه نفس راحت کشید.
_ داری برای اینکه یه دیوونه بشم تشویقم میکنی؟
_ مگه اینطور نیست که همین الان هم دیوونهای؟
...یه دیوونهی دل خسته، تنها چیزی که دوست داره آغوشیه که بوی غم و شکستگی میده!
