250
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
+830 дней
Архив постов
250
یه دختری تو زندگیم بود
اولا بدش میومد خیلی سیگار میکشیدم
خیلی تلاش کرد کمک کنه کمش کنم نشد
بعد یکم بیشتر تو زندگیم موند
آخراش یکی یکیش رو با هم میکشیدیم
250
مشهد، ظهر جمعه، پسر های شلوارکی، رد قیچی روی فید، بوی ژل، عینک آفتابی
آب دهن آویزون برای ثانیه ای هم کلام شدن با انسان هایی که کیر و خایه ندارن 🔥
250
با اینکه مال منی وای باید جدا شیم
این فاصله بینمون مغزمو گاییده
کل روز ها بالام و من نمیام پایین هی
تو باشی بگاییه، نباشی بگاییه
250
بیبی باید برم ولی نگو که چرا، نه
من جدیدا حوصله خودمم ندارم
بیبی بیستچاری کلافهم
هرچی غمه خب برا من
میخوام شاد باشی هرچی غمه خب برا من
