355
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
-630 дней
Архив постов
♧⃞عنوان: آناندا•°•
♧⃞ژانر: روانشناسی° رمنس• امگاورس° اسمات•
♧⃞کاپل(اصلی): سکایهون، چانبک
♧⃞نویسنده: #Riyan
ا♧⃞ Channel
♧⃞KᗩIᕼᑌᑎ°•°•🥊 •|کیم جونگین، یه آلفای خون خالص و بوکسر معروفه. توی آخرین مسابقهش به طرز عجیبی میبازه و در کنارش، زندگی و حرفهش رو هم از دست میده. به طوری که کنار دندههای خورد شدهاش، یک روانشناس تشخیص میده که گرگش داره میمیره. •|-یه دسته گل لوندر؟ برای اون خریده؟ -هر وقت که بخواد به کسی نزدیک بشه یه دسته گل میگرفت، مطمئنم که تو هم گرفتیش. -آره..ولی نمیدونستم برای مراجعهکنندش هم گل میخره... #Kaihun (verse) ♧⃞ᑕᕼᗩᑎᗷᗩEK°●•°•🍒 •|منیجر یه بوکسر عصبی بودن واقعا نیازمند تحمل و احساسات کنترل شدهست، این برای چانیولی که برادرش روانشناس بود واقعاهم سخت نبود. آلفای مهربون و خونسردی که با دو رایحه کهربا و آناناسش، میتونست دل هر فردیو مجاب کنه، به طوری که فیزیوتراپ بوکسر دوست داشتنی هم، روش کراش داره. •|مطمئنا اگه چانیول بفهمه نزدیک شدن به اون فیزیوتراپ نقشه برادرش بوده قرار نیست اتفاقای خوبی بیفته، و شاید هم، نقشه سرنوشت این بوده؟ #chanbaek♧⃞لینک واتپد Part¹⁴
چانیول کلا دو نفرو تو زندگیش لوس میکنه یکی سهون اون یکیم بویفیش | گرایشت بکهیونالیسمه یا چانیولیسم ؟ | رابطه چانبک ثابت شدس هرکیم مشکل داره خودکشی بهترین گزینس :(
چانیول سهونو بیشتر دوست داره یا بکهیونو ؟! / چانیول دقیقا قصد با بز چیو بهمون ثابت کنه ؟ | وقتی بکهیون از ممهـهاش شوآف کرد !! | ویوی خیلی جدی سهونو سرکار میزاره ! بکهیون کاری میکنه همه صدا سگ بدن !
Repost from ㅤ𝐒ҽ𝐂ԋαɳ𝐁αҽƙ
توی سال 2015 پسرا به یه سفر خارجی میرن و چانبک میرن توی پاساژ که خرید کنن و فنا باهم میبیننشون و بکهیون توی اون پاساژ گم میشه و زنگ میزنه به چانیول تا بیاد پیداش کنه (😭) و فنایی که اونجا چانبکو دیدن گفتن چانیول وقتی داشته دنبالش میگشته اسمشو صدا میزده تا پیداش کرده ، بعدم دستشو گرفته برده بستنی فروشی بهش بستنی داده 😭
جوجه فرمانده ای که به رئیس مافیا کلی ضرر زده بود. "شاید تونسته باشی منو به خاک سیاه بشونی اما مطمئن باش یه کاری باهات میکنم که هر روز صبح با درد پاشی و هر شب با درد بخوابی!" عاشقانه های قایمکی دوتا بابای شیطون. "چطور یه بچه سه کیلویی میتونه اینقدر سریع همه چیز رو به هم بریزه؟!"
بکهیون با وجود پسرشون، یکباره تصمیم به طلاق میگیره. "میشه گلوم رو ببوسی؟ گلوم درد میکنه..." چانبک وسط ضبط یه ریالتی شو با هم دعواشون میشه."واقعا فکر میکنی یه عوضی ام؟ باشه برو برو و دیگه هیچوقت سمتم نیا وای به حالت بیون بکهیون اگه برگردی..."
وقتی کابوسها تبدیل به عشق میشن، و ذهنت خودش دستتو میگیره… “من با تو فرق میکنم، من تمام اون شب ها کنارش موندم...” پشه ای که بکهیون رو مارک کرد، مثل شکلات داغ روی تن یه شب زمستونی بود."به هر حال بیش از این هم نمیتونستم برای داشتنت صبر کنم..."
حق داری ناراحت باشی😔
دیشبم گفتم زیرسیبیلی میدم بهتون پارتا بشن دوبار در هفته
پسسسسس جمله خوشحال کننده و تکراریمو الان میگویم
فردا آپ دارم، پر و پیمونم هست، جلسه مشاوره بعدی🎀
امروز سه شنبست درسته قرار بود روزا فرد اپ بشه فیک عزیزمون؟
پس چرا جمله از نظر خودت تکراری ولی از نظر ما خوشحال کننده رو نفرستادی؟ یعنی اپ نداریم؟ 😀
همونطور که بی خبر رفت، حالا دوباره سر و کلهش پیدا شده " من هیچوقت مال تو نبودم، اما خیالت هنوزم مال منه..." امگایی که همه زندگیش رو به پای یه عشق اشتباه گذاشت، آلفایی که تمام مدت منتظرش موند. "ازت میخوام بهم فکر کنی... من برای شنیدن جوابم میتونم هر روز مزاحمت شم!"
کارگردان پارک، عاشق بازیگ، تازهکار شده"مثه گربه های توی هیت میمونی ... و چیزی که خواستنی ترت میکنه اینه که من به این روز انداختمت !" چانیول هیچوقت فکر نمیکرد، بکهیون از یه طعمه برای تبدیل بشه به یه داروی مرگ"باید صحبت کنیم چشم تو چشم! باید بهت بگم دوستت دارم..."
Repost from 〰️▫️ₑₓₒ Bₗ fᵢcₜᵢₒₙ▫️〰
♨️عنوان: #come_for_me
♨️کاپل: #چانبک #هونهان
💢ژانر : #رمنس #فلاف #کمدی #دراما #اسمات #bdsm #مشکلات_خانوادگی
📛وضعیت: #درحالآپ #ongoing
نویسنده: #yas_exowhale
🔱🔱🔱___
خلاصـــه فیــــکشن:
تو دنیایی که مرز بین عشق و شهوت پوشیده شده، دو روح در تاریک ترین زوایای زندگی خودشون حرکت میکنند و حالا وقت اون رسیده بود که با تاریکی هاشون مقابله کنند. چانیول، مرد ۳۸ ساله ای که تمام زندگیش رو صرف بزرگ کردن پسرش، سهون، کرده بود؛ حالا در ناممکن ترین جایی که سراغ داشت، وسط تن های برهنه ای که التماس توجه داشتن، عشق رو پیدا کرده بود ...! بکیهون توی یه کابوس زنده به دام افتاده بود؛کار کردن توی گی بار هیچوقت چیزی نبود که آرزوش رو داشت. درحالی که توی سایه گذشتش غرق شده بود و بین چشیدن طعم خوشبختی و ترس از صدمه دیدن دوباره سردرگم بود، غریبه مرموزی پیدا شد که حرف از زندگی میزد ...!
-داری دیوونم میکنی بکهیون! نه میتونم ازت دست بکشم نه میذاری مال خودم بکنمت! -اما تو همین الان هم من رو برای خودت داری! تو بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی توی وجودم نفوذ کردی!▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ WATTPAD PART 36 ₑₓₒ Bₗ fᵢcₜᵢₒₙ
بکهیون توی فنمیتینگ حواسش به کایه ♡ / بکهیون دوست داره با موهای کای بازی کنه ~》/ بکهیون کای رو خلع صلاح کرد € / بکهیون سرشو میکنه تو لباس کای که چیو ببینه؟!
تمامی مومنت های قدیمی و جدید کایبک و فیکشن های جذاب رو میتونید از اینجا پیدا کنید ♡
پادشاه چالش از نظر کای کیه؟~ / مسابقه رالی بین کای و بکهیون ☆ / بکهیون به کای التماس میکنه که نجاتش بده!> / کای گفته از بکهیون آرامش میگیره :)
کی موقع اجرا سکسی تره؟ / بکهیون ژست سکسی گرفت و کای ذوق کرد^^ / کیوت ترین ورژن جونگین هویجی و بکهیونِ... / بکهیون روی کای کراش زده؟
نگاه های کای توی تاریخ ثبت شد 》
