ru
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

Закрытый канал

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

Больше
2 954
Подписчики
Нет данных24 часа
-77 дней
-2830 дней
Архив постов
از به نویسنده جدید سناریو داریم

هستید سناریو بزارم؟ یا خوابید

پیشنهاد میکنم از الان دنبال پارتنر بگردید

قراره گپ رول بزنیم و این موضوع تو هفته دیگه انلاک میشه

فردا با دوتا سناریو تاریخی دوتا کشور متفاوت ازتون پذیرایی میکنم

PIXIE–天使 ‌ #Music ﹜.ᐟ

ناامید و خسته بود. هربار به دست‌های خونی و چاقوی گوشه خونه نگاه میکرد نفرتش به اون عمارت و آدمای توش بیشتر میشد.باتم،دختر بیمار یه خانواده ثروتمند بود که از زمان تشخیص بیماریش توی اتاقش زندانی شده بود و هیچکس جرعت نگاه کردن به چشم‌هاش رو نداشت.درست توی سالگرد تشخیص بیماریش بخاطر یه اشتباه کوچیک تمام اعضای عمارت رو به قتل رسونده بود و حالا با وجود نفس نفس زدناش،با انگشت های خونیش روی سرامیک سرد اتاقش،داشت نقش هایی برای ظهور شیطان میکشید.شیطانی که میتونست کل زندگیش رو عوض کنه.با اتمام مراحل احضار،باد سردی توی خونه‌ای که با وجود خون‌روی زمین پرحرارت بود،میوزه و تاپ درست جلوی دخترک درمونده میشینه و دستش رو روبروش میگیره.تاپ با قامت بلند و غیر عادیش،پسری با موهای سیاه و بلند و چشم‌های خمار عسلی بود که توی شب،وحشت به جون بچه‌هایی مینداخت که میتونستن ببیننش.و حالا،حیرت‌زده از شجاعت دختر روبروش،خودش برای همراهیش اومده بود تا قلب آزرده‌ش رو ببره.باتم که حالا عقده دیده شدن رو داشت،از تاپ میخواد که به شهرت برسه و آیدل معروفی بشه.و تاپ در عوض،ازش میخواد که دوسال بعد،روحش رو بهش بده.
-you gave me your heart,now i'm here for your soul!
‌ ‌ ‌ t.me/PixieHalllow 〞#Straight
‌፥ 🩸 ˖ #Killer ,#Fantasy

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Bambi ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #Bambi ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

هستید به سناریو بزارم

عه عکس های دیگه این ددیا
+3
عه عکس های دیگه این ددیا

ریکت میدید بهش؟‌

باتم تازه بعد از کلی تلاش و درس خوندن تو یه شرکت معتبر کار پیدا کرده بود ولی گیر یه رئیس سمج و بداخلاق افتاده بود تاپ¹ رئیس شرکت یه آدم لاسو و راحت طلب بود که بدجوری چشمش به باتم گره خورده بود و با اهرم فشار اخراج کردنش محبورش میکرد هرکاری بکنه حتی تن دادن به لمس های کوچیک ، رئس شرکت متاهل بود و باید حواسشو جمع میکرد تا ازدواج اجباریش خراب نشه ولی کاراش با باتم و لاس زدن هاش توسط برادر زنش که معاون اجرایی همون شرکت بود دیده میشه و مچشو میگیره تاپ² مدیر اجرایی تیم یک ، برادرزن رئیس شرکت بود که برخلاف رفتار های تحمیلی رئیس ، اخلاقش با باتم بهتر بود و باتم درواقع به اون دل بسته بود ، باتم با وجود تاپ² کنارش جرات بیشتری داشت تا دربرابر لاس های رئیسش مقاومت کنه ولی روزی که هیئت مدیره برای ارزیابی میاد ، تیم یک به خاطر عملکرد ضعیفش تو سه ماه گذشته بازخواست میشه و رئیس به برادرزنش میگه اگه میخوای نجاتت بدن فقط کافیه لب تر کنی و اون پسر ظریفو باهام شریک شی تاپ² با کلی کل‌انجار و با بی میلی شدید به خاطر حفظ شغل و جایگاهش درخواست رئیس رو قبول میکنه تا هم راز لاس زدن اونارو پنهان کنه هن پسرک شیرین بخش طراحی رو شریک شه ‌ ‌ ‌ t.me/PixieHalllow 〞#Gay
‌፥ 📷 ˖ #Drama ,#Threesome

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

رفته پشت متن دیده نمیشه

به این توجه کنید سناریو جدید ، درخواستی بوده