ru
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

Закрытый канал

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

Больше
2 954
Подписчики
Нет данных24 часа
-77 дней
-2830 дней
Архив постов
خیلی خسته نباشیییید ازت ممنونم به حرفم اهمیت دادی راجب اینکه گفته بودم لزبین اگه میشه بیشتر بزاری 😭😭 خیلی خوشگل بودن این جدیدااااااا اگه میشه یه امگاورس لزبین هم بزار✨

قربونت برم خب ، انرژی میدی خوشحال میشم

سناریو‌هات خیلی متفاوت و قشنگه وایب خوبی میده❤️ اگه میشه سناریو امگاورس طولانی بزاری یعنی سناریوش طولانی باشه از کاپل گی؟ ممنون میشمممم

خب ، خیلی بازخورد نداره تاپ با تاپ ولی چشم فردا یکی میزارم

نظامی/تاریخی/سد اند

تاپ با تاپ بیشتر بزار لطفا خیلی کمن

درخواستی میگیرم ، اگه چیزی میخواید بگید

میتونید از الان درخواستی هاتون و نظراتتون باهام به اشتراک بزارید @PixieeUnkbot

باتم پرنسس قلمرو نور ، تنها پری که بال هاش از جنس نور مقره ای ماه عه و کمیاب و پرقدرت ، روح وجودی پرنسس خونگرم و دلنشین عه در مقابل تاپ ، شاهزاده قلمرو یخ ، بال هاش به رنگ آبی روشن و نگاهی سرد تر از یخ. از پری های نور متنفره روزی که باتم داشت بالای مرز دو قلمرو پرواز میکرد ، وارد مسیر ممنوعه میشه و بی احتیاطیش باعث میشه توسط شاهزاده ( تاپ ) دستگیر بشه تمام سرباز ها و اهالی سرزمین یخ به چشم حقارت به پرنسس نگاه میکردن ولی اون به شاهزاده دل بسته بود شاهزاده چندین بار سعی میکنه به پرنسس آسیب بزنه ولی نیرویی جلوشو میگیره ، شاید احساسات ، شاید یه حسِ همدردی و عشق؟ سال ها بود نیروی تاریک به سرزمین پریان حمله نکرده بود ولی اون شب همه چیز بهم ریخت تنها روش فعال کردن دروازه های محافظت بال های پرنسس بود ولی به شرطی که اون و شاهزاده باهم پرواز کنن شاهزاده راضی میشه برای نجات سرزمینش هم شده با باتم همکاری کنه ، نور نقره ای پرنسس و همکاری شاهزاده دروازه هارو فعال میکنه ولی پایان جنگ ، باتم ناپدید میشه تاپ برای اولین بار حس دلتنگیِ واقعی رو تجربه میکرد و توی هر روزنه نوری که شبو روشن میکرد دنبال باتم میگشت و ناگهان صدایی میان سکوت شب زیر گوش تاپ زمزمه کرد
- ما همیشه باهم پرواز میکنیم ، حتی اگه توی دوتا آسمون جدا باشیم ، تلاشتو بکن پیدام کنی
‌ ‌ ‌ t.me/PixieeHallow 〞#Straight ‌፥ 🧚 ˖ #Romance ,#Fantasy

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

اینم خیلی وقته نداشتیم

اوکی کرمم گرفت سد اندش کنم

احتمالا تا اخر شب ، ربات چنلو در دسترس میزارم براتون تا درخواستی هاتونو بدید

خیلی وقته نزاشتیم‌

یه سناریو فانتزی بزاریم

باتم مدل یه برند جواهرات بود که به عنوان دستمزد و درامدش ، جواهر هارو بعد از عکاسی برای خودش برمیداشت. تاپ ، استاکری که بی اندازه طرفدار باتمه ، با توجه به عکساش و چیز هایی که تو عکس میبینه مثل پلاک ، شکل درب ورودی و غیره ، ادرس دقیق خونه ی باتم رو پیدا میکنه و هر روز چند ساعت رو اونجا میگذروند تا شاید بالاخره باتم دلش بخواد باهاش هم صحبت بشه‌. اما وقتی هیچ اشتیاقی از سمت باتم نمیبینه ، وارد خونه میشه و هر تعداد که میتونه جواهر میدزده و بعد ، بازی تو دستای تاپ میوفته. باتم وقتی وارد خونه میشه ، متوجه میشه هیچکدوم از اکسسوریای ارزشمندش سر جاشون نیستن و تصمیم میگیره با پلیس تماس بگیره اما همون لحظه یه پیام زو صفحه ی گوشیش ظاهر میشه : برای اولین راهنمایی ، به مک دونالد بیا و راهنمایی دومو بگیر ..زود به جواهراتت میرسی عجول نباش.. و باتم همون لحظه میفهمه یا باید بازی کنه و یا باید با ارزشمندترین اشیاء زندگیش خداحافظی کنه.. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ t.me/PixieeHallow 〞#Lesbian
‌፥ 🪽 ˖ #Romance ,#Drama