ru
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

Закрытый канал

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

Больше
2 954
Подписчики
Нет данных24 часа
-77 дней
-2830 дней
Архив постов
این چه وضع ریکت دادنه؟ قبلا قشنگ تر انرژی میدادید

اوه اوه چه سناریویییی

باتم پسری بود که از بدشانسی، باباش هواشناس بود و هر دفعه هم پیش‌بینی‌ هاشو اشتباه میگفت همینم باعث شده بود تو مدرسه بچه‌ها ولش نکنن و هر روز یه جور اذیتش کنن. تا اینکه تاپ، مشاور ارشد مدرسه، یواش‌ یواش بهش نزدیک شد. تو درس‌ها کمکش میکرد، باهاش حرف میزد، یه جورایی پناهگاهش شده بود. باتم هم چشم‌ به‌راه بود که زنگ آخر بخوره و بدوه سمت اتاق مشاوره اما یه روز همون آدم مهربون، کم‌کم رنگ عوض کرد. کجنس گفت‌و‌گوهاش عجیب شد تا جایی که معلوم شد اون یک دراگ دیلرِ مخفی شده یین نوجوون هاست و تصمیم داشت از باتم برای پخش مواد بین بچه‌ های مدرسه کمک بگیره ، باتم که مخالفت کرد، دعوا بالا گرفت و حتی شیشه ماشین تاپ رو تو حرص و استرس ترکوند. تاپ هم فوری داستان رو برعکس کرد و گفت باتم می‌خواسته ازش دزدی کنه و نتیجه کار به دادگاه کشید وکیل تاپ از یه باند زیرزمینی بود، و وکیلی هم که به باتم معرفی شده بود، از قبل توسط تاپ برنامه‌ ریزی شده بود. اولش خودشو رفیقِ راه‌بلد نشون میداد، اما درست وقتی پرونده به نفع تاپ چرخید، نقابش افتاد ، باتم رو دست‌ بسته برد تا عمارت تاپ و گذاشتش روبه‌ روی آدمی که لبخندش دوستانه بود‌ ولی پشتش یه خطر جدی کمین کرده بود. / #SchoolLife ◆ #Mafia ♪ / #Gay ㅤ ፥ t.me/PixieeHallow ˖ [🤩]

همین الان یه مدرسه ای زد به ذهنم

ایده بدید برای سناریو تو کامنتا بگید

𝗔𝗥𝗖𝗔𝗗𝗘 𝗢𝗥𝗕𝗜𝗧 آرکید یه کازینو فعال برای کسایی که عاشق شرط‌بندی و هیجان‌ان بیایید حکم یا هفت خبیث بازی کنیم اگه تو بازی ها مهارت دارید ادمین یا گیمر هم میپذیریم Link: https://t.me/+jhwaQCHmjDgxNzhk

میصتون ، سر فرصت سناریو میزادم

صبح بخیر خوشگلا گپ گیممون راه افتاد ، نوشیدنی هم سرو میکنیم https://t.me/+jhwaQCHmjDgxNzhk

اگه اهل بازی های تلگرامی هستید میتونید به عنوان گیمر اصلی بهمون ملحق بشه و تایتل میگیره 🪙
اگه مایل بودید ، جوین شید اینجا https://t.me/xghvnj

اگه اهل بازیای تلگرامی هستید و میتونید به عنوان گیمر اصلی ادمین بشید یا به رباتم پیام بدید یا جوین شید تو چنل Bot http://t.me/HidennChat_bot?start=8348224920 CH.: https://t.me/xghvnj

کسی نیست؟ اگه ریپید میتونید تو کامنتا اعلام حضور کنید تا بیام پی ویتون

میخوام گپ گیم بزنم اگه کسی هست که تو بازی هایی مثل مین و دوز و امثالش حرفه ایه و میتونه تو گپگ کمکمون هم بکنه بهم پیام بدید @Vigen279

کسی برنامه نویسی یا ساخت ربات با termux بلده؟ تو کامنتا میام بدید میام پی ویتون

بچه ها من دلم‌ میخواد ربات تمام سناریو هارو فعال کنم ولی الان گریه دارم و حوصله ندارم

یکی از ممبرا یه ایده جذاب برای محارم داد خوشم اومد

تاپ زنی. مسئولیت‌پذیر و با اراده که خودش تنهایی شرکت ساخت‌ و سازش رو راه انداخته. بعد از فوت پدرش از برادرش جدا شده بود و بیست سال همدیگه رو ندیده بودن. حالا برادرش وارد همون صنعت شده و دختری رو عقد کرده و قرار بود اون رو به خواهرش معرفی کنه. تاپ با اولین نگاه مجذوب وقار و جذابیت باتم شد، اما نمیخواست به خودش اجازه بده زیاد بهش فکر کنه؛ چون اون همسر برادرش بود. رفت‌وآمدهای باتم و شوهرش باعث شد تاپ کم‌کم بهش نزدیک‌تر بشه. تاپ یه پروژه بزرگ دولتی میگیره و برادرش رو می‌ذاره مسئول نظارت؛ عمداً هم اون رو تو کار غرق میکرد تا وقت بیشتری برای بودن با باتم داشته باشه. باتم که تو خانواده‌ای اشراف‌زاده بزرگ شده بود، از تاپ توجهی میدید که حتی از شوهرش هم نمیگرفت، و همین باعث شد بینشون یه احساس ممنوعه شکل بگیره. باتم هم از تاپ خوشش میومد، اما درخواست رابطه رو رد کرد و با برادرش ازدواج کرد. سال‌ها بعد وقتی اون برج ساخته میشه و مراسم افتتاحیه برگزار میکنن. باتم به عنوان مهمان ویژه وارد میشه و تاپ بعد از مدت‌ها نگاهش میکنه همون حس قدیمی هنوز بینشون زنده بود. برادرش سال‌هاست مهاجرت کرده و رابطه‌اش با باتم به یه جدایی آروم ختم شده تاپ و باتم کنار پنجره بلند برج می‌ایستن و بدون حرف اضافه فقط یه نگاه طولانی و هر دو می‌دونن این‌ بار دیگه مانعی بینشون نیست. / #Romance ◆ #Drama ♪ / #Gay ㅤ ፥ t.me/PixieeHallow ˖ [👠]

𝖶𝖶𝖶 ٭ ‌ t.me/PixieeHallow ٭ ‌ ‌c͢͢͢om
+1
𝖶𝖶𝖶 ٭ ‌ t.me/PixieeHallow ٭ ‌ ‌c͢͢͢om