𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
Открыть в Telegram
یـہ روح گمشـدهم کـہ هیچکس دنبالش نیومـد… پسخودموتو𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧جا گذاشتم، شبیـہ قهوهے سردے کـہ یـہ عمر رو میز مونـد؛ تلخ، تنها، بیصـدا… فـقط نوشتم، چوט دیگـہ خستهم از صـدا زدن ! سولے | 𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
Больше187
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-2230 дней
Архив постов
187
چرا کاری کردی شبا از اورثینک و افکار ناکافی بودن خواب نرم؟ من میتونستم با فکر کردن به تو و رویاهای شیرین ساختن تا صبح بیدار بمونم.
