𝐵𝐿𝑈𝐸 𝑀𝑂𝑂𝑁
Открыть в Telegram
به ماه چشم دوختم با این امید که ممکن است توهم ماه را ببینی... @Kimlunika_bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=7192687974
Больше494
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+18030 дней
Архив постов
494
Repost from ᏪBlue house
زندگی ام زمانی به رنگ خاکستری درآمد که دیگر دنیا را با چشمان یک کودک ندیدم...
خاطرات کودکی ام را به یاد دارم؛ آنها را با نوری زرد رنگ به یاد دارم، همان قدر روشن و شیرین
آن زمان دنیا را مانند بهشت مینگریستم؛ همه چیز برایم نشاط داشت و من میتوانستم خوشی از ته دل را احساس کنم.
اما زمانی که به بزرگسالی نزدیک شدم آن رنگ کمرنگ و کمرنگ تر شد به طوری که انگار یک فیلتر خاکستری رنگ بر روی چشمانم قرار دادم.
این رنگ شادی ام را ازم گرفت و من دیگر نتوانستم آن را پس بگیرم.
منِ عزیز بزرگ شدن آرزویِ خوبی نبود.
