ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

گردهمایی‌جملات‌فراموش‌شده

گردهمایی‌جملات‌فراموش‌شده

Открыть в Telegram
320
Подписчики
Нет данных24 часа
+67 дней
+330 дней
Архив постов
Mordab Googoosh.mp34.60 MB

امروز ما کمتر از دیروزیم، اما صدایمان نه. میفهمی اسماعیل؟ صدایمان نه. صداها را بریدند، پژواکش در تاریخ و گلوی ما را نه. کفش هایی را بی صاحب کردند، گام های بند گره زده به انتقام دیگر را نه. مغزها را کف خیابان ریختند، نفرت ذهنی جمعی‌مان‌ را نه. یک زن را کشتند، همه‌مان را نه. خواهان زندگی‌‌ را کشتند، زندگی را نه. آزادی‌خواه را کشتند، آزادی را نه.

مرد میهن آبادی

زن زندگی آزادی

ماهیِ آن حوض، سال‌ها بود که جان داده بود. آب اما هنوز هم می‌رقصید. می‌ترسید از رقص بایستد، از اینکه پولک‌های تن ماهی، آرام بگیرند در حوض، و حوض بماند، بی ماهی‌ای که حوض‌ترش کند. سال‌ها بود این حوض و ماهی‌اش، و این ماهی بود که آب را می‌رقصاند. امروز اما، نه حوضی مانده، نه ماهی‌ای. حوض زیر خاکستر پاییز دفن شده، و حالا این آب است، که ماهی‌ها را می‌رقصاند.

بچه تر که بودم، گرگم به هوا بازی نمی‌کردم. می‌ترسیدم از بالا و پایین پریدن. می‌ترسیدم زمین فرو بپاشد. قل بخورد و همه‌ ما بیرون بیوفتیم از رویش. بزرگ‌تر که شدم، فهمیدم نه! این خبر ها هم نیست. محکم تر از آن چنگ و دندان آویخته‌ایم بر جان این بیچاره. اما هنوز هم از پریدن می‌ترسیدم. امروز من خواب بودم، اما زمین بیدار. تکانم داد و تکانم داد و تکانم داد. خوابم را دزدید. بیدار که شدم زمین بود، آسمان بود، تو اما نبودی. خانه‌ات هم نبود. گلی که شبش از دست من به دست تو پرواز کرد هم نبود. آن روز من بیدار نشدم. منِ سالیان پیش جای من بیدار شد. منِ ترسان از سستی زمین. از همان موقع ها می‌دانستم روزی زمین فرو می‌ریزد، تو و گل را باهم می‌بلعد. من اما هیچوقت گرگم به هوا بازی نمی‌کردم. کس دیگری بود. تصمیم گرفت بپرد. آنقدر بپرد و بپرد و بپرد تا زمین فرو بپاشد. آنقدر محکم که تو بروی. ولی نه آنقدر محکم که من هم با تو بیایم. امروز من اینجا ایستاده‌ام. و به تو نگاه میکنم. که چقدر زیر آوار هم زیبایی. قدم از قدم برنمی‌دارم اما. زمین سست تر از همیشه است. نکند که من گام بردارم و جای تو تنگ شود آن زیر...

Siah o Sepid سیاه و سپید ONEDAM Ali Karim.m4a3.21 MB

در خیابان‌ها راه می‌روم، دست به خاک می‌کشم. منتظرم چیزی بروید. سبزه‌ای سر زند. خاک سر باز کند و قصه‌ای بیرون تراود. سردتر از همیشه‌ست اما. ولع بلعیدن دارد انگار. قصه هایمان را خورد. غصه هایمان را نه. بذر کاشتیم و بذر کاشتیم و بذر کاشتیم. آروزوهایمان را، جوانی‌مان را، عزیزانمان را. همه چیز بذر شد و به زیر خاک رفت. سال‌هاست می‌کاریم و می‌کاریم و می‌کاریم، سبزه‌ها در کدام جهان می‌رویند پس؟ خاک‌مان خاکستری‌ست، خانه هایمان، شهرمان، آنقدر زیر این خاک آدم دفن کرده‌اند، همه چیز بوی یاد می‌دهد. گندم‌ها بوی یاد سپهر، انار‌ها بوی یاد رها. انگورها هم مست نمی‌کنند دیگر، شیره‌شان خشکیده، به درون خشت خشت دیوارهایمان رفته. شهر مست‌تر از همیشه‌ست. خیابان‌ها تلو تلو می خورند. کوچه ها به هم تنه می‌زنند. خانه‌ها با هم یکی می‌شوند. همه سر یک سفره‌ایم انگار. مادر برای من کمتر غذا می‌کشد، تا سهمی برای مرده‌های زنده‌تر از زندگان زیر خاک هم باقی بماند. و من هر روز به خاک دست می‌کشم، منتظرم چیزی بروید. سبزه‌ای سر زند. خاک ثمر نداده را، چطور ز مشت رها کنم؟

3bf7e419_8344_4e2e_a9c5_80f3c55529e6Giso_Parsihan_140_audio_on.m4a2.36 MB

در این سرزمین هم خاک سرخ بود، هم زن؛
در این سرزمین هم خاک سرخ بود، هم زن؛

Repost from N/a
Hotel California Eagles.mp36.04 MB

عزادار دیده‌ها باشید، نه شنیده‌ها.

CrazyCello – -مهرداد مهدی-آکاردئون.mp37.97 MB