152
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
-1030 дней
Архив постов
152
نه اینکه حرفی برای گفتن نداشته باشم، نه، فقط به این نتیجه رسیدم هیچکس حرفای منو نمیفهمه، هیچکس درک نمیکنه، هیچکس گوشِ شنوا نداره برای شنیده شدنِ حرفام، نه اینکه درد نداشته باشم، نه، فقط بهم ثابت شده اگه دردامو بریزم توو خودم و ذره ذره نابودم کنن بهتر ازینه که فریاد بزنم و به کسایی بگم که از پشت بهم خنجر میزنن، نه اینکه تنهایی رو دوست داشته باشم، نه، فقط از با آدما بودن میترسم، از ضربه خوردن میترسم، نه اینکه احساس نداشته باشم، نه، فقط از بروز احساساتم میترسم، از پشیمون شدنِ بعدش میترسم، نه اینکه نتونم اعتماد کنم، نه، فقط آدمی پیدا نشده که بتونم اعتماد کردن بهش رو تجربه کنم، نه اینکه سنگدل باشم، نه، فقط از مهربون بودن با آدما میترسم، همون آدمایی که تا میبینن یکی مهربونه بهش آسیب میزنن، نه اینکه مغرور باشم، نه، فقط توو زندگی شخصیم قانونهایی دارم و نمیتونم ازشون بگذرم، چون رد شدن ازونا یعنی چند فاصله تا ضربه خوردنم، نه اینکه نتونم انتقام بگیرم، نه، فقط میسپارم دستِ زمان
152
کنار گذاشتن آدما ساده نیست ؛ اما وقتی به رفتارشون بیشتر توجه میکنی میفهمی که تو فقط برای اونا مثل یک ابزار عمل میکنی و هروقت که بهت نیاز داشته باشن ازت استفاده میکنن و اگه فایده ای براشون نداشته باشی حذف میشی
152
وابسته شدن دست خود آدم نیست ، یهو به خودت میای میبینی تا گردن تو فکر و خیال طرف غرق شدی✨
152
بعضی وقتا خیلی راحت میشه آدما رو کنار گذاشت، فقط کافیه یادت بیاد حرفایی که فکر نمیکردی هیچوقت بشنوی رو شنیدی و چیزایی که فکر نمیکردی ببینی رو دیدی.
