𝐇𝐨𝐦𝐞
Открыть в Telegram
ارغوان میبینی؟ به تماشاگه ویرانی ما آمدهاند. "ᴹʸ ᵖˡᵃʸˡⁱˢᵗ" @Arghavanambot
Больше562
Подписчики
Нет данных24 часа
-97 дней
-4230 день
Архив постов
562
همه شب نالم چون نی که غمی دارم، که غمی دارم دل و جان بردی از ما نشدی یارم، نشدی یارم با ما بودی، بی ما رفتی چو بوی گل به کجا رفتی؟ تنها ماندم، تنها رفتی چو کاروان رود، فغانم از زمین بر آسمان رود، دور از یارم، خون می بارم فتادم از پا، به ناتوانی، اسیر عشقم، چنان که دانی رهایی از غم، نمیتوانم، تو چاره ای کن، که میتوانی گر ز دل برآرم آهی آتش از دلم ریزد چون ستاره از مژگانم اشک آتشین ریزد چو کاروان رود، فغانم از زمین بر آسمان رود، دور از یارم، خون می بارم نه حریفی تا با او غم دل گویم نه امیدی در خاطر، که تو را جویم ای شادی جان، سرو روان، کز بر ما رفتی از محفل ما، چون دل ما سوی کجا رفتی، تنها ماندم، تنها رفتی به کجایی غمگسار من، فغان زار من بشنو و بازآ، بازآ از صبا حکایتی ز روزگار من بشنو و بازآ، بازآ سوی رهی چون روشنی، از دیده ما رفتی با خاطره باد صبا رفتی تنها ماندم تنها رفتی - رهی معیری
562
چنان در قید مهرت پایبندم که گویی آهوی سر در کمندم گهی بر درد بیدرمان بگریم گهی بر حال بیسامان بخندم مرا هوشی نماند از عشق و گوشی که پند هوشمندان کار بندم مجال صبر تنگ آمد به یک بار حدیث عشق بر صحرا فکندم نه مجنونم که دل بردارم از دوست مده گر عاقلی ای خواجه پندم چنین صورت نبندد هیچ نقاش معاذالله من این صورت نبندم چه جانها در غمت فرسود و تنها نه تنها من اسیر و مستمندم تو هم بازآمدی ناچار و ناکام اگر بازآمدی بخت بلندم گر آوازم دهی من خفته در گور برآساید روان دردمندم سری دارم فدای خاک پایت گر آسایش رسانی ور گزندم و گر در رنج سعدی راحت توست من این بیداد بر خود میپسندم
562
Repost from Afkar | افکار
جامعه پاداشش رو به برونگراها میده
به کسایی که بلندتر حرف میزنن، سریعتر ارتباط میگیرن و همیشه وسط صحنه هستن.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
