-𝐄𝐋𝐀𝐍𝐀-
Открыть в Telegram
222
Подписчики
-224 часа
-67 дней
-3830 день
Архив постов
222
Repost from داستایفسکی در سیبری
یادم هست وقتی عاشق شده بودم حتی در راه رفتن هم احتیاط میکردم، انگار ظرفی درون سینهام جا داشت که پر از مایعی گرانبها بود و من میترسیدم که این مایع گرانبها از درون آن جاری شود.
رودین، ایوان تورگنیف
222
«میان این آدمهایی که میآیند و میروند، یک نفر اما یادش تا همیشه با تو خواهد ماند، و تا آخر عمر هربار که حرف از عشق شود، جز او به یاد کسی نخواهی افتاد..»
