𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.
Закрытый канал
Fic / Au • 🦋 Unknown: https://t.me/+1SgVnUz7gDwxNWY8 • 🦋 GP: https://t.me/+-QB8ydb4KldlMzQ0 • 🦋 Wattpad ID: fercansso Sec ch fic: @fercansso • 🦋 Daily: @rainydayswithoutyou • ~ 🦋 ~ • @Fercanssobot http://t.me/HidenChat_Bot?start=840106795
Больше215
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-1030 дней
Архив постов
215
بله خانم معلم تا اونجا فهمیدم
خب چرا اینو گفتی که با هم ضجه بزنیم؟
فاطیما اینو تو چنلش تایپ کردی
215
Repost from 𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.
جونگهان دستش رو به دور کمر سونگچول انداخت و به طرف خودش، کشید.
با چشم هایی خمار به پسر عضلانی کوچکتر نگاه کرد و دندون های نیشش رو نمایان کرد.
« تو یه عصرونه ی خوشمزه برای منی، سونگچول.»
پسر کوچکتر با چشم هایی گرد، نمیدونست چرا از این حرف مردِ خون آشامِ جلوش دستپاچه شده.
هان، با شنیدن تپش های تند قلب طعمهی بینواش، دستش رو به لب پایین سونگچول کشید.
« اوه... سونگچول کوچولو هیجان زده شده؟ چه پسر خوبی!»
215
جونگهان از اولش هم یه تخم سگ بود، اولش یکم خجالتی بود بعد کم کم قراره دیگه بگه سلام عزیزم کی میریم تخت پس؟
215
کمتر ناراحتم :**
نه سونگچول فصل دو اینطوریه، سونگچول فصل یک اینطوری نیست و حتی داشت از دست جولی توی راهرو تقریبا میدوید😂😂😂😂😂😂😂😂😂
دلیل پنیک هانی رو، توی وویسام گفتم.
ونوو عشقمه.
بابا دختره قضیه داشت =))) وقت نکردم بگم!
دختره اصلا تو نخ سونگچول نیست =)))
آره لواط😂😂😂
بزنیم بالا یا گریه کنیم😂😂😂😂😂😂
نه نیستم دوست دختری
