ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

Открыть в Telegram

فراموش کرده بود که انسان در نهایت به همه چیز عادت میکند"

Больше
149
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-730 дней
Архив постов
چالش هارو بعد از ساعت ۱۲ پاک میکنم اینجا میتونید چک کنید.

اگر کسی جامونده ناشناس بهم اطلاع بده.

ممنون از همتون بابت اینکه همیشه با صبوری و حمایت هاتون در کنارم هستید و باعث میشید این چنل، چنل باقی بمونه.🦋

عزیزِ من چقدر زیبا و قدرتمند هستی هنگامی که در برابر مشکلاتت آنقدر محکم ایستاده ای که گویا تکیه برا دیوار آهنی داده‌ای و اما چه کسی می‌داند که در پشت سر تو حتی سایه‌ای هم نیست؟! کیست که بداند در کنار این آدم قدرتمند تنها خودش قدم برداشته است و مسیر قدرت را به تنهایی طی کرده‌است.. نگرانش نباش تو اکنون در برابر تمام ظلمت های دنیا نوری خاموش نشدنی هستی که از امید نشأت می‌گیرد؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی زندگیِ پر از شادی برای https://t.me/Ahvalate_Nafis ✨

چالش هارو بعد از ساعت ۱۲ پاک میکنم اینجا میتونید چک کنید.

اگر کسی جامونده ناشناس بهم اطلاع بده.

ممنون از همتون بابت اینکه همیشه با صبوری و حمایت هاتون در کنارم هستید و باعث میشید این چنل، چنل باقی بمونه.🦋

در میان خلوت زندگی همانجا که گمان کردی دیگر هیچکسی را برای خودت نگه نداشته‌ای، آسمان را بنگر.. احتمالا در جایی از این آسمان، ستاره‌ای مدت هاست که در انتظار نگاه تو نشسته است و برای اینکه تو به دیدارش بیایی لحظه شماری کرده است.. عزیزِ من برای خودت بمان، در این شهر همه‌ی مردم غریبه اند و در میان این غریبی تو پناه خودت باش و نگذار که تو را با خودت غریبه کنند؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی موفقیت برای زهرایِ عزیزم🫂💗

برای آن روز که شکستی آن روز که اشک‌هایت تکه‌های قلبت را ترمیم میکرد، همان روز که قدرت روزگار توان احساساتت را گرفت، برای آن روز می‌نویسم، همان روزی که بعد از آدم دیگر آن آدمِ گذشته نبودی و برای هیچ‌چیزی احساسات گذشته را نداشتی.. از آن روز یاد میکنم و می‌نویسم تا در نقش قلم بماند که چه بر تو و آن روح لطیفت گذشت؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی زندگیِ شاد برای https://t.me/withfti ✨

چالش هارو بعد از ساعت ۱۲ پاک میکنم اینجا میتونید چک کنید.

اگر کسی جامونده ناشناس بهم اطلاع بده.

ممنون از همتون بابت اینکه همیشه با صبوری و حمایت هاتون در کنارم هستید و باعث میشید این چنل، چنل باقی بمونه.🦋

هرگاه از عشق برایش میگفتم، با صدای لرزانی یادآوری می‌کرد که "فراموش نکن بچه‌جان عشق جنگی‌ است که هیچکس از آن سالم بیرون نمی‌آید" من نمی‌توانستم زخم‌هایم را به او نشان بدهم اما گمان کنم او هم این را فهمیده بود که من مدت‌هاست دیگر آن قوتِ قلب و توان گذشته را ندارم .. از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی قلبی آروم برای https://t.me/dangeruslyours ✨

قلبم آشوب بود و وجودم جنگ؛ چه کسی می‌توانست بفهمد چه رنجی را تحمل میکنم و در برابر تمام این تحمل ها ذره‌ای اعتراض هم بر من وارد نیست.. تنها محکوم به صبر و سکوتم و قدرت بیان رنج را از خود گرفته‌ام؛ زیرا مدت‌ها پیش این را از پیرمردِ پیر قصه‌های مادر بزرگ آموختم که این آدمی هیچ دردی را از هم سرشت خود دوا نمی‌کند؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی زندگیِ شاد برای https://t.me/telmaa60 ✨

برایم از غم چشمانت بگو، همان غمی که پشت لبخند زیبایت پنهانش کرده‌ای، همانی که شب‌ها بغضِ گلویت می‌شود؛ آری عزیزم تو نماد صبر و زیبایی هستی .. از همان صبورهای قصه‌های کودکی، همان قهرمان هایِ قصه‌های مادر بزرگ، همان فرشتگان مهربانِ خانه‌ی خاله مریم و همان زیبایی های باغ‌های بنفشه.. پس سوگند به تو و صبوریت عزیزم که مقدس‌تر از آنها چیزی نیست؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی حال خوب برای https://t.me/my_Mocaccino ✨

یک روز می‌رفتم.. بدون آنکه به این فکر کنم در راه که اتفاقی خواهد افتاد، می‌رفتم و برای آن مقصد همیشگی ام می‌جنگیدم، نمی‌گذاشتم این بار زندگی کامم را تلخ و قلبم را رنجور سازد،برایش می‌جنگیدم و تمام توانم را می‌گذاشتم که خسته نشوم؛ به قول پدربزرگ انتهای این مسیر نوریست که پاسخ تمام این تاریکی هایِ مسیر خواهد بود؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی موفقیت برای https://t.me/amajj86 ✨

میگفتند انقلاب همان هیاهوی بزرگِ تغییر است؛ آری، آمدنش انقلاب بود، آن هم برای منی که سخت در قلبم جشنی به پا میشد او و بودنش انقلاب بزرگی بودند که تا لحظه‌ی سپردنِ جان از خاطرم نمی‌رفتند و تا ابد با فکر به آنها تمام انقلاب های بزرگ جهان را فراموش میکردم و برای او و انقلابش از اعماق وجود میخندیدم.. آری گمان کنم دل به او و عشقش سپرده بودم و دیگر راه برگشتی هم برای خودم نگذاشته بودم؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی زندگیِ پر از عشق برای https://t.me/xxxpexx ✨

در میان طوفان زندگی، قایقی بودم به رنگ سرخی آتش و به بزرگی قلب مادر صحرا، برای عبور از آن در تلاش بودم و برای ماندن درونش بسیار خسته؛ مدت‌ها پیش انقدر این طوفان بی رحم ضربه بر تن قایق بی جانم زد که هنوز هم برخی زخم هایش ترمیم نشده است، اما او نمی‌داند که ما مدت ها پیش به ساحل قول رسیدن داده‌ایم.. از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی قلبی آروم برای https://t.me/soullra ✨

در آن روزهای غریبانه ام سر بر آن دیوار خاکی‌ِ حیاط می‌نهادم و آسمان را می‌نگریستم، گمان می‌کردم که در خاکِ زمین تنها مانده‌ام و هیچ پناهی ندارم.. برایم جهان تنگنای بی هوایی بود که نفسم را می‌برید، دلسوزی هیچکسی حالم را بهتر نمی‌کرد و بودن هیچ بشری قلبم را آرامش نمی‌بخشید و تنها خودم بودم که مرهمی شده بودم برای این قلب خسته و تنهایم؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی موفقیت برای https://t.me/mahiranmah ✨

سوگند به آن رمان‌هایی که از سر شکست لبخند بر لب زدی تا گمان کنند که هیچ چیز تو را اندوهگین نکرده‌است، اما تو تنها در خلوت خود برای آن زخم‌های عمیقِ قلبت سوگواری کردی و هیچکس را به خلوتت راه ندادی تا مبادا آنها هم زخمی بر زخم هایت اضافه کننده و غم قلبت را بیشتر و بیشتر کنند.. تو نماد صبری، برای خودت بمان و فراموش نکن که این جسم فقط خودش را دارد بچه‌جان؛ از طرف بازمانده ای از یکم دسامبر با آرزوی زندگیِ شاد برای https://t.me/aaarri555 ✨