بازماندهای از یکم دسامبر
Открыть в Telegram
149
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-730 дней
Архив постов
امروز دبیر یه نگاه بهم کرد و گفت
تو که خیلی خوب نوشته بودی آخه چرا باید خراب کنی امتحانو؟
نتونستم بگم مغزم داشت به حرفای مزخرف بقیه فکر میکرد و درد میکشید و یادش رفت سر جلسه امتحانیم.
این قلب درد امروزم یادم میمونه تا دقیقا وقتی که قرار شد بهتون بگم که چیکارا کردید.
به هرحال فکر میکردید نمیتونم فراموش تون کنم و بیخیال بشم ولی خب الان دیگه نهایتا یه خاطره باشید که باعث اینه که بقیه بابتش مسخره ام کنن.
چون بهم نمیخوره که با شماها معاشرت کرده باشم و امثال شما تونسته باشن اذیتم کنن.
حتی وقتی دستم یخ کرده بود
تنها واکنشم این بود که بخندم.
چون نمیتونستم بگم که واقعا قدر نشناسی همتون مخصوصا یکی دوتاتون چقدر همیشه اعصابمو بهم میریزه.
نتونستم بگم که من هرکاری که کردمو از روی اینکه بهتون حس ارزشمند بودن بدم کردم و هیچ وقت از روی احمق بودن و نفهمیدن نبوده و خودم تمام اون لحظهها میفهمیدم دارم چیکار میکنم و هنوزم بابتش پشیمون نیستم چون مامان همیشه میگفت تو با کارایی که در حق بقیه انجام میدی کارایی که قراره در آینده بقیه در حقت انجام بدن رو برنامه ریزی میکنی، اون کارها برای خوب شدن حالتون بود، برای این بود که آدم های خوشحال تری بشید اما همتون قدرش رو ندونستید و گذاشتیدش پای وظیفه.
از من که گذشت
الان مدتهاست چیزی هم باعث نمیشه تغییر کنم ولی اون رفتارهایی که در جواب کارایی که عین بچه ها از روی حس خوب انجام دادم باهام شد رو هیچوقت یادم نمیره.
قرار مون هم باشه واسهی زندگی بعدی
تو این زندگی دیگه نیازی به شما ندارم.
راستی هنوزم براتون دعای خوب میکنم و در جواب بقیه وقتی میگن «مگه احمقی؟» یا حتی «چه خریتی کردی مکه مغز نداشتی؟؟؟» معمولا سعی میکنم سکوت کنم و لبخند بزنم چون مدتهاست از کنار هرچیز خوب و بدی که بود گذشتم.
از کنار شماها و حرفایی که بهم زدید.
از کنار غم هاتون.
از کنار بدی هاتون.
بعد از گذشت اون روزها خیلی بزرگتر شدم و امروز بعد از مدت ها دیدم عه دیگه غم گذشته داره کم رنگ میشه و به زودی حتی تموم هم میشه.
امروز حین حرفام از روی لرزش صدا فهمیدم چقدر ردپای بی لیاقت بودن هاتون روی روح و روانم مونده و نباید واقعا اونقدرا بهتون میپرداختم.
Repost from N/a
فور کنید دو بیت از وحشی بافقی تقدیم کنم.
جوین باشید.
تا وقتی خط بخوره.
ممبرهایی که چنل ندارید هم ناشناس بگید.
بیاید بگید که چطوری با بزرگترین غم زندگیتون کنار اومدید.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6503197608
