ru
Feedback
ریسمــان‌

ریسمــان‌

Открыть в Telegram

حرکت فکری‌ست که الهی در صدق باشد و نور✨🌱

Больше
422
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-230 дней
Архив постов
«از گریه برای تو خوشم می‌آید...» #سید_تقی_سیدی این یه تک مصرع رو دوست دارم نه اینکه از گریه خوشم بیاد، اتفاقاً و متأسفانه به سختی گریه می‌کنم. به خاطر نوع تربیت یا حالا شخصیتی که دارم گمان می‌کنم گریه نشونه‌ی ضعف شخصیتمه و به همین خاطر بغض‌هام منجر به میگرن می‌شه، ولی گریه برای امام حسین رو دوست دارم دیگه اینجا جلوی بغضم رو نمی‌گیرم. اگه گریه‌ی گدایی‌ست، اگه به یاد غصه‌هامه، اگه اعتراف به اینه که کم آوردم و گناه کردم... اینجا گریه کردن، فرق داره. اینجا کسی تو رو خوار نمی‌بینه، فرداش اعترافت رو به روت نمیاره و‌ سرزنشت نمی‌کنه، آبرو نمی‌بره بلکه آبرو می‌ده، زخم نمی‌زنه بلکه مرهم می‌ذاره، اشک می‌ریزی ولی در ماتم غرق نمی‌شی چون صدای حق رو بعد از صدها سال از میون اشک‌ها و خون‌ها می‌شنوی و هنوز می‌تونی تو هم لبیک بگی برای دوباره بلند شدن ... ریسمان

اینجا همه کس و همه چیز حواسم رو پرت می‌کنن، تا میام یه هدف واسه خودم بذارم یکی رو نشونم می‌دن که ازم جلوتره و می‌گن: «عجله کن!» یا یکی رو نشونم می‌دن که ازم عقب‌تره و بهم می‌گن: «عجله نکن!» تا میام به خودم یه ایراد و کمی سخت بگیرم، می‌گن: «سخت نگیر خیلیا مثل تو اند» یا «همینکه هنوز حالیته از خیلیا جلویی» ولی همیشه جای خالی یه نفر رو خیلی عمیق احساس می‌کنم، همونکه براش پیش‌تر پلن زندگی کشیدن، لباس‌های رنگارنگ و مدل‌های مختلف تنش می‌کنن، اداهاش هر روز فرق می‌کنه ولی تهش شبیه همه شده الا خودش. می‌دونم همه‌ی این سرگیجه‌ها و دردهایی که یهو توی خلوت و سکوت میاد سراغم به خاطر همین جای خالیه. می‌دونم یه روزی دیگه هیچکسی نیست و منم که روبروی خودمم. امام حسین وقتی توی کربلا، محاصره شده بود، به عمر سعد التماس نمی‌کنه که بیا سمت ما، یارهای امام حسین کمتر و بیشترش، دیگه توی نتیجه‌ی جنگ فرقی نمی‌کنه اما عمرسعد رو مقابل خودِ عمرسعد قرار می‌ده و می‌گه: «تو چرا؟! تو که ما رو می‌شناسی و می‌دونی، چرا؟!» می‌دونم یه روزی دیگه هیچکسی نیست و منم که روبروی خودمم. اونوقت جواب این چراها رو... ریسمان

sticker.webp0.03 KB

photo content

می‌دونید کی از همه بیشتر به بابام نزدیک شدم و عشقش رو باور کردم؟ وقتی مریض بودم و بابا پا به پام میومد دکتر، توی خیابون‌های ش
می‌دونید کی از همه بیشتر به بابام نزدیک شدم و عشقش رو باور کردم؟ وقتی مریض بودم و بابا پا به پام میومد دکتر، توی خیابون‌های شهرِ غریب، دنبال داروهام می‌گشت ولی حتی یه بار هم به روم نیاورد، یه بار هم غر نزد، یه بار هم سرزنشم نکرد اما وقتی بهم گفت: «اگه خودت بخوای خوب می‌شی» با اینکه خیلی‌های دیگه این رو بهم گفته بودن، دکترها گفته بودن، اما حرف بابا برام حجّت بود چون می‌دیدم چطور از رنجم، رنج می‌بره، به خاطر خودم می‌گفت نه به خاطر خودش. وقتی پای روضه‌ی امام حسین می‌شینم با خودم می‌گم منم سوگ برادر و پدر دیدم ولی درد من کجا و رنج امام حسین کجا؟! رنج حسین، رنج بشریته، رنج عاشقی‌ست، توی این عشق ققنوس‌وار سوخت. برای همین حضرت زینب گفت: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» ریسمان

🌱 ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی تا راهرو نباشی کی راهبر شوی در مکتب حقايق پيش اديب عشق هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی دست از مس وجود چو مردان ره بشوی تا کيميای عشق بيابی و زر شوی خواب و خورت ز مرتبه خويش دور کرد آن گه رسی به خويش که بی خواب و خور شوی گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی يک دم غريق بحر خدا شو گمان مبر کز آب هفت بحر به يک موی تر شوی از پای تا سرت همه نور خدا شود در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی وجه خدا اگر شودت منظر نظر زين پس شکی نماند که صاحب نظر شوی بنياد هستی تو چو زير و زبر شود در دل مدار هيچ که زير و زبر شوی گر در سرت هوای وصال است حافظا بايد که خاک درگه اهل هنر شوی #حافظ ریسمان

اینکه بگویند: «بمان تا در امان بمانی» را می‌شود تحمل کرد، اینکه بگویند: «بمان تا برایمان بمانی» را کمتر می‌شود تحمل کرد و این
اینکه بگویند: «بمان تا در امان بمانی» را می‌شود تحمل کرد، اینکه بگویند: «بمان تا برایمان بمانی» را کمتر می‌شود تحمل کرد و اینکه بگویند: «بمان تا در درکمان بمانی» را هرگز نمی‌شود تحمل کرد. اما او که می‌گوید: «بمان تا به خود آیی و مانی» را باید ″سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً ″... #او #حب_الحسین ریسمان

sticker.webp0.06 KB

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بُوَد که گوشهٔ چشمی به ما کنند دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی باشد که از خزانهٔ غیبم دو
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بُوَد که گوشهٔ چشمی به ما کنند دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی باشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنند #حب_الحسین ریسمان

استعفای سناتور استرالیایی در اعتراض به جنگ غزه فاطمه پیمان: «من هیچ حد وسطی نمی‌بینم و وجدانم چاره‌ای برایم باقی نمی‌گذارد.»
استعفای سناتور استرالیایی در اعتراض به جنگ غزه فاطمه پیمان: «من هیچ حد وسطی نمی‌بینم و وجدانم چاره‌ای برایم باقی نمی‌گذارد.» ریسمان

پی‌نوشت: زری توی سووشون رو دوست دارم ولی زری وقتی شجاعت به خرج داد که دیگه عشقش رو کشته بودن. این بلند‌پروازی‌ست ولی من شجاعت فاطمه و زینب رو می‌خوام که از همون اول عشقشون با شجاعت عجین بود. ریسمان

داستان پرواز🦋 #بیکلام ریسمان

ترس ابرازهای متفاوتی داره. مثلا شاید فکر کنیم اونی که داره فریاد می‌زنه یا مشت اول رو زد شجاعت داره در صورتی که ممکنه چون ترسیده که صداش شنیده نشه یا مشت بخوره، شدیدتر و زودتر وارد عمل شده. یا شاید گمان کنیم اونی که مخالف هنجارها و قانون‌های اکثریت عمل می‌کنه نشونه‌ی شجاعته. ولی ممکنه وقتی مرتکب اولین ناهنجاری شده از ترس و شرم اینکه مبادا دیگه در دایره‌ی مقبولیت و شایستگی نباشه، به تدریج آنقدر پاش رو از این دایره بیرون گذاشته که حالا اسمش رو استقلال می‌ذاره نه فرار. ترس ذاتاً بد نیست و علامت هشداره. اما اگر پشتوانه‌ی ترس، عقل و ایمانی بالغ و خالص نباشه که بتونه ضرر و‌ منفعت رو درست محاسبه کنه. آدم قبل از مرگ می‌میره حتی اگر در توهّمِ زندگی، زنده باشه. دلم می‌خواد این ترس‌هام رو بشناسم. نمی‌خوام نقش وسطی، عقبی و یا انفرادی رو از روی ترس بازی کنم. ریسمان

❤✨✨ يَا عِمادَ مَنْ لَاعِمادَ لَهُ ای تکیه‌گاه آن‌که تکیه‌گاهی ندارد ریسمان

sticker.webp0.31 KB

یکی از دانش آموزام ازم پرسید: «خانم! چرا باید پنج بار نماز بخونیم؟» گفتم: «به نظرم چون فراموشکاریم. هی الله اکبر رو می‌گم ولی دیدی همین چند دقیقه پیش گفتم از اینکه فلان اتفاق برام بیوفته می‌ترسم ونگرانم؟» صدای اذون از بچگی برام پر از حس آرامشه. شاید به خاطر اون لحظه‌های قشنگی که بابا سجاده‌ش رو پهن می‌کرد و منم پشت سرش می‌ایستادم و با هم نماز می‌خوندیم. انگار همین همسرایی و همراهی‌مون بیشتر از هر حرف دیگه‌ای بهم حس قدرت و آرامش می‌داد. بارها شده که دور از خونه اینقدر احساس پریشونی و تنهایی کردم که دلم خواسته بشینم وسط خیابون و‌ زار بزنم. اما صدای اذون همون حسِ پناه و آرامشِ همراهی بابا و خدا رو بهم یادآوری کرده. انگار بهم می‌گه: بسه هر چی پرسه زدی، نترس گم نشدی، من هستم. دوستم یه نکته‌ی جالبی گفت: «ریشه‌ی کلمه‌ی انسان در نِسیان و اُنس است.» یعنی یادمون می‌ره عهدی که با خدا بستیم و به غیرِ اون اُنس می‌گیریم. ریسمان

sticker.webp1.11 KB

ز ذره ذره شنو: لااله‌الالله... همایون‌شجریان و سامی‌یوسف 🌌 | چاهِ‌یوسُف |

احساسات وحشی و کور هستند وقتی ما را برمی‌انگیزند که بی‌قرار هر چیزی را سبب و واسطه‌ی استجابتِ خواهشِ خود پنداریم و ولی به آنی این آتش تند تبدیل به خاکستر ناامیدی می‌شود. اما آنگاه که به سرحدِ رنج کشیدن می‌رسیم و مضطر یا درمانده از هر سببی می‌شویم، اگر او را که «سبب الاسباب» است بخوانیم، خواهیم دید که چگونه همچون جانشین خدا، اسباب در اختیارمان قرار می‌گیرد و از آن راه که قبلا بر آن حکمت نداشتیم و نمی‌دیدیم، استجابت می‌یابیم. ریسمان