ریسمــان
Открыть в Telegram
422
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-230 дней
Архив постов
422
«مسیحهی مسلمان»
برخی رسم دارند که تا مدتی برای خانوادهی سوگوار، هر وعده غذا ببرند؛ زیرا میدانند آن خانواده به سختی میتوانند اجاق خانه را گرم نگه دارند و به جای خالی فکر نکنند. غمِ نبود بابا، نیروی زندگی کردن را برای مدتی طولانی از ما گرفته است، اما در خانهی ما مامان است که دغدغهی گرم نگهداشتن خانه را بیش از همیشه دارد. هر روز زودتر از ما بیدار میشود و اجاق را روشن میکند. گویی تاروپودِ غمهایش همان کلافهایی است که با آنها سجادههای زیبا میبافد و به بچهها هدیه میدهد، یا تکهخاطرههایش را مثل همان تکهپارچههایی از هر لباس، به صورت رودوزیهایی با طرح خورشید میدوزد و به خانهی هر یک از نزدیکان هدیه میکند. حضورِ قدرتمند و تابشِ هرلحظهی مهرش، ما را از دفن شدن در خاکِ سرد و تاریک ناامیدی نجات میدهد.
پیش از این فقط مسئول مراقبت از گلهای پانسیون بود، اما حالا بهجای بابا به گلها و درختهای حیاط هم رسیدگی میکند. صبحها که با صدای قدمهایش بیدار میشوم، خاطرهی کابوس شبانه و دلشورههایم را پس میزنم. او در خانه، هوایِ زندگی میدمد. دیشب که از دلتنگی برای بابا و برادرم بغض کرده بود، گفتم: «مامان! تلویزیون را روشن کنیم، فیلم طنز ببینیم.» وضو گرفت و آمد و قرآن را باز کرد.
امروز با انرژی از پیام خداوند میگفت: ✨
«(این تقدیر حق را بدانید) تا هرگز بر آنچه از دست شما رود، دلتنگ نشوید و به آنچه به شما میدهد، مغرور و دلشاد نگردید؛ و خدا دوستدار هیچ متکبر خودستایی نیست.»(حدید، آیه ۲۳) در برابر چنین حضوری، نمیتوانم چاشنی طنز را غالب کنم. فقط اینکه «مَسیحه»، نام دخترانهی «مَسیح» باشد. ریسمان
422
زینب تنها در خانه و در دامن مادر بزرگ شده. و آن وقت زنی این چنین بتواند نقشی آنچنان را در ادامه و تکمیل نهضت کربلا بازی کند، نشان میدهد که دست فاطمه در ساختن این روح و این روحها چه دستی است و چگونه خانه او خانهای است که از هر بُعدی نمونه انسانیت تجلی میکند و به چه معنی اساساً عترت پیغمبر یکی از ملاکهای شناخت اسلام در همه زمانهاست.
یا به عنوان یک مادر در مرحلهای که دختری چون زینب می پروراند و پسرانی چون حسین و حسن؛ و به عنوان یک بُعد دیگر زن متعالی و مثالی، همسر، به عنوان کسی که در تنهاییها و سختیها، نقشها و عظمتهای علی پا به پای اوست.
و همچنین به عنوان یک زن مسئول اجتماعی، کسی که از بدو تولد تا لحظهای که پدرش را تنها به زمین گذاشت و در غربت دفن شد و در خاموشی، باز یک لحظه از مبارزه نایستاد. در جبهه خارجی با کفر تا هجرت و در جبهه داخلی با انحراف و قتل تا لحظه مرگ. حتی بعد از مرگ نیز که: «علی! مرا پنهان کرده دفن کن تا بر گور من گرد نیایند و هم بر عزای مراسمی که به پا نکنند و بر من نماز نخوانند و مراسمی که به پا ندارند، تا به نام تجلیل از نام من قدرتی که هماکنون بر روی کار آمده، قدرت خود را توجیه دینی نکند.» زنی که حتی مردن و دفن شدنش را میخواهد وسیلهای کند برای مبارزه در راه حق و محکوم کردن ابدی و همیشگی غضب. این است «چگونه امروز زن مسلمان بودن»!
فاطمه، فاطمه است #علی_شریعتیریسمان
422
انسان شریف، بر آن است که فکر شریف، گفتارِ شریف، رفتارِ شریف، عاداتِ شریف، شخصیتِ شریف و سرنوشتی شریف داشته باشد. شرف در حفظ عزت و بلندمرتبه بودن است و والاترین عزت و مرتبه از آن خداوند است.
بهترین قبلهنمای ما برای یافتن جهت در هر چیزی، به سوی خدا، قلب و روح ماست؛ همان روحی که از او در ما دمیده شده و میتواند ما را به سمت او هدایت کند.
رسول الله (ص):
هر چیزی شرافتی دارد و شرافت جایگاه نشستن، به رو به قبله بودن آن است.بحار الانوار، ج ۷۲، ص: ۴۶۹
اعتقاد و عشق، دلير کند و همه ترسها ببرد هر اعتقاد که گرم کرد آن را نگهدار و هر اعتقاد که سرد کرد از آن دور باش#شمس_تبریزی ریسمان
422
به پاس تمام کتابهای خوبی که معرفی کردهاید. از خداوند بهترین خیرها را برایتان خواستارم🙏✨
422
دور و نزدیک شدنم به تو، وهم است.
دردِ من، فاصله نیست.
غمِ من، چشم خوابآلودیست
در پسِ جادهی مهآلودِ فهم...
ور نه، تو همانی که ز آغازِ هستی،
در دل و جانم نشستی.
نه پنج روزهٔ عمر است عشقِ رویِ تو ما را وَجَدتَ رائِحَةَ الوُدِّ إِن شَمَمتَ رُفاتي#سعدی ریسمان
422
شخصیت پوزدنیشوف در #کتاب سونات کرویتسر اثر لئو تولستوی، گویی مسخشدهی آهنگ پریشان و لجامگسیختهی جامعه در باب عشق است. گرچه خود او به تأثیر القایی و تسخیرکنندهی موسیقی بر احساسات، افکار و اعمال آگاه است، اما نیرویی برای هوشیاری و رهایی نمییابد. او مدام میان منطق و احساس، عشق و هوس، و واقعیت و خیال در جدال است. از اینکه دوران تجردش را به هوسرانی گذرانده و زن را تنها ابزاری جنسی دیده بود، بیزار است؛ در حالی که در زندگی زناشویی به دنبال عشق و تعهد میگردد، اما تشخیص عشق از هوس برایش دشوار شده است. ابرازهای محبتآمیز همسرش را بر پایهی همان آهنگ لجامگسیخته و آلوده به مکر و خیانت تفسیر میکند؛ نگاهی وحشتناک که به اعتراف خودش، در جامعه—حتی از سوی زنان—به جنس زن وجود دارد: این باور که زن، هر اندازه در هنر و تحصیل توانا باشد، باز هدف و موفقیت اصلیاش در فریفتن مرد دلخواهش خلاصه میشود. تساوی حقوق و احترامی که ظاهراً برای زن قائلاند، اما همچنان «به او به چشم یک ابژهی جنسی مینگرند».
پایان داستان، گرچه هولناک و غمانگیز است و آن «مرا ببخشید» که گویی خطاب به همهی زنان از سوی مردان گفته میشود، اما با سیر واقعی چنین جامعهای سازگار است؛ جامعهای که در آن زنانی روحاً و جسماً کشته میشوند و نه قانون و نه حتی زنان دیگر به دفاع یا سوگواری برنمیخیزند، زیرا یا خود به نوعی آلودهاند یا همچون دیگران مسخِ همان آهنگ پریشان.
مطالعهی این کتاب همزمان شد با خواندن آیات ۲۲۱ تا ۲۴۳ سورهی بقره؛ آیاتی که از معیار ازدواج تا حقوق زن، فرزندداری، طلاق و وصیت برای همسر، نظامی سراسر حکمت را ترسیم میکنند.
ریسمان
422
چقدر انتظار کشیدیم برای چیزها و کسانی که هیچ تضمینی برای رسیدن به آنان نبود؛ نه از سوی خودشان، نه از سوی دنیا. حتی تضمینی نبود که شیرینی وصال، ماندگار بماند. با این حال، ما عمری را در این انتظارها گذراندیم. زندگی سراسر انتظار است و پایان هر انتظار، ما دیگر آن آدمِ پیش از آن نیستیم؛ گاهی آبادتر و گاهی ویرانتر.
پس چگونه است که تاکنون در انتظار او نبودهایم؟ همان که خودِ او، خدای او و عالم، تضمینِ وصالی شیرین دادهاند. حق آن است که همهی انتظارهایمان وسیلهای باشد برای یک قدم نزدیکتر شدن به او، و دلمان را از هر آنچه افزونکنندهی عشق او نیست، خالی کنیم.
🌱
حافظا، در دل تنگت چو فرود آمد یار خانه از غیر نپرداختهای، یعنی چه؟ریسمان
422
✨
(ابراهیم واسماعیل همچنین گفتند:) پروردگارا! ما را تسلیم (فرمان) خود قرارده واز نسل ما (نیز) امّتی كه تسلیم تو باشند قرارده و راه و روش پرستش را به ما نشانده وتوبهی ما را بپذیر، كه همانا تو، توبهپذیر مهربانی.(۱۲۸)
(بخاطر بیاورید) هنگامی را كه پروردگار ابراهیم به او گفت: تسلیم شو. گفت: در برابر پروردگار جهانیان تسلیم شدم.(۱۳۱)
آیا شما (یهودیان) هنگامی كه مرگ یعقوب فرا رسید، حاضر بودید؟! آن هنگام كه به فرزندان خود گفت: پس از من چه میپرستید؟ گفتند: خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم واسماعیل واسحاق، خداوند یكتا، و ما در برابر او تسلیم هستیم.(۱۳۳)سوره بقره 🌱
خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد ز جفا رست و ز غصه همه شادی و وفا شد#مولانا ریسمان
422
نامه به دوستِ او 💌
مرا به اسم میخوانی و من نیز تو را به اسم میخوانم. بیا نگاهی نو داشته باشیم. شاید تو نیز، همچون من، از اینکه در سایهی نامی باشی که از لحظهی تولد تا امروز تو را بدان خواندهاند و احساسی از محدودیت در تو ایجاد کرده، چندان خرسند نباشی.
بیاییم یکدیگر را «کلمهی الهی» ببینیم؛ یکی از آن بیشمار کلمات¹ خداوند که وصفشان ناممکن است.
میخواهم تو را در تابشِ نور الهی بخوانم؛ خواندنی که هر لحظه با نام خدا آغاز شود:
✨اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ✨
¹:کَلِمَه در اصطلاح قرآن به معنى مخلوق به کار میرود. «تفسیر نمونه از آیهی ۴۵ سورهی آلعمران»
ریسمان
422
کجاست آنکه تا بدان حد دوستش میداشتم؟ دوستی که به هنگام آغاز روز او را میجویم و هنگامی که شب فرا میرسد هنوز او را نیافتهام.
قلب مشتعلم هنوز رد پایش را نشان میدهد
هر جا گلها میشکفند رد پای او را میبینم
عشق او با هوا آمیخته، عطرش همه جا موج میزند، وجودش حس میشود...
ترانهای از #فیلم «توت فرنگیهای وحشی»ریسمان
422
سلام و درود به شما همراهان گرامی و سپاس از حضور شما🌷
به نظرم با سبک و محتوای کانال ریسمان آشنایی دارید و همراهان ثابتقدم اینجا را با قلمزدنهای طولانیام از هر دری که به رویام خوش باشد، میشناسند.
نوشتن، مُسکّن تقریبا هر روزهام میباشد اما لازم است وقت و حوصلهی شما را هم مورد توجه قرار بدهم(میدادم).
422
اما علم محض، قادر نیست زیبایی را در انسان پدیدار و فعال کند. وقتی کتاب را از دریچهی «منی» پردازش کنم که مهآلود و در غبار باشد و یا چنان «منِ» موهومم را بزرگ سازم که جای هیچ حکمت تازهای را نداشته باشد و هر حکمتی در برخورد به سپر سنگیِ«من» کج و معوج بازتاب یابد، زیبایی حاصل نمیشود.
✨
(راسخان در علم میگویند:) پروردگارا! پس از آن كه ما را هدایت كردی، دلهای مارا به باطل مایل مگردان و از سوی خود مارا رحمتی ببخش. به راستی كه تو خود بسیار بخشندهای.آلعمران- #آیه ۸
«بسیارند دانشمندانى که غرور علمى، آنان را از پاى در مىآورد و یا وسوسههاى شیاطین و هواى نفس، آنها را به بیراههها مىکشاند، اینجا است که باید خود را به خدا سپرد و از او هدایت خواست. حتى در بعضى از روایات آمده است: شخص پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نیز خود را به خدا مىسپرد، و بسیار این دعا را تکرار مىکرد: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِى عَلى دِیْنِکَ: اى کسى که دلها را مىگردانى قلب من را بر دین خودت ثابت بدار !»تفسیر نمونه ریسمان
422
آیات متناظر
✨✨✨
¹ الحدید، ۲۰: «بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمی و زینت و فخر فروشی و افزونطلبی در مال و فرزند است...»
طه، ۱۲۴: «هر کس از یاد من رویگردان شود، زندگی تنگ و پریشان خواهد داشت.»
² عنکبوت، ۶۹: «و آنان که در راه ما کوشیدند، بیگمان راههای خود را به آنان مینمایانیم، و خدا با نیکوکاران است.»
یونس، ۹۴: «اگر در آنچه بر تو نازل کردهایم تردیدی داری، از کسانی بپرس که پیش از تو کتاب میخواندند.»
³ روم، ۳۰: «پس روی خود را متوجه دین خالص پروردگار کن؛ همان فطرتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است.»
مائده، ۳: «امروز دین شما را برایتان کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را برایتان برگزیدم.»
⁴ کهف، ۱۰۹: «بگو اگر دریا مرکّبِ نوشتن سخنان پروردگارم باشد، پیش از آنکه سخنان پروردگارم پایان پذیرد، دریا به پایان میرسد، هرچند دریایی دیگر به یاری آن آید.»
زمر، ۲۳: «خدا بهترین سخن را نازل کرد؛ کتابی هماهنگ و اثرگذار که از شنیدنش لرزه بر اندام کسانی میافتد که از پروردگارشان میترسند.»
ریسمان
422
«طناب تولستوی و ریسمان خدا»
در #کتاب «اعتراف»، تولستوی مسیر شک کردن به دینی تقلیدی را تا رسیدن به ایمانی آگاهانه طی میکند؛ از طنابی برای خودکشی که همواره در نهانخانهی ذهنش داشت، تا ریسمانی برای صعود به آسمان الهی.
او با آنکه از امکانات زندگی خوبی برخوردار بود، میدانست خوشیهای دنیوی پایدار نیستند و برای رنجهای انسان باید معنایی والاتر وجود داشته باشد. نمیتوانست با پذیرش پوچی به زندگی ادامه دهد؛ نیرویی در درونش او را از خودکشی بازمیداشت، از همین رو در مسیر پر دردِ شک، با امید یافتن مقصدی مطمئن گام برداشت.¹
تولستوی به وجود خدا شک کرد، اما همانقدر که در پی تأیید تردید خود بود، شجاعت و صداقت جستوجوی دیدگاههای دیگر را نیز داشت.²
شاید چنین رویکردی متعصبانه به نظر آید، اما من انسانِ جستوجوگرِ حقیقت در دین مسیحیت را انسانی کودک میدانم؛ او میدانست به ایمان به خدا نیاز دارد، اما در بسیاری از موارد استدلالی استوار برای پیمودن مسیر و درک عبادات نداشت.³
انسان در بزرگسالی، شایستهی دین کامل اسلام است؛ دینی که قرآن، اقیانوسی بیکران و ژرف از معرفت در آن است. حکیمترین انسانها نیز از غور و کشف در این دریا مشعوف میشوند و با اینهمه، همچنان تشنه و مشتاق باقی میمانند.⁴
ریسمان
422
وقتی منبع اطلاعات، تاریخ و سیاست، فضای مجازی باشد و بیش از ۲۰۰ شبکهی خارجی فارسی زبان که علیه کشور فعالیت میکنند؛ سفیدشویی دنیای استعمار و مستعمره و سیاهنمایی ایران. بیرون از ایران دنیاییست بدون تبعیض و فساد، آزادی زن و مرد و رفاه و خوشبختی. این قدرتها هم از نیروهای انسانی و مالی خود ایثار میکنند تا با زبان خوش (جنگ نرم) یا زبان اسلحه این سعادت را به دیگر کشورها هدیه (تحمیل) کنند.
