218
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-230 дней
Архив постов
218
شکاک شدم از شکای تو؛ حساس شدم از حدسای تو. خورد میکردم عصابتو؛ الان فکرت میوفتم از چهار صبح. چقدر دستات دوره؛ ولی زنگ بزن حرفات خوبه. رو فرشام خونه؛ قلبامونو بردی غسالخونه.
شکاک شدم از شکای تو؛ حساس شدم از حدسای تو. خورد میکردم عصابتو؛ الان فکرت میوفتم از چهار صبح. چقدر دستات دوره؛ ولی زنگ بزن حرفات خوبه. رو فرشام خونه؛ قلبامونو بردی غسالخونه.